
«ببخشید شما؟» میتونه سوالی باشه تا در برخورد با آدمی بپرسیم که نمیشناسیم! و اون فرد هم خودش رو برای ما معرفی کنه. پس اگه تصمیم دارین از من بپرسین: «ببخشید شما؟» باید بگم من مهرنوشم؛ متولد ۲۱ شهریور ۶۸، بندرعباس. از بچگی درس خوندن رو دوست نداشتم، اما تا دلت بخواد کتاب خوندن و حرف زدن مورد علاقهام بود. پس توی دانشگاه بدون علاقه قبلی در رشته حقوق درس خوندم و حقوق رو هیچ جای زندگیم به کار نبستم!
از ۵ سالگی در رادیو استانی شهر خودم شروع به گویندگی کردم و در کل سالهای بعد، تمرکزم رو گذاشتم روی اینکه چطور خوب بنویسم، چطور خوب حرف بزنم و چطور خوب بسازم! هم با زندگی، هم در زندگی (ساختن رو میگم!).
اما اینکه تو ویرگول چیکار میکنم رو باید اینجوری بهتون توضیح بدم: من به حرف زدن آدمها خیلی خیلی دقت میکنم و همین باعث میشه روزانه کلی سوژه از حرف زدنها داشته باشم تا توی کلاسهای آموزشی فن بیان به هنرجوهام بگم: «مثل اونا رفتار نکنین!» (امیدوارم ریا نشده باشه و خودتون متوجه شده باشین که من مدرس فن بیان و مهارتهای ارتباط کلامی هم هستم و البته تخصص های دیگه ای هم دارم که بعدتر براتون رو میکنم !).
خلاصه اینکه تصمیم گرفتم این سوژهها رو اینجا برای شما بنویسم. شاید به درد یکیتون خورد و یه دعای عاقبتبهخیری هم برای من کردید! امضا: شیرین زبونتون( به زعم دیگران) مهرنوش!