ویرگول
ورودثبت نام
Mohirosi
Mohirosiمجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
Mohirosi
Mohirosi
خواندن ۵ دقیقه·۱۵ ساعت پیش

سیاست سبز؛ از دغدغه‌ی زمین تا سازوکار قدرت

قدرت همیشه آن‌طور که فکر می‌کنیم عمل نمی‌کند.
گاهی نه در چهره‌ی یک فرد یا دولت، بلکه در آرایشی هماهنگ از نهادها، مفاهیم، تصاویر و نگاه‌ها شکل می‌گیرد؛ سازوکاری که افراد درون آن قرار می‌گیرند، بدون آن‌که الزاماً متوجه حضورش باشند.

شهر برفراز تپه(آرمان شهر)-" Mont St Michel, Normandy" اثر جیمز وب
شهر برفراز تپه(آرمان شهر)-" Mont St Michel, Normandy" اثر جیمز وب

برلین ۱۳۷۹؛ نشانه ای از یک اتفاق

۱۹ فروردین ۱۳۷۹، چند ماه پس از انتخابات مجلس ششم، نشستی سه‌روزه در برلین برگزار شد؛ نشستی که بعدها به نام «کنفرانس برلین» شناخته شد و به دعوت بنیاد هاینریش بل، نهاد فرهنگی وابسته به حزب سبز آلمان، شکل گرفت.

در ظاهر، موضوع نشست گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی در ایران بود.
اما پرسش مهم‌تر این بود:
حزب سبز آلمان چه نسبتی با اصلاحات در ایران دارد؟
و اساساً «سیاست سبز» تا چه اندازه فراتر از دغدغه‌ی محیط زیست است؟

پوستر کنفرانس برلین
پوستر کنفرانس برلین

پس از جنگ جهانی دوم؛ تولد زبانی تازه برای قدرت

جنگ جهانی دوم نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر بود.
اروپا از یک‌سو با ویرانی گسترده‌ی انسانی، صنعتی و زیست‌محیطی روبه‌رو بود و از سوی دیگر، فرصتی بی‌سابقه برای بازسازی نظم اقتصادی و سیاسی جهان پیش‌رو داشت.

در همین بستر، مفاهیمی چون «حفاظت از محیط زیست» و «توسعه‌ی پایدار» آرام‌آرام وارد گفتار سیاست‌مداران اروپایی شد. مفاهیمی که در آغاز رنگ‌وبوی اخلاقی داشتند، اما به‌تدریج جنبه ابزاری و سیاست‌گذاری جهانی آنها مشخص شدند.

باشگاه رم؛ علم، هشدار، یا مدیریت جهان؟

در دهه‌ی ۶۰ میلادی، هم‌زمان با رشد جمعیت و صنعت در جهان، گروهی از دانشمندان، سیاست‌مداران و مدیران صنعتی در شهر رم گرد هم آمدند. حاصل این گردهمایی، نهادی شد که بعدها تأثیر عمیقی بر گفتمان جهانی گذاشت: باشگاه رم.

این نهاد در سال ۱۹۶۸ به ابتکار آورلیو پچی و الکساندر کینگ شکل گرفت و هدفش بررسی «چالش‌های جهانی» بود؛ مسائلی فراتر از مرزهای ملی، مثل فقر، آلودگی، انرژی و رشد جمعیت.

نقطه‌ی عطف کار آن‌ها، انتشار گزارش مشهور «محدودیت‌های رشد» در سال ۱۹۷۲ بود؛ گزارشی که با استفاده از مدل‌سازی رایانه‌ای در MIT نشان می‌داد ادامه‌ی روند رشد مصرف و جمعیت می‌تواند به فروپاشی نظام‌های اقتصادی و زیست‌محیطی منجر شود.

این هشدار، گفتمان توسعه را برای همیشه تغییر داد.

سیاست سبز؛ اخلاق یا بازتوزیع قدرت؟

اما منتقدان پرسشی جدی مطرح کردند:
آیا این هشدارها صرفاً علمی و بی‌طرفانه بودند؟

از نگاه آن‌ها، تأکید بر محدودسازی رشد و مصرف، می‌توانست در عمل به تثبیت برتری کشورهای صنعتی و کند شدن مسیر توسعه در جهان جنوب بینجامد.
به این ترتیب، مفاهیمی مانند «توسعه‌ی پایدار»، «عدالت بین‌نسلی» و «مدیریت منابع» به زبانی نرم‌تر و اخلاقی‌تر برای اعمال قدرت بدل شدند؛ زبانی که جایگزین استعمار کلاسیک شد.

در همین فضا، احزاب سبز در اروپا شکل گرفتند؛ ابتدا در آلمان، سپس در دیگر کشورهای اروپایی. جنبش‌هایی که شعارشان صلح با طبیعت بود، اما در عمل، بخشی از سازوکار سیاست‌گذاری رسمی شدند.

درختواره چالش احزاب سبز در اروپا
درختواره چالش احزاب سبز در اروپا

از اروپا تا ایران؛ تلاقی گفتمان‌ها

با گذر زمان، این گفتمان زیست‌محیطی جهانی به سیاست داخلی کشورها نیز راه یافت.
در ایران، ماجرای کنفرانس برلین نمونه‌ای از همین تلاقی بود؛ جایی که گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی، در چارچوب فکری نهادهای اروپایی شکل گرفت.

در سال‌های بعد، پیمان‌هایی مانند توافق پاریس نیز همین چالش را در سطحی جهانی‌تر تکرار کردند:
پیمان‌هایی که در ظاهر برای نجات زمین طراحی شدند، اما برای کشورهایی با اقتصاد وابسته به انرژی، می‌توانستند محدودکننده‌ی توسعه باشند.

