خیلی ساده : نشسته بودیم داشتیم برای کنکور می خوندیم که گفتن عقب افتاد..این طور شد که اوضاع مطابق همیشه پیش نرفت... حالمون هم گرفته شد اما وقتی در مورد این ضدحال یا بیماری خواندیم فهمیدیم پیش نرفتن اوضاع مطابق خواسته ما نوعی حالت در انسان تولید می کند. بر آن شدیم که درباره اش بنویسیم...
در پسا توی زندگی سختی های زیادی پیش میاد..سختی هایی که بیشترشون بخاطر تمایلاتی هستند که نسبت به اطرافمون داریم. اما یک سوال : اگر بخاطر کاری سختی بکشیم و بهش نرسیم چه اتفاقی میوفته ؟ یا اگر وسط راه از فرط خستگی دست بکشیم چی ؟

افراد زیادی پس از خستگی یا شکست در کاری ، از انجامش منصرف میشن . یک احساس طبیعیه که ما به طور مداوم یک چیز رو دوست نداریم. به طوری که شاید حتی پس از نرسیدن به نتایج دلخواهمون، برخلاف میل های گذشتمون رفتار کنیم....مثلا اگر تا چند ماه پیش رشته پزشکی رو دوست داشتیم یهویی برداریم بگیم : "من چقدر آبیاری گیاهان دریایی رو دوست دارم "
در علم روانپزشکی به حالتی از یک فرد که بر خلاف میل های گذشته اش رفتار می کنه و حتی چیز های مخالف یا غیر مربوطش رو دوست داره REACTION FORMATION یا واکنش سازی میگن . ( در ادامه متن به جای فارسی سازی از مخفف علمی(RF) این کلمه استفاده خواهم کرد ) دلیل اصلی این حالت در انسان ریشه در نرسیدن به خواسته هامون داره.
مثلا ؟
توی داستان ویس و رامین ، پس از اینکه دو عاشق از هم جدا میشن ، رامین با نفر دیگه ای ازدواج میکنه و با خودش میگه "من چقدر گل رو دوست دارم " (گل اسم دختریه در داستان ) و این بین زندگی گل خانوم فقط بخاطر فرونشاندن چشم هم چشمی رامین به تباه میره...(از این تباه شدنا توی زندگی امروزه به شدت دیده میشه)
راست یا دروغ میگن بیشتر خصومت های نظامی هیتلر بخاطر خصومت های شخصی بوده : ایشون قرار بوده نقاش بشن ولی با تصمیم پدر به عرصه نظامی ورود پیدا میکنن و....
خیلی از دوستان من در رشته ی تجربی اصلا علاقه به رشتشون ندارن....فقط بخاطر درآمد بیشتر وارد این رشته شدن. و خوب ما شاهد ده ها نفر هستیم که میگن چقدر من چاقوی جراحی رو دوست دارم...

دلیل ؟
این حالت RF وقتی پیش میاد که شما به خواسته هاتون نرسین....خوب حالا بیاین بگیم چی میشه که خواستتون دست میکیشین ؟
وقتی انسان به خواسته هاش نمیرسه اتفاقات جدید می افته : شرایطی که انسان باید باهاش سازگاری پیدا کنه ، انسان هم برای ادامه دادن کاری نیاز به تمایل و دلیل داره...این جاست که ذهن ناخوداگاه شما رو مجبور میکنه که شرایط جدید رو دوست داشته باشین. چون قرار نیست بزودی از این بهتر بشه...اینطوریه که شما چیزی که شاید تا مدتی قبل دوستش نداشتین یا حتی نسبت بهش خنثی بودین، با تمایل فراوان نسبت بهش گرایش پیدا می کنین. و خوب در تقابل ، از اون شرایط دوست داشتنی قبلیتون متنفر میشید.
در موارد کمی RF خودش رو در جایی که سختی زیادی بکشین هم نشون میده...یعنی به قدری خسته میشید که از تمایلاتتون دست میکشید.....(...ولش کن نخواستیم آقا....)
رضایت خودی یا سازگاری ؟؟؟؟!
اینRF یعنی رضایت خودی....شما خودتون رو راضی میکنین که اتفاق و شرایط داره به خوبی پیش میره...ولی این حالت با سازگاری فرق داره ... شما در سازگاری فقط اتفاق بدی رو که افتاده رو تحمل می کنید و سعی می کنید خودتون رو با شرایط جدید وقف بدین ولی در RF نتنها شما سازش می کنید بلکه شاید نسبت به عمل خوب قبلی (یا عملی که در نظر شما خوب بوده) ممنعات یا احساس تنفر داشته باشین....تا جایی که شاید برای آرامش خودتون دست به کار های عجیب بزنین...مثل PES بازی کردن قبل کنکور :)))

پایدار یا ناپایدار ؟
متاسفانه RF در شرایط سخت و شکست پیش میاد پس تصمیم ها بسیار احساسی میشن... بیشتر تصمیم های احساسی هم بدون فکر ومنطق اند (مثل ازواج رامین با گل ) اما اگر زمان که بگذره و احساسات و شرایط عوض بشه نظر شما هم عوض خواهد شد. پس بیشتر حالات RFناپایدارند.(مثل پشیمونی رامین از ازدواجش) یعنی بیشتر این تصمیم ها منجر به پشیمونی میشن....البته بعضی از از این احساسات هم مثل سنگ پایدارند ولی خوب غالبا فرد انجام دهندشون عُقده ای میشه..
آیا هر دگرگونی احساسی ناپایداره ؟
نه نمیشه هر دگرگونی احساسی رو به RF نسبت داد. علاقه و تنفر پیدا کردن نسبت به هر موضوعی هم فقط مختصص RF نیست... (این احساس هم دیگه انقدر شایع نیست که همه ی احساساتمون رو درگیر کنه ) گاهی واقعا کار عقلانیه که از علاقه و افکار کورکورانه مون دست بکشیم یا شروع به انجام کاری بکنیم .
حرف نهایی
مهم ترین نکته ای که باید بدونیم و یادمون باشه اینکه : گاهی تصمیمات ما فقط بخاطر نرسیدن به خواسته هامونه.... نباید سریع تغییر مسیر بدیم و کار بی منطقی بکنیم...
عاشقی خواهی که تا پایان بری //// بس که بپسندید باید ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب /// زهر باید خورد و انگارید قند
توسنی کردم ندانستم همی /// کز کشیدن سختتر گردد کمند
ابو سعید ابو الخیر
