لباس گرم، چتر و موجی ناپایدار از شمال غرب کشور!


روانشناسی
روانشناسی

۱. درست زمانی که با اطمینان خاطر، جامه های گرم زمستانی را به در کرده ای و بخاری ها را خاموش، ناگهان موجی ناپایدار از سمت شمال غرب کشور وارد می شود! خیلی عجیب است؟ نه!

زندگی و روابط هم، چنین است. همواره حواس جمع باش و هرگز گرفتار غرور و اطمینانِ کور نشو. و در انتهای صندوقچه ی دل و جانت لباس گرمی نگهدار برای روزهای سردِ زندگی.

این لباس گرم می تواند یک پس اندازِ درستِ معنوی، عاطفی و یا مالی باشد؛ یک اعتقاد، یک عشقِ غنی، یک آگاهی ، یک رفیقِ شفیق، یک مهارتِ پول ساز، یک هنر که به قول سعدیِ جان هنرمند هرگز بی اجر نماند...

۲. از کودکی اهل چتر نبوده ام. قدم زدن زیر باران در حالی که خیس می شوم، حالم را خوب می کند، شما اسمش را بگذار عشق بازی با باران. و پیوسته استفاده از چتر را نوعی سوسول بازی می دانم!

صبح به همسر جان گفتم چترت را بده! متعجب دلیلش را پرسید و گفتم احساس سرماخوردگی خفیف می کنم و می دانم اگر خیس شوم افتاده ام!

حال می خواهم چه بگویم؟

می خواهم بگویم، بسیاری از مواقع در زندگی که نیاز به چتر حمایتی داریم، از آن استفاده کنیم. این چتر می تواند یک نیایش و دعای عمیق، حمایت والدین، همدلی شریک زندگی، مراجعه به روانشناس و هر رفتار حمایتی دیگر باشد...

نترس از اینکه گاهی آسیب پذیر جلوه کنی. نترس از اینکه گاهی ضعیف به نظر بیایی.

و البته مهم است که از چه و که، چتر طلب می کنی.


محمدجعفر زاهدپور | روانشناس