ویرگول
ورودثبت نام
Meteor95
Meteor95برنامه‌نویس فسیل شده. دایناسور وبلاک‌نویسی
Meteor95
Meteor95
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

-×( گُم‌شده در هیاهو: ارزش معنوی )×-

در پی اتفاقی که علی‌رغم ارتباط مستقیم با واقعه، فعلا موضوع این نوشته نیست، هم‌زمان با حدود ده خانواده‌ی دیگر، تمامی وسایل دیجیتال و ارتباطی از دسترسم خارج شده.

به دنبال آن، محل‌های کسبی هم مسدود شدند. خود واقعه در اخبار و جاهای دیگر منعکس میشود، فعلا به آن کاری ندارم.

به دنبال یک دید و بازدید و معاشرت معمولی که دیشب داشتیم و یک سوال دلسوزانه‌ی ساده دیشب را تاصبح فکرم درگیر چیزی بود که شاید بتوان شوک پس از واقعه نامید.

در خانه نمی‌توانی همان کار قبلی را ادامه بدهی؟ این سوال را کسی پرسید که محل کسبی‌‌اش بعد از چند روز باز شده، همسایگان به او تبریک می‌گویند. و ظاهر زندگی‌اش به روال عادی بازگشته است.

افکار پریشان
افکار پریشان

طبعا زاویه دید و نگرش من کمی متفاوت است. سی چهل سال از زندگی‌ام همیشه و هرروز یا مشغول جمع‌اوری و آرشیو اطلاعات بوده‌ام یا مشغول تولید محتوا. از برنامه‌نویسی و موارد تخصصی گرفته تا نوشتن وبلاگ‌هائی مثل این.

کار با تعریف کسب درآمد هیچ‌وقت اولویت و مشغولیت اصلی من نبوده است. همان‌طور که بارها تجربه‌ی از دست دادن شغل و دستاوردهای شغلی گوناگون خودم را داشته‌ام. مشکل خیلی جدی هم با آن نداشته‌ام.

در ظاهر فقط چند عدد است. سه‌چهار تا هارد. دوازده ترابایت. دوازده‌هزار گیگ، اما برای تهیه‌ی بیت‌به بیت آن‌ها وقت و انرژی و عمر صرف کرده بودم. در یک نصف‌روز از دسترسم بکلی خارج شد. احتمال برنگشتن همه‌ی آن‌ها هم وجود دارد. و این! تازه یکی از اقلام الکترونیکی منزل ما بوده است.

آرشیو کتاب‌های کودکان و نوجوانان، آرشیو مجموعه‌های صوتی کودکان، مجموعه‌های آموزشی مختلف برنامه‌نویسی و... درس‌هائی که خواندم یا مشغول خواندن آن‌ها بودم. هزار گیگ فیلم‌های سینمائی سه‌بعدی، حداقل هشتصد کتاب‌صوتی. بیش از دو هزار پی‌دی‌اف که از سال‌ها قبل مشغول جمع‌آوری بودم و در دوران کرونا و آزاد شدن کتاب‌خانه‌های دانشگاهی بین‌المللی ساعتها و روزها مشغول انتخاب و دانلود انتخابی آن‌ها بوده‌ام. آرشیو پادکست‌های فارسی معتبر و.....

صرف عمر
صرف عمر

ایشالله هشت تا هارد جدید می‌خری دوباره جمع می‌کنی. این جمله‌ی دلسوزانه دیگر آتش به جانم می‌زند. با فرض محال اینکه سی چهل میلیون قیمت هاردها برایم پول خورده باشد (که نیست) هیچکس آن عمر صرف شده، آن وقت و انرژی مصرف شده، ارزش غیر قابل تعیین و غیر قابل بازگشت آن محتواها را نمی‌بیند. نمیتواند ببیند. او محل کسبی‌اش باز شده. هرروز با همسایه‌هایش سلام و احوال‌پرسی می کند. مشتری‌هایش را راه می‌اندازد. نهایتا یک لپ‌تاپ و چند گوشی که از دست داده جایگزین می‌کندو مدارک بانکی و شناسائی‌اش بالاخره تجدید می‌شود. اینکه از نظر من (فقط قیمت عددی و ارزش خام)کتاب‌خوان‌ها و لپ‌تاپ‌های از دست داده‌ی من بیشتر از ارزش ماشینی است که سوار می‌شود، برایش قابل درک نیست. چه برسد به ارزش معنوی محتوای آن‌ها.

شاید بعدا این نوشته را کامل‌تر کنم. اما کپی و نقل از این نوشته و بقیه‌ی چیزهائی که از من باقی‌مانده کاملا آزاد و بلامانع است. مخصوصا اگر به مخاطب مناسب آن برسد.

در این هیاهوئی که نوشته‌های بیشتر از یک خط، خواننده‌ای ندارد. و تصویر و کلیپ جایگزین همه نوشته‌ها شده. خوانده شدن، خودش ارزش دارد. چه برسد به فکر کردن به ارزش نوشته، یا هدف از نوشته شدن آن.

-×( گُم‌شده در هیاهو: ارزش معنوی )×-
-×( گُم‌شده در هیاهو: ارزش معنوی )×-

عادی سازی
۴
۱
Meteor95
Meteor95
برنامه‌نویس فسیل شده. دایناسور وبلاک‌نویسی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید