ویرگول
ورودثبت نام
ملیکا
ملیکامن یک زیست‌شناسم که عاشق ستاره‌ها، غرق در ادبیات و شیفته یاد گرفتن هم هستم، اینجا برام مکانیه که در مورد تمام چیزهایی که دوستشون دارم بنویسم.
ملیکا
ملیکا
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

تئاتر رِپرتوار چیست؟ (سوالی که به دنبالش رفتم)

با اصطلاح «تئاتر رپرتوار» (Repertory Theatre) برای اولین بار در کتاب «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟» از نشر بیدگل روبه‌رو شدم.
من در مسیر یادگیری تئاتر تازه‌کارم؛ حتی می‌شود گفت تماشاگر خیلی باسابقه‌ای هم نیستم. اما این روزها بخشی از مطالعاتم را به شناخت ماهیت تئاتر، تاریخچه آن و روند نوشتن نمایش‌نامه اختصاص داده‌ام. به همین دلیل، سراغ پرسش‌هایی می‌روم که شاید برای افراد باتجربه بسیار ساده به نظر برسند.

در این نوشته سعی می‌کنم علاوه بر تعریف تئاتر رپرتوار و تئاتر پروژه‌ای، آن‌ها را با یکدیگر مقایسه و تاریخچه شکل‌گیری تئاتر رپرتوار را به‌طور مختصر بررسی کنم.


تئاتر رپرتوار چیست و رپرتوار چه معنایی دارد؟

کلمه «رپرتوار» (Repertory) از ریشه لاتین repertorium می‌آید که به معنی «فهرست یا مجموعه‌ای از آثار آماده برای اجرا» است.

بنابراین تئاتر رپرتوار، نوعی از تئاتر است که در آن یک گروه ثابت از بازیگران و عوامل اجرایی، چند نمایش‌نامه را به‌صورت چرخشی اجرا می‌کنند.

یعنی به‌جای اینکه یک نمایش تمرین شود، اجرا شود و تمام، چند نمایش هم‌زمان در اختیار یک گروه قرار می‌گیرد و این آثار در یک چرخه اجرایی روی صحنه می‌روند.

برای روشن‌تر شدن موضوع، یک مثال ساده می‌زنم، فرض کنید پنج نمایش‌نامه در اختیار دارید و شما یک گروه بازیگری هستید.
این گروه همه نمایش‌ها را تمرین می‌کند، نقش‌ها مشخص می‌شوند، طراحی نور و صحنه انجام می‌شود و همه چیز برای اجرا آماده است.

اما به‌جای اینکه این آثار پشت سر هم و به‌صورت جداگانه اجرا شوند، برنامه‌ریزی چرخشی برای روی صحنه رفتن آن‌ها انجام می‌شود.

  • شنبه: نمایش اول

  • یکشنبه: نمایش دوم

  • دوشنبه: نمایش سوم

و به همین ترتیب اجراها به نمایش در می‌آیند. گاهی هم این تغییر نه روزانه، بلکه هفتگی یا در بازه‌های زمانی طولانی‌تر اتفاق می‌افتد. نکته مهم این است که در تمام این اجراها، تیم اصلی تولید ثابت باقی می‌ماند.


تفاوت تئاتر رپرتوار و تئاتر پروژه‌ای

مقایسه تئاتر پروژه‌ای که نوع رایج تئاتر در کشور ماست، با تئاتر رپرتوار به ما کمک می‌کنم که درک بهتری از تئاتر رپرتوار به دست بیاوریم.

در تئاتر پروژه‌ای:

  • هر نمایش یک پروژه مستقل است.

  • گروه بازیگران و عوامل برای همان پروژه گرد هم می‌آیند.

  • بعد از اجرا، گروه معمولاً از بین می‌رود.

  • نمایش‌ها به‌صورت خطی و جداگانه تولید می‌شوند.

اما در تئاتر رپرتوار:

  • یک گروه ثابت وجود دارد.

  • چند نمایش به‌صورت هم‌زمان در چرخه اجرا قرار دارند.

  • بازیگران ممکن است در چند نمایش مختلف نقش داشته باشند.

  • ساختار، بیشتر شبیه یک «سیستم تولید دائمی» است تا یک پروژه.

با این توضیحات به نظر شما ما در ایران تئاتر رپرتوار داریم؟ جواب کوتاه این سوال خیر است، اما برای بررسی دقیق‌تر به سراغ روند شکل‌گیری تئاتر رپرتوار رفتم و در ادامه به این سوال برمی‌گردم.


ریشه و روند شکل‌گیری رپرتوار

تئاتر رپرتواری که امروزه می‌شناسیم، بیشتر در اروپا و به‌خصوص آلمان شکل گرفت. اما ریشه‌های آن به قرن‌های هفده و هجده میلادی برمی‌گردد.

در قرن‌های 17 و 18، تئاترها به شکل پروژه‌ای اجرا می‌شدند اما کم‌کم بعضی گروه‌های تئاتر در اروپا تعدادی از نمایش‌های محبوب را در آرشیو خود نگه‌داشتند و در زمان‌های مختلف دوباره آن‌ها را روی صحنه بردند. اتفاقی که آن‌ سال‌ها رخ داد را به شکل زیر می‌توان خلاصه کرد:

اجرا -> پایان -> اجرای مجدد

در این نقطه هنوز رپرتوار به معنای دقیق شکل نگرفته بود، اما ایده‌ی «چرخش اجراها» از همین‌جا آرام‌آرام رنگ گرفت.


