در سالهای اخیر در برخی نقاط دنیا تلفیق آریستوکراسی به همراه الیگارشی فزاینده و بروکراتیک شدن فرآیندها برای مردم و از طرفی تهی شدن بسیاری از مسائل ملی و میهنی و فرهنگی از معنا، اگرچه در ورشکستگی اقتصادی بسیاری از کشورها به اوج خود رسید، اما خشت های دژ مستحکم اجتماع روز به روز بر روی هم گذاشته شد و مقاومت گستره مخالفین، پیرامون یک هدف متمرکز شد؛ و چه هدفی والاتر از میهن!
کتاب انقلاب اثر پیتر کالورت و با مقدمه لئونارد.بی.شاپیرو توسط دکتر ابوالفضل صادقپور(دانشیار دانشگاه تهران) ترجمه و به قیمت 230 ریال عرضه گردید.

آن زمان رسم بود که با ماژیک روی تاریخ چاپ کتابهای قبل انقلاب خط خطی می کردند.
تم مقدمه اکثر این کتب، شعارهای مارکسیستی (انواع تند و رقیق و ...) بود و آرم های پیش از انقلاب را هم در صفحات یا حتا جلد سوراخ می کردند.
دکتر صادقپور در پیشگفتار می گوید: "انقلاب یک قانون طبیعی است که در بسیاری از اجزای نظام هستی، همیشه ظاهر می شود؛ امواج شدید و خروشان دریاها، طوفان های مهیب و باران های سیل آسا در خشکی ها، گونه هایی از انقلاب در نظام طبیعت بشمار می آید. سالخوردگان ساکن دریا می گویند که اگر در دریا انقلاب نشود، تعفن آنرا فرا خواهد گرفت؛ و نظام جامعه انسانی هم همینطور است؛ اگر به رکود برسد، ازین قاعده مستثنا نیست."
کنفسیوس معتقد بود: اولین وظیفه دولت اصلاح اسامی است. چرا که اگر نامگذاری ها صحیح نباشد، زبان با واقعیت اشیاء هماهنگی نخواهد داشت و در گذر زمان، نام های غلط به بی عدالتی و هرج و مرج و جنگ منجر خواهند شد.
در مرز آغاز اقتدار دولت، حکومت عُرف به پایان می رسد و پدیده ساختاری در علم سیاست یعنی انقلاب، جامعه را از شعار و هیجان و جوّ انقلابی و اسطوره سازی جدا می کند.
پس انقلاب کودتا و شورش نیست. حتی صرفن تغییر حکومت هم نیست. بلکه تغییر بنیادین در ساختار مشروعیت و نظم سیاسی است.
در این کتاب، انقلاب ها تا امروز، به دلیل یکی یا چند مورد شکل گرفته اند:
1- مخالفت با قدرت
2- برانداختن (منقرض ساختن) حکام
3- زوال و انحطاط اجتماعی
4- مخالفت با زورمداران و تغییر اشخاص
5- تغییر قانون اساسی
6- تجدید نظام اجتماع
7- ضرورت پیشرفت
8- نظام ایده آل
9-انگیزه انقلابی گری
به عقیده کالورت، زمانی که بحران ساختاری(نه فقط خشم عمومی) رخ می دهد، با گسست شدید توان مدیریت بحران توسط دولت ها، بازسازی دوباره حکومت عرف (از طریق نارضایتی مردم) به صحنه آمده و برای بروز انقلاب و تحول پایدار (و نه آشوب) به 3 مولفه نیازمند است:
1- روایت مشترک
2- رهبری سازمان دهنده یا نماد اتحاد مورد وثوق همه مخالفین
3- چارچوب فکری منسجم
اگر نظم پیشین و کهنه در انقلاب نابود گردید، اما ساز و کارهای تمرکز قدرت حفظ شد، خطر باز تولید استبداد و ورود توتالیتریسم جدید بسیار محتمل خواهد بود.
سپس برای جوامع در حال گذار در چند سرفصل مهم دسته بندی توصیه هایی ایراد می کند:
1- اصلاحات نهادی، پیش از فروپاشی مطلق از طریق:
تقویت نهادهای نظارتی مستقل
شفافیت اقتصادی
چرخش نخبگان
و علیرغم تئوری ضرورت انقلاب، بایستی برای جلوگیری از ورود به آنارشیسم، بزرگترین خلاء پس از انقلاب، یعنی خلاء قانونی را مرتفع نمود؛ این امر از طریق تدوین قانون اساسی گذار(با مشارکت گسترده اپوزوسیون) و تفکیک قوا از ابتدا و تحدید اختیارات اضطراری حاصل می گردد.
همچنین خطر تمرکز قدرت بایستی مهار شود.
محدودیت دوره مسئولیت، ترسیم و تحکیم نهادهای مستقل قضایی و نظارتی، تضمین حیات رسانه آزاد از موارد مهم انقلابات مختلف بشمار می رود.
یکی از چالشهای عمده این دوران، پاکسازی کامل و نابودی تمامی ساختارهای اداری است و این بدان معنی ست که بروکراسی کارآمد و تفکیک میان فساد ساختاری و کارمندان متخصص، عوارض این دوره را به حداقل خواهد رسانید.
