ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد جباری
مهرداد جباریمدرس دانشگاه و پژوهشگر هنر و رسانه؛ فعال در سینما، تئاتر، موسیقی و عکاسی و عضو چندین انجمن تخصصی و هوش مصنوعی.
مهرداد جباری
مهرداد جباری
خواندن ۴ دقیقه·۲۰ روز پیش

تئاتر شورایی، راهی برای بازسازی روح جمعی در جوامع پس از جنگ

یزد- ایرنا- پس از پایان جنگ، ویرانی تنها در خیابان‌ها و ساختمان‌ها باقی نمی‌ماند؛ روح جامعه نیز زخمی و فرسوده می‌شود ،سکوتی که پس از خاموش‌شدن سلاح‌ها حاکم می‌شود، اغلب سکوتی درمانگر نیست، بلکه ادامه‌ی همان خشونت در سطح روان جمعی است، در چنین شرایطی، ترس، بی‌اعتمادی و احساس ناتوانی، جای کنش اجتماعی را می‌گیرد و جامعه در وضعیتی از انفعال تروماتیک متوقف می‌شود.

در این بزنگاه تاریخی، تئاتر دیگر یک فعالیت تزئینی یا نوعی سرگرمی لوکس نیست، بلکه به ضرورتی فرهنگی و اجتماعی برای بازسازی معنا، احیای عاملیت و گشودن راه گفت‌وگو بدل می‌شود، در این میان، «تئاتر شورایی» یا «تئاتر ستمدیدگان» که بر پایه اندیشه‌های آگوستو بوال شکل گرفته، نمونه‌ای شاخص از این رویکرد است؛ هنری که صحنه را از محلی برای تماشا به میدانی برای تمرین تغییر تبدیل می‌کند. این یادداشت می‌کوشد نشان دهد تئاتر شورایی چگونه می‌تواند در جوامع پس از جنگ و بحران، به بازسازی حافظه جمعی، ترمیم اعتماد اجتماعی و تقویت توان کنش مدنی کمک کند.

جنگ فقط جغرافیا را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه شیوه فهم جهان را نیز دگرگون می‌کند. تجربه جمعی خشونت و فقدان، ادراک افراد از خود، دیگری و آینده را محدود می‌سازد. در چنین وضعیتی، جامعه ممکن است به این باور برسد که راهی برای تغییر وجود ندارد؛ وضعیتی که می‌توان آن را نوعی انسداد در فهم، تخیل و امکان کنش جمعی دانست.

تئاتر شورایی با طرح مفهوم «تماشاگر-بازیگر» این چرخه را می‌شکند. در این شیوه، مخاطب صرفاً دریافت‌کننده پیام نیست، بلکه در تولید معنا و جست‌وجوی راه‌حل نیز مشارکت می‌کند. صحنه به فضایی جمعی بدل می‌شود که در آن تجربه‌های فردی رنج، به گفت‌وگویی عمومی و دانشی مشترک برای تغییر تبدیل می‌شود؛ به بیان ساده‌تر، تئاتر شورایی به جامعه یادآوری می‌کند که هنوز می‌توان اندیشید، تصمیم گرفت و راه‌های تازه‌ای را آزمود؛ حتی اگر این راه‌ها نخست بر صحنه تمرین شوند.

بدن، نخستین میدان اشغال‌شده جنگ

جنگ، پیش از هر چیز، بدن انسان‌ها را درگیر می‌کند. ترس و ناامنی در ژست‌ها، حرکات، صدا و حتی در نفس‌کشیدن رسوب می‌کند. بدن، که باید ابزار کنش و حضور در جهان باشد، به‌تدریج به مخزنی از اضطراب، انقباض و هراس بدل می‌شود.

در چنین وضعی، تکنیکی مانند «تئاتر تصویر» اهمیت پیدا می‌کند. در این روش، افراد بدون اتکا به کلمات و تنها با بدن‌های خود، تصاویری از وضعیت موجودِ ستم و سپس چشم‌اندازی از وضعیت مطلوب خلق می‌کنند. این فرایند، در ظاهر ساده، اما در عمل عمیق و تأمل‌برانگیز است.

چنین تمرینی به بدن امکان می‌دهد بار دیگر سخن بگوید، انتخاب کند و تغییر را تصور کند. در تئاتر شورایی، بدن صرفاً ابزار نمایش نیست، بلکه کانون مقاومت است؛ جایی که ترس‌های انباشته به حرکت، بیان و کنش بدل می‌شوند.

