پاسخی به یادداشت سهند ایرانمهر

همه میدانیم که ما ایرانیان مدتهاست در وضعیتی دشوار به بند آمدهایم و ایران عزیز را سخت گرفتار میبینیم. اگر کسی چنین نگاهی به وضعیت امروز ندارد، میتوان با گفتگو، او را به نشانههای روشن تنبه داد تا شایدش کارگر افتد. اما او که با مردم ایران همدل باشد و وضعیت را «چنان که هست» ببیند، باید افزون بر آنکه دردمندانه، به نقد دیدگاهها و پیشنهادات مطروحه برای رهایی میپردازد، خود نیز راه مورد نظرش را بیان کند. جناب سهند ایرانمهر که تا کنون او را به ایراندوستی میشناسیم، یادداشتی نگاشتهاند که اگرچه از سر دردمندی است اما در آن بهخطا رفتهاند و البته راه مطلوبشان را هم بیان نکردهاند، بهخطا رفتهاند چون:
۱. هر شباهت ظاهری بهمعنای عینیت یا تکرار الگوی رفتاری و کلامی نیست؛ مثلاً اینکه هر دو گروه (چپها و پادشاهیخواهان) مخالفانشان را با برچسبهایی میشناسند و میشناسانند به هیچ عنوان عینیت یا مشابهت رفتاری دو گروه را اثبات نمیکند چه آنکه منطق شناخت و شناساندن اساساً «دستهبندی» و «نامگذاری» است. بخش اعظمی از متن ایشان بیان این شباهتهاست اما این شباهتها را میتوان بین هر دو گروهی که بخواهید پیدا کنیم و به این بهانه، آنها را به هم الصاق کنیم! گذشته از این امر بدیهی، چرا نمیگویند دیگر گروههای سیاسی امروز نیز برای پادشاهیخواهان و جمهوریخواهانی که از اصلاحات عبور کردهاند برچسبهایی تحقیرآمیز وضع کردهاند و مدام آن را به کار میبرند؟ آیا این شباهت برای یکیشمردن آنان کافی است؟
۲. خطای دیگر ایشان این است که گمان بردهاند عبارت «چپ هرگز نفهمید» باور و بیان گروهی خاص است، حال آنکه اصلاً چنین نیست و هرآنکه با جریان چپ آشنا باشد و با آنها ناهمسو، میتواند به این گزاره باور داشته و آن را بیان کند.
پس «چپ هرگز نفهمید» شعاری است برآمده از انزجار ایرانیان از جریان چپ که هم بر تجربه تاریخی استوار است و هم بر آموختههای فرهنگی.
۳. ایشان وانمود کردهاند آنانکه موافق فشار خارجیاند تنها گروه خاصیاند حال آنکه جمهوریخواهان بسیاری نیز چنیناند. در ضمن ایشان استدلال موافقان فشار نهادهای بینالمللی را نادیده گرفتهاند و به پاسخهایی که پیشتر بدان داده شده است، اشاره نکردهاند؛ اولین و مهمترین استدلال آنها آن است که یکی از راههای برونرفت از «رنج گسترده کنونی» و پیشگیری از «رنجهای گستردهتر در آینده» فشار خارجی است. پس مسئله آنگونه که ایشان تقریر کردهاند، خودخواهی و رنجطلبی برای دیگران نیست. پیشنهاد میکنم دیگر استدلالها را هم ببینند و بخوانند یا در همکلامیها بشنوند.
۴. نکته مهم دیگر این است که ایشان راست ملیگرای امروز را که شاید بزرگترین مدعیان شعار «چپ هرگز نفهمید» باشند، با پادشاهیخواهان یکی گرفتهاند اما روشن است که در دستهبندیهای امروز، راست ملیگرا شامل گروههای متکثری است و محدود به پادشاهیخواهان نمیشود.
بیش از این به محتوای یادداشت ایشان نمیپردازم چراکه تا همین جا مشخص است که اگرچه سهند ایرانمهر دغدغه ایران دارد اما از اینکه در فضای تند امروز هرکس ذرهای سازش با سیستم فعلی نشان دهد برچسب میخورد، نگران و شاید آزرده است.
شاید هم ایشان نگرانند که صدای بلند مردمی که از اصلاحات طولانیمدت و بیفایده خسته شدهاند، نگذارد کسی دم از اصلاحات بزند.
بههر روی، بر ایشان است که بگویند:
آیا ایران در وضعیتی بحرانی گرفتار آمده است یا نه؟
واضحاً مسئول این بحران چه کسانیاند، حکومت یا مردم؟
راه برونرفت از این بحران چیست و چقدر زمان میبرد؟