بهسختی وارد ویرگول میشوم، مطالب بالا نمیآیند و بخش نظرات محدود شده است (بااینکه مردم راه حلی برای آن پیدا کردهاند). آپارات هم دستکمی از ویرگول ندارد؛ بخش نظرات آن نرمافزار هم قطع شده است. یکی از دوستانم پیشنهاد میکند سری به خبرگزاری فارس بزنم و زیر خبرها، نظرات مردم را بخوانم؛ جالب است! مردم دیگر از اینکه اعتراض و مخالفتشان را فریاد بزنند ابایی ندارند. حتی با شماره تماس خودشان و زیر مطالب خبرگزاری فارس! کم هم نیستند مثل خیابانها؛ همان خیابانهایی که مردمِ به تنگنا رسیده را در خود جا داده بود؛ همان مردمی که به تب راضی شده بودند و فکر میکنم به این نتیجه رسیده بودند که حالا که «اینها» صدای ما را نمیشنوند «آنها» را امتحان کنیم، شاید شنیدند...
واقعیت این است که یک مطالبهی اجتماعی را وقتی میتوان قابل بررسی و پیگیری دانست که در سطح جامعه عمومیت پیدا کند و به عرف آن جامعه تبدیل شود؛ دراینصورت، هر حکومت و دولتی موظف است درمورد پذیرش آن مطالبه تدابیری بیندیشید اما متأسفانه در ایران اینگونه نیست و مردم ما در این سالها، بارها و از راههای مختلفی سعی کردهاند خواستههایشان را به حاکمیت اعلام کنند اما هربار به درِ بسته خوردهاند که هیچ، به انواع انگها و برچسبها هم مزیّن شدهاند. از آنطرف، تا یکجا برای مطالباتشان دور هم جمع شدهاند، عدهای با قصد و غرض قبلی تجمعاتشان را منحرف کردهاند. حاکمیت هم هیچوقت صدایشان را نشنیده است؛ صدایی که هرروز و از هرراهی درحال بلندترشدن است. و این یعنی بحران مشروعیت، حتی در همین نرمافزارهای وطنی!
اما مسدود کردن اینترنت بینالمللی (آنهم در قرن بیستویکم!)، چیزی بهجز سرپوش گذاشتن بر اصل مسئله و انکار آن نیست؛ درحالیکه باید به ریشههای این مشکلات و خشم حاصل از آن توجه شود، حاکمیت مثل همیشه، ید طولایی در تولید و تشدید خشم عمومی دارد و بهجای بازگذاشتن فضا و هدایت آن به سمت مطالبات سالم و نتیجهبخش، به تشدید کنترل، نظارت و محدودیتهای اجتماعی روی میآورد؛ او حتی میتواند با باز کردن مجراهایی، در اینترنت ملی یا بینالمللی، فضا را برای تخلیهی این خشم فراهم کند اما همین کار را هم انجام نمیدهد. اصلاً فرض کنیم که حاکمیت درنتیجهی این محدودیتها بر افکار عمومی داخلی در جنگ روایتها پیروز شد، با افکار عمومی در سطح جهان و جنگ روایتها در خارج از کشور چه خواهد کرد؟ با نارضایتی مردم از مختل شدن زندگی و کسبوکارشان و افزایش تصاعدی این نارضایتی چه میکند؟ با این سرخوردگی و خشم عمومی در سطح جامعه چه خواهد کرد؟
فکر میکنم خیلیها پاسخ این سوالات را میدانند؛ امیدوارم حاکمیت هم بالاخره متوجه شود!
