فیلمی زیبا دیدم. مروری بر خاطرات خوش قبلی کردم. لحظات زیبائی که احساس خوب سراغم آمد. گاهی تا چند روز دوام داشت. اغلب، با خواندن، یا دیدنِ یک اثر هنری.
بیست فیلم تاثیرگذاری که یادم میآمد. و هر تعداد کتاب که در ذهنم مانده بود در فکرم مرور کردم. یک وجه مشترک داشتند. : ««در ستایش زندگی»» هنر برای همین است. هنر قرار نیست ریاضی باشد(گرچه بدون ریاضی خوب نمیشود!) هنر میتواند فلسفی باشد. یا انواع توصیف قلنبه سلنبهی دیگر.
برای من امّا هنر چیزی است که زندگی را زیباتر، سادهتر، و گاهی با معناتر. میکند. ایدئولوژی و اعتقاد و مذهب و همه یک طرف. هنر خوب تاثیر خود را بر مخاطب میگذارد. دیگر به مخاطب بستگی دارد تاثیر خوب، برایش، هیجان یا ترسیدن برای دو ساعت باشد؟ یا مفهومی ماندگارتر برای تامل و تفکر.
بگذریم قضیه کمی شخصی است.
در نهایت به این نتیجه رسیدم که لیستی از هنرمندانی که برایم اوقات(و تفکرات) خوشی ساختند بنویسم. یک ابر کلمات با آن بسازم.
این پست را برای نوشتن اسامی و قدردانی از آنها شروع کردم اما مقدمهاش کمی طولانی شد.

استیون کینگ

آیزاک آسیموف
اًمبرتو اکو
ری بردبری
آرتور سیکلارک
یورگن لانتیموس
یوستین گوردر
ابوالقاسم فردوسی
سعدی شیرازی
رولد دال
استیون اسپیلبرگ
استفان هاوکینگ
افلاطون
جورج اورول
جک لندن
خوزه ساراماکو
نجف دریابندری
ویل کاپی
مسعود ناصری
عزیز نسین
جورج لوکاس
دیوید ویلهنو
چیمز کامرون
جعفر پناهی
محمد رسولاُف
استنلی کریمر
بهرام بیضائی
ناصر تقوائی
لودویک بتهوون
حسین پناهی
عباس کیارستمی
سالوادور دالی