میزان احتمالی رسیدن کشورهای عضو پیمان اقلیمی پاریس به اهداف تعیین شده در این پیمان نامه بر اساس داده های منتشر شده خود کشورها
میزان احتمالی رسیدن کشورهای عضو پیمان اقلیمی پاریس به اهداف تعیین شده در این پیمان نامه بر اساس داده های منتشر شده خود کشورها

کشورهایی که بیشترین سهم صنعتی را دارند همچنان در حال تولید گازهای گلخانه ای و موثرترین آنها در افزایش دمای زیست کره هستند علیرغم آنکه توافق پاریس را امضا کرده اند.

دخالت نرم در امور داخلی کشورها؛ وقتی «نگرانی سبز» سیاسی می‌شود

این مداخله نه از مسیر ارتش یا تحریم، بلکه از راه نهادهای فرهنگی، بنیادها، کنفرانس‌ها و شبکه‌های فکری انجام می‌شود.
کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ نمونه‌ای روشن از این سازوکار بود؛ نشستی که با حمایت نهادهای وابسته به جریان سبز اروپا برگزار شد و گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی در ایران را در چارچوبی از پیش‌تعریف‌شده صورت‌بندی کرد. در چنین مدل‌هایی، «گفت‌وگو» جای «دخالت» را می‌گیرد، اما نتیجه یکی است: تعریف مسائل داخلی ایران با زبان و معیارهای بیرونی.

این الگو در سال‌های بعد نیز تکرار شد؛ از فشارهای گفتمانی در حوزه‌ی حقوق بشر و محیط زیست گرفته تا پیوند زدن تعهدات اقلیمی با سیاست خارجی.

در این چارچوب، سیاست سبز به ابزاری برای مهندسی نرم فضای سیاسی و فکری کشورها بدل می‌شود؛ ابزاری که بدون هزینه‌ی مستقیم، اثرات بلندمدت می‌گذارد.

آنالنا بربوک- وزیر امور خارجه سابق آلمان- رهبر حزب سبز آلمان
آنالنا بربوک- وزیر امور خارجه سابق آلمان- رهبر حزب سبز آلمان

چهره‌ی خشن سیاست سبز؛ از وندالیسم تا تهدید جامعه مدنی

بخشی از جنبش‌های سبز اروپایی به اقداماتی روی آورده‌اند که بیش از آن‌که یادآور کنش مدنی باشند، به وندالیسم سازمان‌یافته شباهت دارند.

نمونه‌های متعددی از حمله به آثار فرهنگی و فضاهای عمومی ثبت شده است:

  • حمله به آثار هنری در موزه‌ها، از جمله پاشیدن مواد غذایی روی تابلوهای نقاشی کلاسیک در موزه‌های اروپا؛

  • تخریب نمادهای تاریخی به بهانه‌ی اعتراض اقلیمی؛

  • مسدود کردن خیابان‌ها، اختلال در زندگی روزمره‌ی مردم و حتی در مواردی درگیری فیزیکی با شهروندان عادی.

گروه‌هایی مانند Just Stop Oil یا Extinction Rebellion، که پیوندهای فکری نزدیکی با گفتمان سبز دارند، بارها به خاطر حمله به اموال عمومی و آثار فرهنگی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.
در موارد مختلف حمله به آثار در موزه‌ها، موجی از اعتراض هنرمندان، تاریخ‌نگاران ثبت شده است.

چگونه جنبشی که مدعی دفاع از «آینده‌ی بشر» است، به تخریب میراث فرهنگی و تهدید امنیت اجتماعی روی می‌آورد؟

از اخلاق زیست‌محیطی تا توجیه خشونت

نکته‌ی نگران‌کننده اینجاست که در برخی شاخه‌های افراطی سیاست سبز، هدف، وسیله را توجیه می‌کند.
در این منطق، اگر «زمین در خطر است»، پس هر نوع اختلال، تخریب یا فشار اجتماعی قابل توجیه می‌شود. این همان نقطه‌ای است که سیاست سبز از یک جنبش اخلاقی، به ایدئولوژی رادیکالِ مداخله‌گر تبدیل می‌شود.

وقتی همین منطق به سیاست بین‌الملل منتقل می‌شود، نتیجه‌اش فشار بر کشورهایی مانند ایران است؛ فشاری که نه با توجه به واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی، بلکه بر اساس نسخه‌های آماده و استانداردهای تحمیلی اعمال می‌شود.

نتیجه؛ قدرت در لباس خیر عمومی

امروز، پس از هفت دهه از پایان جنگ جهانی دوم، میراث سیاست سبز همچنان محل بحث است.
از یک‌سو، به پوششی برای حفظ توازن قدرت جهانی بدل شده است و از سویی دیگر محل تبادلات مالی گسترده در پوشش NGO ها و نهاد های ظاهرا غیر انتفاعی یدل شده است.

جریانی که اولین بار توسط باشگاه رم پا به عرصه ظهور گذاشت آینه‌ای از تضادهای جهان اروپایی بود؛
میان علم، سیاست، اخلاق، منافع و سلطه گری.

شاید بزرگ‌ترین دستاورد آن‌ها رسیدن به این پرسش بود که هنوز بی‌پاسخ مانده است:

چطور می‌توان زیاده خواهی قدرت را مهار کرد، وقتی موذیانه در لباس خیر عمومی ظاهر می‌شود؟

محیط زیستاصلاحاتآلمان
۲
۰
Mohirosi
Mohirosi
مجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید