-*( بدون مجوّز اکران )*-

محمّد رسول‌اُف پدیده‌ی جالبی هست.

دوشواری! از اسم‌اش شروع می‌شه اصلاً. بارها خودم شنیده بودم ولی گمان می‌کردم اهل یکی از کشورهای همسایه باشه. با کشف اولین فیلم‌اش فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته. بعدش فهمیدم که اهل شیراز هست.

پدیده بودن‌اش یکی به‌خاطر این‌که تقریبا تمام فیلم‌هاش توی جشنواره‌های مختلف شرکت داده شدند. و حداقل یک جایزه و تقدیر هم نصیب هرکدوم شده. با این‌حال حتّی یک فیلم‌اش هم مجوز اکران در ایران رو نداره!!

شخصا با این‌که فقط دوتا از فیلم‌هاش رو دیدم نمی‌تونم خودم رو ببخشم که تا به‌حال غافل موندم از دیدن آثارش.

هرکدوم رو که دیدم تا چند روز نمی‌تونستم فیلم دیگه‌ای ببینم. حتی کتاب و داستان بخونم. هر چند دقیقه که ذهنم بی‌کار می‌شد یک بخش از فیلم و داستانش میومد جلوی چشمم و حیرت می‌کردم که چه انسجام و یکپارچگی خاصی توی فیلم به‌این سادگی تونسته اجرا کنه. از لایه‌های شخصیتی و تحول فردی گرفته تا اشاره‌های بسیار ربز و کوچک بصری و صوتی.

دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند
دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند

شنیدم که آخرین اثرش هم همین چند روزه قراره توی یک جشنواره‌ی دیگه شرکت کنه.

امّا مهم‌ترین وجه جذّاب شخصیت‌اش، این‌که با وجود این همه مشکل! مونده. داره کارش رو انجام میده. به بهترین شکل ممکن هم انجام می‌ده.