
ما در دنیایی زندگی میکنیم که همه دوست دارند حرف بزنند. وقتی در یک جمع دوستانه یا جلسه کاری نشستهایم، معمولاً در همان لحظهای که طرف مقابل در حال صحبت است، ما در ذهنمان داریم جملات بعدی خودمان را آماده میکنیم تا به محض تمام شدن حرفش، با یک جواب دندانشکن یا یک داستان جذابتر، توجهها را جلب کنیم. انگار فن بیان را با «مسابقه تندگویی و حاضرجوابی» اشتباه گرفتهایم.
اما اگر به شما بگویم برندهترین آدمها در ارتباطات، آنهایی هستند که کمترین کلمات را به کار میبرند چه؟
لری کینگ یک مثال نقضِ بزرگ برای تمام کلاسهای فن بیانِ کلیشهای است. مردی که بیش از ۶۰,۰۰۰ مصاحبه در کارنامهاش دارد، نه دایره لغات عجیب و غریبی داشت و نه سعی میکرد با اطلاعاتش مهمان را مرعوب کند. او یک استراتژی به شدت ساده اما کمیاب داشت: «حذف ایگو (منیت) از گفتگو».
لری کینگ ابایی نداشت که جلوی میلیونها بیننده، خودش را یک آدم کاملاً بیاطلاع نشان دهد و فقط بپرسد: «چرا؟». او از مکثهای طولانی و سکوتِ سنگینِ بین حرفها فرار نمیکرد و با کلمات اضافه، فضا را پر نمیکرد. همین فضای خالی باعث میشد طرف مقابل احساس امنیت کند و حرفهایی را بزند که شاید هیچجای دیگری نزده بود.
ما در قسمت جدید «پادکست فن بیان»، به جای اینکه باز هم سراغ سخنرانهای حماسی برویم، ذرهبین را روی این رفتار مینیمال و هوشمندانه گذاشتیم. در این اپیزود از زاویهای متفاوت به هنر ارتباط نگاه کردیم؛ اینکه چطور «ندانستنِ عمدی» و پرسیدنِ سوالات زیر ۵ کلمه، میتواند ما را به پادشاهِ بیرقیبِ هر گفتگویی تبدیل کند.
امضا طبیب سخن