فراتر از آرامش؛ تمرین عملی دموکراسی
در تئاتر کلاسیک، تماشاگر معمولاً با نوعی تأثر و پالایش عاطفی از سالن خارج می‌شود. اما در جامعه‌ای که هنوز از تبعات جنگ رها نشده، این میزان از آرامش کافی نیست. مسئله اصلی، فقط احساس‌کردن نیست؛ بلکه آموختنِ عمل‌کردن است.

«تئاتر مجادله» در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. نمایش، موقعیتی ناعادلانه را روایت می‌کند و وقتی به بن‌بست می‌رسد، تماشاگران به صحنه فراخوانده می‌شوند تا خود در روند ماجرا مداخله کنند و راه‌های دیگری را بیازمایند.

در اینجا، صحنه فقط محل اجرا نیست؛ به فضایی برای تمرین تصمیم‌گیری، گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری جمعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، تئاتر شورایی را می‌توان یکی از عملی‌ترین شکل‌های تمرین دموکراسی دانست؛ جایی که تغییر، از دل مشارکت، تجربه و حتی شکست شکل می‌گیرد.

بازسازی اعتماد؛ هنر و احیای پیوندهای اجتماعی

یکی از ویرانگرترین پیامدهای جنگ، فروپاشی اعتماد میان شهروندان است؛ در چنین وضعی، «دیگری» به تهدید بدل می‌شود و جامعه به گروه‌هایی منزوی و گسسته تقسیم می‌شود.

تئاتر شورایی، با ایجاد فضایی امن برای گفت‌وگو و مواجهه، می‌تواند به ترمیم این شکاف‌ها کمک کند. وقتی فرد در جایگاه ستمگر یا ستمدیده قرار می‌گیرد، ناگزیر جهان را از زاویه‌ای دیگر می‌بیند.

این تجربه، نوعی همدلی ساختاری پدید می‌آورد؛ همدلی‌ای که نه احساسی گذرا، بلکه حاصل درک موقعیت و فهم پیچیدگی‌های آن است،به این ترتیب، تئاتر به بستری برای بازگشت گفت‌وگو بدل می‌شود؛ هنری که امکان شنیدن، دیدن و مذاکره را دوباره به جامعه بازمی‌گرداند.

تئاتر به‌مثابه آموزش رهایی‌بخش

اندیشه‌های آگوستو بوال پیوندی عمیق با نظریه‌های آموزشی پائولو فریره دارد؛ جایی که آموزش نه ابزار سلطه، بلکه مسیری برای آگاهی، رهایی و توانمندسازی است.

تئاتر شورایی نیز دقیقاً در همین افق عمل می‌کند. این شیوه نمایشی، به جای ارائه پاسخ‌های آماده، مخاطب را به تحلیل موقعیت، مداخله در مسئله و جست‌وجوی امکان‌های تغییر فرامی‌خواند.

این تئاتر به مخاطب نمی‌گوید چه بیندیشد؛ بلکه او را به اندیشیدن، سنجیدن و عمل‌کردن دعوت می‌کند. همین ویژگی است که تئاتر شورایی را به ابزاری پایدار برای جوامع پس از جنگ بدل می‌سازد؛ جوامعی که اگر مهارت کنش‌گری اجتماعی را از دست بدهند، در برابر بحران‌های آینده بار دیگر آسیب‌پذیر خواهند شد.

نتیجه‌گیری؛ صحنه‌ای برای بازاندیشی آینده

در نهایت، تئاتر شورایی را باید فراتر از یک شیوه نمایشی دید؛ این هنر، نوعی فلسفه عملی برای زیستن در پسِ فاجعه، بحران و جنگ است. صحنه تئاتر، جایی است که جامعه می‌تواند خود را بازبینی کند، خطاهایش را ببیند، بیاموزد و برای بازسازی روابط انسانی و اجتماعی، راه‌های تازه‌ای را تمرین کند.

در جوامعی که جنگ بسیاری از سرمایه‌های مادی و معنوی را فرسوده کرده است، تخیل جمعی همچنان یکی از مهم‌ترین منابع بازسازی به شمار می‌رود. تئاتر شورایی، این ظرفیت را دارد که چنین تخیلی را از سطح احساس و آرزو، به سطح گفت‌وگو، مشارکت و امکانِ عمل جمعی ارتقا دهد. از این منظر، صحنه تنها محل اجرا نیست؛ می‌تواند بخشی از مسیر ساختن فردایی عادلانه‌تر و انسانی‌تر و مبتنی بر گفت‌وگو باشد.

https://irna.ir/xjXrp4

جنگدموکراسی
۰
۰
مهرداد جباری
مهرداد جباری
مدرس دانشگاه و پژوهشگر هنر و رسانه؛ فعال در سینما، تئاتر، موسیقی و عکاسی و عضو چندین انجمن تخصصی و هوش مصنوعی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید