ویرگول
ورودثبت نام
پروکسیما
پروکسیمادر تلاش برای «ایستادن بر روی شانه غول‌ها»
پروکسیما
پروکسیما
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

جلوی من جان داد

صدای تیر از پرده گوشم خارج نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود.

صدای پهپادهای گشتی را که شبیه رمان 1984 دور شهر می‌چرخند را هنگام نوشتن می‌شونم.

جلوی چشمم، جلوی دوتا دیدگاهم جان داد. نه با یک تیر که با چندین تیر.... یک افسر را گرفتند. در قبالش تیربار آوردند و کل شهر را به تیر بستند. بعد که همه به خانه و بیمارستان گریختند پهپادها را آسمان کردند که مبادا کنترل از دست‌شان خارج شود.

برادرم پزشک است. می‌گوید از بیمارستان 39 تا بدن بی جان را مثل عروسک به ناکجا آباد بردند. دیگر زخمی و نیمه‌جان‌دار ها به کنار. نه مراسم ختمی نه کفنی نه قبری. شهیدگمنام!

دوستم را می‌گویم. جلوی چشم من جان داد.

من نمی‌دانم تهش چه می‌شود. ولی ترسیده‌اند. و از قدیم‌الیام می‌گفتیم: ترس برادر مرگه:

ترس با آدم های مفت خور این کار رو میکنه :
ترس با آدم های مفت خور این کار رو میکنه :

حسن ختام هم باشه به پای رامشتاین که توی اهنگ Deutschland میگه :


Ich will dich nie verlassen (du weinst, du weinst, du weinst, du weinst)

من هیچ‌وقت نمی‌خوام تو رو ترک کنم

Man kann dich lieben

آدم می‌تونه بهت عشق بورزه

Und will dich hassen

و آدم می‌تونه از تو متنفر باشه

Überheblich, überlegen

متکبر (مغرور)، غالب

Übernehmen, übergeben

مسئولیت‌پذیر، استفراغ‌نما!

Überraschen, überfallen

سوپرایزی - غافلگیر کننده، یهویی ...

Deutschland, Deutschland über allen

آلمان[ایران]، آلمان[ایران]، بالاتر از همه (چیز و همه کس)

https://www.aparat.com/v/oje4dxq


ایرانقطعی اینترنت
۶۶
۶۶
پروکسیما
پروکسیما
در تلاش برای «ایستادن بر روی شانه غول‌ها»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید