
فیلم پیرپسر تهوعآور است. فیلم اساسا از هیچ ساختار فیلمنامهای پیروی نمیکند و بیننده را ازطریق نفرت، روی صندلی مینشاند. نفرت از شخصیتی پرداخته نشده و مفلوک که به هیچعنوان، نماینده شر نیست. بلکه نوعی تیپ مبتذل نمایشی است و تا پایان داستان همینمیماند.
فیلم پیرپسر را میتوان ضد همه چیز دانست. ضدمرد، ضد زن، ضد انسانیت و ...
چرا که مشخصا فیلمساز هم در نگارش فیلمنامه و هم در کارگردانی خشمی آشکارا نسبت بهتمامی شخصیتها دارد.
او در مفلوک نشان دادن شخصیتها اغراق شدیدی میکند تا جایی که عملا هیچ شخصیتی هیچفعلی از خود نشان نمیدهد و در کل زندگی خود منفعل بوده و هست. پسرها عملا در عمر چهلساله خود منفعلی عقیم نشان داده میشوند و رعنا نیز کاراکتری پوچ و مفلوک که با خشم زیادحذف میشود.
اینکه گفته شد فیلم از هیچ ساختار نوشتاری پیروی نمیکند، تقریبا در تمامی سکانسهای فیلممشخص است.
تمامی سکانسها بدون هیچ موتور محرکه و قاب بندی مشخصی، صرفا با خشم و انزجار جلومیرود و هیچ علت و معلولی برای پیشبرد دیالوگها و منطق پشت آنها وجود ندارد.
شخصیت شر با متضاد خود یعنی خیر ساخته میشود. در این فیلم شخصیت خیر یک مفلوکمنفعل با بازی حامد بهداد است که هیچ تصویری از خیر نمیسازد. او با جملات کارت پستالیشبه روشنفکری هیچ تأییدی از مخاطب نمیگیرد بلکه حتی ممکن است به خیر بودنش شک کنیم.
در فیلنامه ضعیف نمیتوان از بازی بازیگران ایراد خاصی گرفت. چرا که وقتی شخصیتی عقیماست و دیالوگهای اغراق آمیز کارت پستالی دارد، بازیگر نمیتواند چیزی بیشتر از آن خلق کند.
فیلم پیرپسر را میتوان ابتذال شر دانست. فیلمی که نه تنها نمیتواند شر بسازد بلکه آشکارانسبت به خیر نیز خشمی عظیم به نمایش میگذارد.
خشمی که در پیروی دوربین و داستان از فساد بسیار مشخص است.