چرت زیر آفتاب زمستانی

هوس کردم

یک هوس کهنه و قدیمی

یک هوس ریشه دار

هوس لم دادن تو ایوون زیر آفتاب بعد از ظهر زمستون که یک گرمای ضعیف مطبوعی داره و وقتی چشمهایت را میبندی از پشت پلکت روشنی آفتاب رو حس می‌کنی.

این ایوون بزرگ با سنگ مرمر ریشه در خانه قدیمی مادربزرگ داره که الان برای ده دقیقه دراز کشیدن بی دغدغه تو اون ایوون دلت لک زده.

برای اون خونه، حیاطش، ایوونش، زیر زمینش، فوتبال تو کوچه اش، غار غار دم غروب کلاغهاش دلت تنگ شده.

برای همه چیزهاییش که دیگه نداره. برای خونه ای که فروخته شده‌‌. برای حیاطی که آپارتمان شده و برای آرامش دراز شدن توی ایوونش که دیگه مدتهاست دوباره تجربه نکردمش.