ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد جباری
مهرداد جباریمدرس دانشگاه و پژوهشگر هنر و رسانه؛ فعال در سینما، تئاتر، موسیقی و عکاسی و عضو چندین انجمن تخصصی و هوش مصنوعی.
مهرداد جباری
مهرداد جباری
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

جنگ شناختی در عصر رسانه‌ها؛ پیام‌های زیرآستانه‌ای چگونه بر ذهن مخاطب اثر می‌گذارند؟

در دنیای امروز که رقابت میان قدرت‌ها بیش از هر زمان دیگری به عرصه رسانه و افکار عمومی منتقل شده است، مفاهیمی مانند «جنگ شناختی» و «عملیات روانی» اهمیت فزاینده‌ای یافته‌اند.

در این میان، «پیام‌های زیرآستانه‌ای» یا Subliminal Messages به‌عنوان یکی از ابزارهای مورد بحث در مطالعات ارتباطات و روان‌شناسی رسانه مطرح هستند؛ پیام‌هایی که بدون آنکه مخاطب به‌طور آگاهانه متوجه آن‌ها شود، می‌توانند بر فرایندهای ذهنی و ادراکی او تأثیر بگذارند.

تحولات فناوری‌های ارتباطی طی دهه‌های اخیر، ساختار سنتی رقابت میان دولت‌ها و بازیگران بین‌المللی را دگرگون کرده است.

در کنار قدرت سخت، «قدرت نرم» و «قدرت شناختی» به‌عنوان مؤلفه‌های جدیدی در معادلات جهانی مطرح شده‌اند، به همین دلیل، امروزه افکار عمومی و ذهن مخاطبان به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت در فضای رسانه‌ای تبدیل شده است.

در این چارچوب، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به برداشت‌ها، نگرش‌ها و تصمیم‌گیری‌های جمعی دارند، به همین دلیل، پژوهشگران علوم ارتباطات از ظهور «جنگ شناختی» به‌عنوان مرحله‌ای جدید در رقابت‌های اطلاعاتی یاد می‌کنند.

پیام‌های زیرآستانه‌ای؛ مفهوم و تعریف

یکی از مفاهیمی که در مطالعات جنگ روانی مورد توجه قرار گرفته، «پیام‌های زیرآستانه‌ای» است، در روان‌شناسی شناختی، پیام زیرآستانه‌ای به محرکی گفته می‌شود که شدت یا مدت ارائه آن کمتر از آستانه آگاهی انسان است؛ به‌گونه‌ای که فرد به‌طور مستقیم از دریافت آن آگاه نیست، اما ذهن ناخودآگاه می‌تواند آن را پردازش کند.

این پیام‌ها ممکن است در قالب تصاویر بسیار کوتاه در ویدئوها، نشانه‌های پنهان در طراحی گرافیکی، صداهای بسیار ضعیف در فایل‌های صوتی یا الگوهای نمادین در محتوای رسانه‌ای ظاهر شوند، هدف از این روش‌ها، ایجاد تأثیرات ظریف و غیرمستقیم بر نگرش یا احساس مخاطب است.

از تبلیغات تجاری تا مطالعات رسانه‌ای

بحث درباره پیام‌های زیرآستانه‌ای نخستین‌بار در دهه ۱۹۵۰ و در حوزه تبلیغات تجاری مطرح شد ،در آن زمان ادعا شد که برخی تبلیغات می‌توانند از طریق نمایش بسیار سریع تصاویر یا کلمات خاص، رفتار مصرف‌کنندگان را تحت تأثیر قرار دهند.

هرچند بسیاری از این ادعاها بعداً مورد تردید قرار گرفتند، اما تحقیقات علمی بعدی نشان دادند که محرک‌های زیرآستانه‌ای در شرایط خاص می‌توانند بر برخی فرایندهای شناختی کوتاه‌مدت، مانند جهت‌گیری توجه یا ترجیحات لحظه‌ای، اثر بگذارند.

پیام‌های زیرآستانه‌ای در چارچوب جنگ شناختی

در فضای رقابت‌های رسانه‌ای، برخی تحلیلگران بر این باورند که تکنیک‌های زیرآستانه‌ای می‌توانند در کنار دیگر ابزارهای ارتباطی، به افزایش اثربخشی پیام‌ها کمک کنند، با این حال، اغلب متخصصان تأکید دارند که تأثیر این پیام‌ها به‌تنهایی بسیار محدود است.