یکی از تهدیدهای مرگبار انقلاب ها تمرکز بر نفی گذشته و فاصله گرفتن از روایت آینده است. در این شرایط یک پرسش اساسی در مقابل فرد فرد جامعه خواهد بود و آن اینست که: نظم جدید دقیقن چه معنا و ارزش هایی را جایگزین خواهد نمود؟
در فصلی از کتاب کالورت می گوید:
مارکس و انگلس عقاید مارکسیستی خود را در بیانیه حزب کمونیست در سال 1848 به جهانیان اعلام نمودند و کارگران دنیا را به انقلاب علیه بورژووازی فراخواندند. به زعم آنها پیشرفت تاریخ منتج به ظهور طبقه جدیدی یعنی پرولتاریا شده که وظیفه آنها انهدام کاپیتالیسم و حکومت کارگران است؛ پس انقلاب سوسیالیتی شکل گرفت.
در مبارزات طبقاتی در فرانسه توجیه آنها در حدوث یک انقلاب، بحرانهای سیاسی بود. اما سقوط جمهوری فرانسه(آنهم پس از اوجگیری اقتصادی اش) نظریه آنها را نقض نمود.
کالورت در نمونه ای متناقض از انقلابات قرن بیستم، انقلاب اکتبر روسیه را مهمترین جنبش نه گانه انقلابی برشمرده و می گوید: زمانیکه حکومت از وسایل تکنیکی جدا شد، علیرغم وجود ارتش، تروتسکی و افسر سابق سواره نظام آنتونوف اسینکو در یک شب پطروگراد را تسخیر نمودند و لنین نشان داد برای یک انقلاب پیروز تحت لوای پرولتاریا، برخوردار بودن از پشتیبانی اقشار کارگران نیز ضرورتی ندارد.
کالورت 4 استنباط در مورد انقلاب ها بیان می کند:
1- بسیاری از انقلابات به پیروی از مارکس، بر پایه علل اقتصادی و فزونی بدبختی ها بنا شده است. همچنین پیشرفت سریع و ظهور جنبش های جوانان بعنوان محرک و کاتالیزوری غیر مارکسیستی در منحنی J (نظریه جیمز سی. دیویس) با افزایش تقاضا و ناکارآمدی حاکمیت حادث می شود.
2- در نظر دیگران، ادوارد و پتی و همچنین چالمرز جانسون(در کتاب انقلاب و سیستم اجتماعی- 1964) انقلاب را یک پدیده اجتماعی انگاشته اند. جهت توجیه 6 جنبش: انقلاب دهقانان/ شورش هزارساله/ شورش آنارشیستی/ انقلاب کمونیستی/ کودتا و توطئه/ قیام توده های نظامی.
ایراد جانسون نگاه جزیره ای به انقلابات مختلف و حالت بخشی به تحولات اجتماعی به شمار می آید.
3- در حالت سوم انقلاب بعنوان پدیده ای حاصل از بیگانگی و بیتفاوتی فرد از اجتماع انگاشته شده است؛ که بدین سبب حضور روانکاوان و روانپزشکان در کنار دانشمندان سیاسی توجیه یافت. نظیر مطالعات بالینی فروید و تئوری شناسایی وی در بررسی تخمینی تمایلات توتالیتارین ها مانند : هیتلر، استالین، موسیلینی، لنین، روبسپیر و گاری بالدی انجام پذیرفت که منجر به ظهور موضوع "مطالعات جمعی شخصیت قدرت طلبانه آتوریتارین" شد.(آدورنو؛ لوینسون؛ فرنکل؛ نویت سنفورد)
ماحصل آن تحلیل شخصیت و رفتار 3 انقلابی (تروتسکی/لنین و گاندی) تحت عنوان "شخصیت انقلابی" و بررسی خصوصیات روانی این افراد و وجه مشخص آنها با مردم معمولی را تحلیل می نماید.
4- و آخرین نظریه ، متعلق به ماکیاولی و لاک براساس سنت ارسطویی است؛ یعنی انقلاب را پدیده ای سیاسی می دانند و هدف آنرا انتقال قدرت سیاسی برمی شمرند.
به گفته گئورگ اس.پتی دینامیک و پویایی انقلابها همواره با بحران و کودتا بوجد می آیند. قتل مکبث در قصر را می توان یک انقلاب نامید، تا انقلابهای بزرگ.
کالورت در این کتاب، با بررسی انواع رفتار 3 دسته "رهبران، مردم و رجال حاکم بر اجتماع" با استفاده از مطالعات تحقیقی گوستاو.ل.بُن تئوری انبوه جمعیت را هم ساده و هم اخلاقی می داند. البته فروید در سال 1921 با مقاله روانشناسی گروهی و تحلیل اگو، به این تئوری حمله می کند و در نگاه غریزه جنسی، نگاه افراد انقلابی را به رهبر، نگاهی پدرانه می انگارد. اما تئوری رفتار جمعی که در سال 1962 نیل اسملسر ارائه نمود، مفهوم "بیزاری" با گروه های ناراضی، آشوب طلبان، اعتصابات و... موجب انفجار ناگهانی جامعه در ارزشیابی کار حکومت و آغاز انقلاب خواهد شد.
و با این جمل معرفی کتاب را به پایان می بریم:
اصولا انتخابات جانشین واقعی جنگهای داخلی است.