قرن 19 و شروع یک اتفاق مهم در آلمان

در قرن نوزدهم، در آلمان یک تحول مهم اتفاق افتاد؛ تئاترهای شهری شکل گرفتند. اما تئاترهای شهری چه ویژگی داشتند که از تئاتر پروژه‌ای متمایزشان می‌کرد؟ در این مدل:

  • تئاترها اغلب دولتی بودند.

  • بازیگران به‌صورت دائمی استخدام می‌شدند.

  • چند نمایش به‌طور هم‌زمان آماده اجرا بود.

  • اجراها در یک چرخه منظم برنامه‌ریزی می‌شدند.

با این توضیحات می‌بینیم که تئاتر رپرتوار عملا وارد صحنه شد و یک سیستم واقعی و جدید برای تولید تئاتر ساخته شد. البته شکل‌گیری تئاتر رپرتوار در قرن ۱۹ فقط به خاطر تئاتر‌های شهری آلمان نبود، در حقیقت دلایل زیر ایده تئاترهای رپرتوار را به مرحله اجرا رساندند.

  • رشد شهرنشینی و افزایش مخاطبان تئاتر

  • حمایت دولت‌های محلی از هنر در اروپا

  • شکل‌گیری گروه‌های ثابت بازیگری

  • آغاز برنامه‌ریزی چند نمایش در یک فصل

به بیان ساده‌تر، می‌شود گفت که عرضه نتیجه‌ی تقاضا است و مخاطبان تئاتر یکی از مهم‌ترین زمینه‌سازان رشد دنیای تئاتر هستند.


گسترش تئاتر رپرتوار در اروپا و جهان

در قرن بیستم، تئاتر رپرتوار در اروپا تثبیت شد و حتی از اقیانوس اطلس گذشت و به آمریکا رسید. در بریتانیا، گروه‌هایی مثل Royal Shakespeare Company این سیستم را به شکل حرفه‌ای و هنری ادامه دادند.

این گروه در قرن 20 به یکی از استانداردهای جهانی رپرتوار تبدیل شد؛ چرا؟ چون تا امروز روند زیر را ادامه داده است:

  • چند نمایش شکسپیر و معاصر هم‌زمان اجرا می‌شود.

  • بازیگران در نقش‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند.

  • تمرکز بر بازتفسیر آثار کلاسیک است.

در آمریکا هم با وجود اینکه تئاتر بیشتر تجاری و پروژه‌ای بود، فستیوال‌هایی مثل Oregon Shakespeare Festival مدل رپرتوار را وارد فضای تئاتری این کشور کردند.

و اما می‌رسیم به فرانسه، کشوری که رپرتوار بیشتر به معنای حفظ میراث تئاتر است تا نوآوری تولیدی و این موضوع باعث شده که دوست داشته باشم در مورد تاثیر تئاتر بر جامعه بیشتر مطالعه کنم. اگر شما کتابی در این زمینه می‌شناسید، خوشحال می‌شوم آن را معرفی کنید.

در فرانسه Comédie-Française به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین نهادهای تئاتری جهان، شکل خاصی از رپرتوار را حفظ کرده است. نکته جالب برای من در مورد این نهاد این بود که Comédie-Française قدیمی‌ترین تئاتر ملی فعال جهان به حساب می‌آید که از 1680 در حال فعالیت هستند.

بعد از مرور این کشورها و تلاشی که برای حفظ اجراهای کلاسیک کرده‌اند بهتر است به ایران برگردیم تا ببینیم در ایران تئاتر رپرتوار جان گرفته یا خیر.


رپرتوار در ایران

تئاترهایی که در ایران اجرا می‌شوند بیشتر بر اساس مدل پروژه‌ای شکل گرفته‌اند. یعنی هر نمایش یک پروژه مستقل است که برای مدتی اجرا می‌شود و سپس پایان می‌یابد.

برخلاف کشورهای اروپایی، ما تجربه کم‌تری در اجرای چرخه‌ای نمایش‌ها با گروه‌های ثابت داشته‌ایم. دلایل این موضوع هم موارد متفاوتی است، به عنوان مثال:

  • نبود حمایت مالی پایدار

  • ساختار پروژه‌محور تولید تئاتر

  • نبود تئاترهای شهری به معنای اروپایی

  • ماهیت موقت بسیاری از گروه‌های نمایشی

با این حال، در برخی تجربه‌های محدود، می‌توان نشانه‌هایی از تفکر رپرتواری را دید؛ مثلاً در بعضی گروه‌های مستقل یا اجراهای چندگانه در یک سالن در یک بازه زمانی مشخص.

سخن آخر

زمانی که شروع به نوشتن این پست کردم، بسیاری از اتفاقات تلخی که این روزها تجربه کرده و می‌کنیم رخ نداده بودند. در دوران در دسترس نبودن ویرگول این پست را ویرایش کرده و به قولی تمامش کردم. کاستی‌های زیادی دارد، قبول دارم.

دسترسی نداشتم که منابع معتبرتری مطالعه و ترجمه کنم اما خواستم که با منتشر کردن این پست خود را متعهد به پیگیری این مسیر کنم. امیدوارم کور سوی نوری باشد که راهش را از میان این روزها پیدا کند و به روزهای روشن‌تر برسد تا به سالن‌های تئاتر برگردیم، تماشا کنیم و لذت ببریم.


نمایشتئاتر
۸
۰
ملیکا
ملیکا
من یک زیست‌شناسم که عاشق ستاره‌ها، غرق در ادبیات و شیفته یاد گرفتن هم هستم، اینجا برام مکانیه که در مورد تمام چیزهایی که دوستشون دارم بنویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید