واژه “منطق فازی” ابتدا در دهه 1960 توسط پروفسور لطفی زاده معرفی شد. به معنای وسیع، منطق فازی (Fuzzy Logic) سیستمی از مفاهیم، اصول و روشها برای نوعی از استدلال است که بر پایه تقریب بنا شده است. به معنای اختصاصیتر، منطق فازی تعمیمیافته منطقهای چند ارزشی است که در حوزه منطق نمادین در اواسط قرن بیستم ظهور کرد.
منطق فازی یک حوزه علمی و کاربردی وسیع است که با استفاده از مفاهیم و روشهای نظریه مجموعههای فازی، اشکال گوناگون استدلال تقریبی را فرموله میکند. کلید درک این سیستم، کشف ارتباط بین درجات عضویت در مجموعهها و درجات درستی در قضایای فازی است.
منطقهای چند ارزشی (Multivalued Logics)
قضايايی که نه تنها مربوط به رخدادهای آینده، بلکه حتی در حوزههایی مانند مکانیک کوانتوم، ذاتا دارای عدم تعیین (Indeterminacy) هستند. این عدم قطعیت ممکن است ناشی از محدودیتهای اساسی در اندازهگیری پدیدههای بسیار ریز، همانطور که در اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اشاره شده، باشد. برای قضاوت در مورد چنین قضایایی، به چهارچوبهای منطقی نیاز است که بتوانند عدم قطعیت و عدم قطعیت را در نظر بگیرند. این چارچوبها، منطقهای چند ارزشی نامیده میشوند.
• منطق سهارزشی (Three-Valued Logic):
منطقهای چند ارزشی با تخفیف دو حالت «صحیح» و «غلط» در منطق دو ارزشی کلاسیک و تجویز ارزشهای درستی بیشتر آغاز میگردند. این ارزشهای اضافی به عنوان ارزشهای میانی (Intermediate Values) شناخته میشوند. در منطق سهارزشی، معمولاً از سه ارزش استفاده میشود: صفر (غلط)، نیم (میانی) و یک (صحیح).
ادامه مطلب ===> https : // 229-415 . ir