ویرگول
ورودثبت نام
Mohirosi
Mohirosiمجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
Mohirosi
Mohirosi
خواندن ۵ دقیقه·۱ روز پیش

حقوق مخاطب در رسانه‌های فراگیر – شماره یک؛ آیا ما در برابر رسانه‌ها حقی داریم؟

یک تجربه آشنا

فرض کنید خبری را در یک کانال خبری، یک سایت یا یک صفحه پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی می‌بینید. خبر مهم است، آن را برای چند نفر می‌فرستید، درباره‌اش صحبت می‌کنید و حتی ممکن است بر اساس آن تصمیمی بگیرید. چند ساعت یا چند روز بعد مشخص می‌شود خبر نادرست بوده است. رسانه بدون توضیح آن را حذف می‌کند یا در گوشه‌ای از صفحه اصلاحیه‌ای منتشر می‌کند که بخش زیادی از مخاطبان هرگز آن را نمی‌بینند.

در چنین شرایطی معمولاً می‌گوییم «رسانه اشتباه کرده است». اما کمتر از زاویه دیگری به موضوع نگاه می‌کنیم؛ اینکه آیا حقی از مخاطب ضایع شده است؟

یا فرض کنید فردی که اعتماد شما را جلب کرده یا او را به عنوان کارشناس یا اینفلوئنسر می‌شناسید، محصول یا خدمتی را معرفی می‌کند. شما تصور می‌کنید با یک تجربه شخصی یا یک نظر مستقل مواجه هستید، اما بعداً متوجه می‌شوید که این معرفی در واقع تبلیغی بوده که به شکل دیگری ارائه شده است.

باز هم معمولاً درباره صداقت یا عدم صداقت تولیدکننده محتوا صحبت می‌کنیم، اما کمتر این پرسش را مطرح می‌کنیم که آیا مخاطب حق داشته از ماهیت تبلیغاتی آن محتوا آگاه باشد؟

نمونه‌های مشابه کم نیستند. از انتشار اطلاعات ناقص و گمراه‌کننده گرفته تا استفاده از داده‌های شخصی کاربران، از تیترهای فریبنده برای جلب توجه مخاطب تا پنهان کردن منافع و وابستگی‌های سیاسی، اقتصادی یا تجاری. تقریباً همه ما در زندگی رسانه‌ای خود با چنین موقعیت‌هایی مواجه شده‌ایم؛ با این حال کمتر پیش می‌آید که این مسائل را ذیل یک مفهوم مشترک ببینیم: «حقوق مخاطب».


مخاطب فقط مصرف‌کننده نیست

وقتی درباره رسانه صحبت می‌شود، معمولاً توجه ما به تولیدکنندگان محتوا جلب می‌شود. از آزادی بیان روزنامه‌نگاران حرف می‌زنیم، درباره استقلال رسانه‌ها بحث می‌کنیم، از حقوق نویسندگان، خبرنگاران، هنرمندان و صاحبان رسانه سخن می‌گوییم و گاهی نیز درباره اختیارات و مسئولیت‌های پلتفرم‌های بزرگ اینترنتی گفتگو می‌کنیم.

اما در میان تمام این بازیگران، یک ضلع مهم وجود دارد که معمولاً کمتر درباره آن صحبت می‌شود؛ مخاطب.

شاید یکی از دلایل این مسئله آن باشد که مخاطب اغلب به عنوان دریافت‌کننده محتوا دیده می‌شود؛ کسی که صرفاً تماشا می‌کند، می‌شنود یا می‌خواند. اما اگر رسانه را نوعی رابطه بدانیم، این رابطه تنها از یک طرف تشکیل نشده است. همان‌طور که رسانه بدون تولیدکننده محتوا معنا پیدا نمی‌کند، بدون مخاطب نیز وجود خارجی نخواهد داشت.

از این منظر، مخاطب صرفاً مصرف‌کننده محتوا نیست. او طرف دیگر یک رابطه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی است. رابطه‌ای که می‌تواند بر نگرش‌ها، تصمیم‌ها، رفتارها و در مواردی بر سرنوشت فردی و جمعی انسان‌ها اثر بگذارد.

اگر چنین باشد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا مخاطب نیز مانند دیگر بازیگران این عرصه دارای حقوقی است؟


در نگاه نخست شاید این سؤال عجیب به نظر برسد. بسیاری از ما به حقوق شهروندی، حقوق مصرف‌کننده، حقوق کارگر، حقوق کودک یا حقوق بیمار عادت کرده‌ایم، اما کمتر اصطلاح «حقوق مخاطب» را شنیده‌ایم.

با این حال، اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌توانیم نمونه‌های متعددی از این حقوق را تصور کنیم.

