
سریال ریپلی به عنوان یک نئونوآر روانشناسانه، تلاشی موفق برای احیای سبکهای سینمایی فراموش شده محسوب میشود. از فیلمبرداری حیرتانگیز تا داستانی اقتباسی و بازیهای فراموش نشدنی.
سریال ریپلی را میتوان دومین اثر اقتباسی موفق از رمان آقای ریپلی با استعداد دانست. رمانی که یک شخصیت ضداجتماعی باهوش را به تصویر میکشد و به دلیل وجهه مرموز و کارآگاهی مشهور میشود.
اما سریال ریپلی به جز اقتباسی پلیسی و مرموز، تلاشی موفق برای احیای فیلمبرداری کلاسیک، تعلیق سینمایی و فضاسازی هنرمندانه است.
سریال ریپلی از بازی ماهرانه اندرو اسکات برخودار است. بازیگری که در نقشهای شرورانه همیشه میدرخشد و در این سریال، زیرکی و شرارت را به خوبی به تصویر میکشد.
استفاده از فیلمبرداری سیاه و سفید و قاب بندیهای هنرمندانه در کنار کنتراست بالای تصاویر که یادآور نقاشیهای کاراواجو است، روحی جدید بر پیکر نوآر فیلم میدمد.
ضعفهای فیلنامه هم از لحاظ تکنیکال و هم از لحاظ فرمیک در سریال ریپلی به چشم میخورد.
ضعفهایی نظیر شخصیت پردازی ضعیف، باگهای مختلف در تعلیق و کشمکش. برای مثال شخصیت مکمل ریپلی، به خوبی تعریف نمیشود و در قسمتهای ابتدایی با انگیزه کم به قتل میرسد. از طرفی در روند کارآگاهی مجموعه، خلالهای زیادی به چشم میخورد در حدی که فیلم را به یک فیلم فانتزی و کارت پستالی تقلیل میدهد.
با تمام مشکلات موجود در روند داستانی و فیلمنامه، سریال ریپلی را میتوان تلاشی موفق در جهت احیای سبکهای نئونوآر و کلاسیک کارآگاهی دانست.
سریالی که با تعلیق و با استفاده از فیلمبرداری هنرمندانه، فضاسازی دقیقی را شکل میدهد.