یک طرز فکر جدید در ۱ روز بوجود می آید.
یک عادت جدید در ۲۱ روز بوجود پی آید.
یک مهارت جدید در ۹۰ روز بوجود می آید.
یک بدن جدید در ۱۸۰ روز بوجود می آید.
یک زندگی جدید در ۳۶۵روز بوجود می آید معادل یک سال
یک آدم جدید در ۱۰۹۵ روز بوجود می آید معادل ۳سال
پس لازمه یک آدم جدید شدن،یک طرز فکر جدید هست.
لازمه یک طرز فکر جدید چی هست ؟؟
۱. شکافِ تجربه
هر طرز فکر جدید، از بطن یک شکاف بنیادین میان آنچه «هستم» و آنچه «میفهمم باید باشم»، پدید میآید؛
سکون کافی نیست، باید چیزی تو را بلرزاند—گاهی یک شکست گاهی یک بحران ،یا یکمواجهه عمیق با خود و یا با جهان خود .
۲. آگاهیِ رسوخکننده
نه هر اطلاعات یا دانشی؛
بلکه آگاهیای که همچون سیل، از همهی روزنههای خودت عبور کند.
آگاهیای که نه فقط به مغز، بلکه به عمقِ «احساس تعلق»ات به جهان نفوذ کند.
چنین آگاهی، معمولاً با مواجههی وجودی (existential encounter) میآید:
خواندن یک جملهی بنیادبرانداز
دیدن یک انسان با زیست متفاوت
لمس یک تجربهی غیرمنتظره
حتی گاهی در سکوت… ناگهان میفهمی باید همهچیز را جور دیگری نگاه کنی
۳. پذیرش فروپاشیِ هویت فعلی
شجاعت اصل ماجرا اینجاست:
اکثر آدمها، موهومترین ترس زندگیشان فروپاشی باور قبلی است.
طرز فکر جدید متولد نمیشود،
مگر آنکه حاضر شوی بپذیری «خودِ قبلی»ات تا حدی توهم بوده است—یک دیوار دفاعی، نه حقیقت.
این پذیرش دردناک، اما باشکوه است؛
یعنی کنار میآیی با اینکه گذشتهات ناقص، افکارت اشتباه و قضاوتهایت محدود بودهاند
۴. تصمیم برای ساختنِ دوباره خویش
در این نقطه، دو راه داری:
یا بهزور، دوباره به باورهای قبلیات پناه میبری
یا با تمامِ آسیبپذیری و امید، «خودِ جدید» را از نو میسازی:
میپذیری که نمیدانی
میچشی لذتِ دانستنِ دوباره
روشنگریِ شخصی را تجربه میکنی (خودت را از اسارت ایدههای وراثتی و اجتماعی میرهانی)
و آگاهانه تکهتکه وجودت را با کیفیتِ حضور جدید بازمیسازی
۵. تجربه زیسته و تداوم رهایی
طرز فکر جدید، صرف کلمات و ایده نیست.
باید آن را زندگی کنی، بارها و بارها با انتخاب آگاهانه.
هر روز در بزنگاهی کوچک، باید بین «راه قدیم» و «راه جدید» یکی را انتخاب کنی؛
تا عمق وجودت آن طرز فکر را با عمل تجربه کند و رفتهرفته، طبیعت دوم تو شود
دگرگونی طرز فکر، یک انقلابِ کوچک در عالم ذهن است؛
حرکت از «خودِ ناخودآگاه» به «خودِ آگاه»
از بودن به شدن
و از کهنگیِ معنا به تولدِ درک نو
لازمهی بنیادین طرز فکر جدید، شجاعت فروپاشی و میل به معنای اصیل است؛
یعنی پذیرش اینکه حقیقت، همواره از هر آنچه تاکنون بودهای بزرگتر است.
غیر قانونی#غیرشرعی#غیرعرفی#غیراخلاقی#غیرانسانی#درست #غلط#اشتباه#صحیح#تشخیص#حق#باطل.
شما بگوید این واژگان از کجا آمده اند و برای چه آمده اند ؟؟آیا واقعا در شکل واقعی واژگان خود بکار میبرند؟؟
یا با ماده و تبصره هایی حلال,شرعی،عرفی،اخلاقی،انسانی،درست،صحیح،و نهایتا قانونی میشود؛با همان نیت و توسط یک انسان فقط با اضافه شدن واژه ای دیگر در کنارش با عنوان ماده یا تبصره ؟؟؟
منتظر پاسختان جهت روشنگری اینجانب هستم..
شرعی و قانونی اخلاقی و درست باشین.
شکست، یک بحران، یک مواجههی عمیق با خود یا جهان