زندگی گاهی شبیه تار عنکبوت است؛
نازک، شفاف، اما محکمتر از آنچه فکر میکنی.
میسازی، نمیدانی کِی باد میبردش.
گاهی طعمهای میافتد، گاهی خودت گیر میافتی.
هی وصله میزنی، هی از نو میتنی.
و هر بار فکر میکنی اینیکی، پایدارتر است.
اما شاید اصل بازی، در خود تَنیدن است، نه باقیماندن.
سیالنویس | جاری در همین لحظه