
امروز ۲۹ دی ۱۴۰۴ است و بیش از ۱۱ روز است که دسترسی به اینترنت قطع شده است. حرف بسیار است، میتوان از این گفت که در این روزها اینترنت را بهبهانهٔ محدود کردن فعالیتهای «تروریستهای مسلّح» قطع کردهاند اما هیچ متخصصی نمیداند چطور قطعی سراسری اینترنت و حتی بستن بخش نظرات سایتها میتواند ربطی به چنین موجوداتی داشته باشد؟ مثلاً میتوان گفت روزنامهٔ هممیهن توقیف شده است و این موضوع خیلی عادی است که روزنامهای در ایران توقیف و سایتش از دسترس خارج شود.
میتوان از وضعیت گرانی گفت، از اینکه در همین روزهایی که مردم از ارسال پیامک هم محروم بودند، قیمتها دوباره اوج گرفت و ایران به رتبهٔ دومِ تورّم در مواد غذایی رسید و قیمت روغن و کاغذ و خیلی از چیزهای معمولی باز هم گران شد. اما گفتن از همهٔ اینها چه سودی دارد؟
مثلاً چه سودی دارد اگر بگوییم در همین وضعیتی که رسانههای نیمبند و نیمهمطیع هم تعطیل میشوند و صداها خاموش، مجلسیها بهدنبال تصویب قانونی برای برگزاری تجمعات اعتراضی هستند؟! واقعاً عاقلی هست که این وضعیت را تراژیک و طنزآلود نداند؟
وضعیت بسیار طنز است و هولناک. برای ما که وسط این خاموشی دیجیتال و این سکوت اجباری گیر افتادهایم هولناک است و برای آیندگانی که این وضعیت را با تعجّب در کتابهای تاریخ خواهند خواند، طنزی نغز.
در نهایت میخواهم اعتراف کنم حرفزدن از خیلی چیزها دیگر سودی ندارد. کسی صدایمان را نمیشنود اگر هم میشنود، برایش اهمیتی ندارد. حتی اکثریتبودنمان هم مهم نیست.
با خواندن و شنیدن نظرات مردمی که خرج زندگیشان در گرو اینترنت است و حالا در این بحران اقتصادی بی آب و نان شدهاند، دلگیر شدهام و میخواهم از طرفشان بگویم ای مسئولان امنیتی که حتی فاش نمیکنید چه کسانی هستید و چه سازمانی هستید، ما مردم خاموش شدیم؛ با این خاموشیها خاموش شدیم. حالا شیر فیلترنتتان را باز کنید تا این دوستان کمی آب و نان برای خانوادههای هموطنان ایرانیشان ببرند.