در واقع، اثرگذاری واقعی در جنگ روانی معمولاً حاصل ترکیب مجموعه‌ای از تکنیک‌هاست؛ از جمله چارچوب‌بندی پیام، برجسته‌سازی رسانه‌ای، تکرار مداوم روایت‌ها، استفاده از نمادهای فرهنگی و بهره‌گیری از احساسات جمعی.

به بیان دیگر، پیام‌های زیرآستانه‌ای اگر هم مورد استفاده قرار گیرند، معمولاً بخشی از یک راهبرد ارتباطی گسترده‌تر هستند و نقش مکمل دارند.

رسانه‌های دیجیتال و مهندسی توجه

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین، امکان تحلیل رفتار کاربران و هدف‌گیری دقیق مخاطبان فراهم شده است.

الگوریتم‌های توصیه‌گر، تبلیغات شخصی‌سازی‌شده و تحلیل کلان‌داده‌ها به بازیگران رسانه‌ای اجازه می‌دهند پیام‌های خود را متناسب با ویژگی‌های روان‌شناختی مخاطبان تنظیم کنند.

در چنین فضایی، مفهوم «مهندسی توجه» نیز اهمیت پیدا کرده است؛ مفهومی که به مدیریت و هدایت توجه کاربران در محیط‌های دیجیتال اشاره دارد. این فرایند می‌تواند از طریق طراحی محتوا، انتخاب روایت‌ها و حتی ساختار الگوریتم‌های توزیع محتوا شکل بگیرد.

محدودیت‌های علمی این پدیده

با وجود جذابیت عمومی این موضوع، بسیاری از پژوهشگران علوم شناختی نسبت به بزرگ‌نمایی نقش پیام‌های زیرآستانه‌ای هشدار داده‌اند، مطالعات نشان می‌دهد که اثر این پیام‌ها معمولاً کوتاه‌مدت، محدود و وابسته به شرایط ذهنی مخاطب است.

به عبارت دیگر، اگر پیام با نیازها، نگرش‌ها یا تمایلات قبلی فرد همسو نباشد، احتمال اثرگذاری آن بسیار کم خواهد بود.

نقش سواد رسانه‌ای در مواجهه با عملیات شناختی

در شرایطی که فضای اطلاعاتی جهان با حجم عظیمی از پیام‌ها و روایت‌ها روبه‌رو است، تقویت سواد رسانه‌ای اهمیت مضاعفی پیدا کرده است، سواد رسانه‌ای به معنای توانایی تحلیل انتقادی پیام‌ها، درک تکنیک‌های اقناع و تشخیص منابع معتبر اطلاعات است.

افزایش این توانمندی‌ها در سطح جامعه می‌تواند به شکل‌گیری افکار عمومی آگاه‌تر کمک کند و مقاومت شناختی جامعه را در برابر عملیات روانی و دستکاری اطلاعات افزایش دهد.

جمع‌بندی

جهان معاصر شاهد انتقال بخش مهمی از رقابت‌های قدرت به حوزه ذهن و ادراک انسان است ،در چنین فضایی، مفاهیمی مانند جنگ شناختی، عملیات روانی و مهندسی توجه اهمیت فزاینده‌ای یافته‌اند.

پیام‌های زیرآستانه‌ای نیز اگرچه از نظر علمی تأثیری محدود دارند، اما همچنان به‌عنوان بخشی از مطالعات مرتبط با اثرگذاری رسانه‌ها بر ذهن مخاطبان مورد توجه پژوهشگران قرار دارند.

در نهایت، آنچه بیش از هر چیز می‌تواند از جامعه در برابر تأثیرات مخرب اطلاعاتی محافظت کند، افزایش آگاهی عمومی، تقویت سواد رسانه‌ای و ارتقای توان تحلیل انتقادی در مواجهه با پیام‌های رسانه‌ای است.

سواد رسانه‌ایافکار عمومیجنگ شناختی
۴
۰
مهرداد جباری
مهرداد جباری
مدرس دانشگاه و پژوهشگر هنر و رسانه؛ فعال در سینما، تئاتر، موسیقی و عکاسی و عضو چندین انجمن تخصصی و هوش مصنوعی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید