سلام از من که امروز معده درد باعث شد قانونم رو زیر پا بگذارم و دیگه ساعت ۸ تا ۹ نیومدم پست بزارم :))

بله ، معده درد این رفیق صمیمی قدیمی !
بالاخره معده درد بعد از یک هفته بر من پیروز شد و کل امروز را در تخت گذراندم، استراحت کردم و این پهلو به آن پهلو شدم که بلکه بهتر بشم اما دریغ از ذره ای تغییر !
البته به جز خوابیدن کار دیگری هم کردم، پرده ها را کنار کشیدم و پنجره را باز کردم و اجازه دادم هوایی که کم کم به سمت گرم شدن میرود وارد اتاقم شود !
و دیگر هیچ کاری نکردم یا خوابیدم یا به آسمان نگاه کردم و به این فکر کردم که امتحان عربی فردا نمره اش مستقیما وارد کارنامه خردادم میشود اما من کل امروز را خوابیدهام یا آسمان را تماشا کرده ام!
بی خیالش هر چه که شد شد! همین که در امتحانات ۴ ۵ کیلو کم می کنم بس است دیگر تحمل معده درد و سردرد و این چیز ها را ندارم! یک امتحان است دیگر چیزی نمی شود برای بقیه خوب می خوانم!
ولی با اینکه امروز همه ی اعضا بدنم استراحت دادم تا به این ساعت نتیجه ای حاصل نشده است و متاسفانه، استخوان درد و معده درد و هزار تا درد جسمی و روحی دیگر هنوز در من وجود دارند!
تنها خوبیاش این است که مدرسه امتحانات میان ترم و پایان ترم را به یکدیگر وصل نکرد و فقط امتحان فرداست نمره اش به عنوان پایان ترم حساب می شود بعد هم یک هفته استراحت داریم و بقیه امتحانات پایان ترم!
امیدوارم توی این یک هفته بتوانم معده درد را شکست بدهم و برای امتحانات پایان ترم آماده شوم !
اما اینطور که پیش می رود دقیقا مطمئن نیستم که من قرار است این حال مریضم را بخورم یا او قرار است من را بخورد!
ضعفی که هنگام امتحان به سراغم می آید این دفعه خیلی قویتر از دفعات قبل وارد عمل شده است،
راستش من دوست دارم او من را بخورد بلکه از این همه امتحان و استرس راحت بشیم خسته شدیم دیگه !

پ.ن: خودمم می دونم یه خورده متن های این ۲ ۳ روزم عجیب بوده ولی یه خورده دیگه تحمل کنید اخرای خستگیمه :))