
موسیقی همیشه حرف دل من را میزند اهمیتی ندارد از چه کشور و در چه سبکی باشد موسیقی چنان قدرتی دارد که میتواند همچیز را در پر و بال خود بگیرد و به همه ان حرف های دفن شده زندگی ببخشد
همیشه مسئله جدایی برایم غیر قابل درک بود میدانید دو فرد باهم ارتباطی برقرار میکنند و رابطه ای را شروع میکنند فرقی ندارد دوستی باشد یا یک رابطه عاشقانه! مسئله نوع رابطه نیست مسئله خود ان رابطه داشتن است که
ان دو نفر باهم خاطراتی را میسازند و تمام لحظاتشان را باهم سر میکنند
함께 웃고 함께 울고
ما با هم می خندیدیم، با هم گریه می کردیم
이 단순한 감정들이 내겐 전부였나 봐
حدس میزنم این احساسات ساده همه چیز من بودن
Still with you_jungkook
ان دو نفر تمام لحظات خوش تمام ان شادی و غم ها را باهم شریک میشوند و این چیزیست که به سادگی نمیتوان فراموش کرد به بیانی بهتر اصلا نمیتوان فراموش کرد و مسئله من هم این است چطور میتوانیم بعد از تمام شدن رابطه که حامل خاطرات زیادیست به سادی بگذریم و تظاهر کنیم که از اول چیزی نبوده؟
How can you look at me and pretend
I’m someone you’ve never met?
چطور میتونی بهم نگاه کنی و تظاهر کنی من کسیم که تو هرگز ملاقات نکردی
Back to friend_sombr
واقعا چگونه میشود؟ رابطه ای که زمانی زندگی ما بود حال تمام شده و من یقین دارم هیچ گاه نمیتوان ان را فراموش کرد همچیز نابود شده است چطور میتوان کنار امد و گذشت؟ جواب ان سوال را نمیدانم ولی میدانم که قرار است چطور با ان کار بیاییم؟ اصلا چه واکنش هایی نشان میدهیم؟
گاهی وقت ها با نفرت:
Maybe hatin’ you’s the only way it doesn’t hurt
شاید متنفر شدن از تو تنها راهی باشه که درد نداشته باشه
Hate you_jungkook
گاهی هم با این که: تو مرهم درد هایم بودی عزیزم اما الان کجایی..؟ چرا دگر نیستی من مگر با تو چه کرده بودم؟
You drew stars around my scars
تو اطراف زخم هام ستاره کشیدی
But now I’m bleeding
ولی الان من دارم خونریزی می کنم
Cardigan_Taylor
گاهی هم با انکار حقیقت و فرار از ان:
i don’t wanna know
نمیخوام بدونم
if you’re playin’ me, keep it on the low
اگه داری منو بازی میدی مخفی نگهش دار
cause my heart can’t take it anymore
چون دیگه قلبم نمیتونه تحملش کنه
Creepin_the weeknd
می روی اما خودت هم خوب می دانی عزیز
می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
افسار_چاوشی
گاهی هم فقط افسوس:
عاقبت نارفیق یه فاجعست که سهم مانیست
برو خونه_هیدن، شایع، مهیار
هرکى سراغتو گرفت بگم اسمشم نیار
کاش یه روز میشد باشیم مثل اولاش کاش
پس من چی_وانتونز
گاهی هم انتخاب تنهایی برای رهایی از درد:
تنهايی شايد يه راهه
راهيه تا بی نهايت
قصه هميشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
پوست شیر_ابی
البته که ما از کلی راه های دیگر هم بهره میبریم تا فراموش کنیم اما ایا فراموش میکنیم؟ اصلا امکان فراموشی وجود دارد؟ مگر میشود ناگهان دکمه حذف را زد و همچیز را پاک کرد؟
نمیشود عزیز من نمیشود ان خاطرات در اعماق مغز من حک شدند و قرار نیست بیرون بیایند و همه این ها مرا به کشتن میدهد
نمیتوان فراموش کرد نمیتوان کنار امد و من هرگز هیچوقت درک نکردم چطور تو با ان کنار امدی و به گونه ای رفتار میکنی انگار من فردی هستم که تاحالا ندیده ای.. انگار من ان موجود ناشناخته ام
اری چشم ها دروغ میگویند زیرا ان چشم ها مرا خوب میشناختند
I saw her at her worst, still, I desired her
من اون رو تو بدترین حالتش دیدم، ولی هنوزم میخواستمش
I learned to read her eyes and know when she would lie
یاد گرفتم چشماشو بخونم و بفهمم کی دروغ میگه
I watched her start to hate me ’til she could no longer take me
تماشا کردم که چطور شروع کرد ازم متنفر شدن تا جایی که دیگه نتونست منو تحمل کنه}
Under the met_sombr
پ ن: واقعا اهنگ های زیادی هستند که حال مارو توصیف میکنند من برای این متن این چندتا فعلا در ذهنم بود
منو تحمل کنه