آیا مخاطب حق دارد اطلاعات صحیح دریافت کند؟

آیا مخاطب حق دارد بداند یک محتوا تبلیغاتی است یا غیرتبلیغاتی؟

آیا مخاطب حق دارد از نحوه استفاده رسانه‌ها و پلتفرم‌ها از داده‌های شخصی خود آگاه باشد؟

آیا مخاطب حق دارد نسبت به خطاهای رسانه‌ای اعتراض کند؟

آیا مخاطب حق دارد در برابر فریب، دستکاری اطلاعات یا عملیات رسانه‌ای گمراه‌کننده مورد حمایت قرار گیرد؟

این پرسش‌ها در نگاه اول ساده به نظر می‌رسند، اما پاسخ به آن‌ها سال‌هاست که در حوزه مطالعات رسانه، سیاست‌گذاری ارتباطی و حتی نظام‌های حقوقی کشورهای مختلف مورد بحث قرار گرفته است.


از کجا این مفهوم شکل گرفت؟

شکل‌گیری این بحث بی‌دلیل نبوده است. هرچه رسانه‌ها گسترده‌تر شدند، تأثیر آن‌ها بر زندگی انسان‌ها نیز افزایش یافت. روزگاری رسانه‌ها محدود به چند روزنامه و ایستگاه رادیویی بودند و دسترسی به آن‌ها نیز محدودتر بود. اما به مرور تلویزیون، ماهواره، اینترنت و سپس شبکه‌های اجتماعی، رسانه را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل کردند.

امروزه بسیاری از دانسته‌های ما درباره جهان نه از تجربه مستقیم، بلکه از مسیر رسانه‌ها به دست می‌آید. بخش قابل توجهی از آنچه درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ، جنگ، سلامت، علم یا حتی زندگی روزمره می‌دانیم از طریق واسطه‌ای به نام رسانه به ما منتقل شده است.

طبیعی است که هرچه این واسطه قدرتمندتر شود، پرسش درباره حقوق کسانی که در معرض این تأثیر قرار دارند نیز اهمیت بیشتری پیدا کند.


چرا امروز مهم‌تر شده؟

در سال‌های اخیر این مسئله وارد مرحله تازه‌ای نیز شده است. اگر در گذشته عمده نگرانی‌ها به روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون مربوط می‌شد، امروز با بازیگران جدیدی روبه‌رو هستیم. شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جستجو، سامانه‌های پیشنهاددهنده محتوا و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، هر کدام به شکلی در انتخاب، اولویت‌بندی و ارائه اطلاعات به مخاطبان نقش دارند.

بسیاری از تصمیم‌هایی که تصور می‌کنیم آزادانه گرفته‌ایم، تحت تأثیر محتواهایی بوده‌اند که پیش از ما توسط الگوریتم‌ها انتخاب شده‌اند. بسیاری از تصاویری که می‌بینیم، اخباری که می‌خوانیم یا حتی موضوعاتی که درباره آن‌ها فکر می‌کنیم، نتیجه فرایندهایی هستند که برای ما چندان شفاف نیستند.

در چنین شرایطی، حقوق مخاطب دیگر صرفاً یک موضوع تخصصی برای پژوهشگران ارتباطات یا حقوق‌دانان نیست. این موضوع به بخشی از زندگی روزمره همه ما تبدیل شده است؛ چه مخاطب اخبار باشیم، چه کاربر شبکه‌های اجتماعی، چه بیننده فیلم و سریال و چه استفاده‌کننده از ابزارهای هوش مصنوعی.


پرسش اصلی

در این مجموعه تلاش خواهیم کرد مفهوم حقوق مخاطب را از زوایای مختلف بررسی کنیم؛ از ریشه‌های نظری آن گرفته تا تجربه کشورهای مختلف و وضعیت موجود در ایران. خواهیم دید که وقتی از حقوق مخاطب صحبت می‌کنیم، دقیقاً از چه حقوقی سخن می‌گوییم، این حقوق چگونه شکل گرفته‌اند و چه چالش‌هایی پیش روی آن‌ها قرار دارد.

اما پیش از ورود به این مباحث، شاید بد نباشد یک بار دیگر به پرسش آغازین بازگردیم:

اگر رسانه‌ای اطلاعات نادرست منتشر کند، اگر تبلیغ را به جای خبر عرضه کند، اگر از داده‌های شخصی مخاطبان بدون آگاهی آن‌ها استفاده کند یا اگر محتوایی گمراه‌کننده را به شکل گسترده در معرض دید کاربران قرار دهد، آیا صرفاً با یک خطای حرفه‌ای مواجه هستیم یا حقی از مخاطب نادیده گرفته شده است؟

پاسخ به این پرسش، نقطه آغاز بحث ما درباره حقوق مخاطب است.

شبکه‌های اجتماعیداده‌های شخصیرسانهحقوق شهروندی
۰
۰
Mohirosi
Mohirosi
مجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید