ویرگول
ورودثبت نام
Moon Girl
Moon Girlمن یه دختر پر از تناقضم ... آرومم ولی پر تلاطم ... خسته م ولی پر از شور و امید ... و عاشق رویا ... به نظرم تا رویایی نباشه چیزی خلق نمیشه
Moon Girl
Moon Girl
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

کافه زندگی

همیشه کنار تمام رویاهای زندگیم کافه داشتن رو دوست داشتم و رویام بود ... در واقع دوست داشتم کافه ای داشته باشم و تیمم رو بردارم و بریم توی کافه م هر از گاهی کاری کنیم در واقع لوکیشن کار رو از دفتر کار به کافه انتقال بدیم ... ولی همیشه فرصت انجامشو نداشتم ، توی هیاهوی شلوغی های زندگی گم شده بودم و فرصتی برای پرداختن به رویام نداشتم .. تا اینکه سیب زندگی چرخید و چرخید و اتفاقاتی رخ داد که شریک یک کافه شدم ... چیزی که برام جذابیت داشت تلاش برای توسعه ش ... بهبود فروش و تمام چیزایی که همیشه توی محصول و شرکت داری یاد گرفته بودم ... جذابیت دومش آدمهان ... آدمهایی که میان و میرن و هر کدوم یه داستانی و زنئگی ای دارن و این جذابیت زیادی برام داره ...

میخوام خاطرات گذر زندگی آدمها در کافه رو بنویسم ، از قاب کافه ی ما (من و پارتنرم ) زندگی ها خیلی رنگی و شیرین دیده میشه

کافهزندگیکافی شاپ
۰
۰
Moon Girl
Moon Girl
من یه دختر پر از تناقضم ... آرومم ولی پر تلاطم ... خسته م ولی پر از شور و امید ... و عاشق رویا ... به نظرم تا رویایی نباشه چیزی خلق نمیشه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید