سلام به شما عزیزان.
مطلبی که میخوام برای اولین تاپیک با شما درمیون بذارم در مورد Qnet یا Gold Quest (گلدکوئست) سابقه.

بعضیها فکر میکنن بساط این چیزا دهه هشتاد برچیده شده و چیزی تحت این عنوان وجود نداره، اما باید بگم هنوزم مخفیانه تو این مملکت داره قربانی میگیره، هرچند فعالیت علنی و گستردهای مثل سابق نداره.
اونها سعی دارن شما رو اغوا کنن با پول زیادی که در آینده کسب خواهید کرد یا آرامش و رفاهی که در آینده خواهید داشت.
شاید بپرسید چه مشکلی داره؟ جواب سوال شما همینجاست. اینکه عملاً آیندهای وجود نداره و تمام اینها، وعدهی سر خرمن و مشتی اراجیف و مزخرفبافیه.
حالا آینده کیه؟ زمانی که بازنشسته میشید. کی بازنشسته میشید؟ فقط با چهار سال کار.
کارتون چیه؟ بازاریابی و تحمیق افراد دیگهای مثل خودتون. تمام اینها گفته میشه تا با این وعدهها دهنتون بسته بشه.
اما مشکل اینجاست که برای ورود به این عرصهی پولساز و پر زرقوبرق، ابتدا باید چند هزار دلاری پیاده بشید به امید اینکه بقیه هم به اندازهی شما احمق باشن و تبدیل به زیرشاخهی شما بشن یا نه.
وعدههایی که میدن:
و سایر روشهای روانی که استفاده میکنن و سخنرانیهای انگیزشی که براتون پخش میکنن،از جمله "ده نمک" از محمود معظمی پکیجفروش!
تبلیغات گستردهی بینالمللی مثل اسپانسری رقابتهای مختلف ورزشی یا تیم منسیتی انگلیس (تبلیغات کنار زمین رو موقع پخش بازی منسیتی نگاه کنید) و ..

و در آخر، اگر به اندازهی کافی خر نباشید هم سعی میکنن شما رو تحقیر کنن تا به مکتب اسکلیسم اونها بپیوندید.
"حالا سوال اینجاست، چجوری بشناسیمشون که گیرشون نیفتیم؟"
۱- عمدهترین روششون آگهیهای دیواره.
اگر دیدید تو آگهیهای کاریابی دیوار یا شیپور یا پلتفرمهای مشابه، شخصی آگهی گذاشته با حقوقهای بسیار بالا برای کارهایی که اون میزان درآمد براشون منطقی نیست، شک نکنید خبریه.
مثلاً: کارگر ساده، حداقل سی میلیون تومان برای این تاریخ یعنی اردیبهشت ۱۴۰۴؟ خندهداره.
۲- همخدمتی یا همدانشگاهی.
وقتی یکی از دوستاتون یه کار جدید پیدا کرده و پولهای زیادی رو داره پارو میکنه، در حالیکه تا دیروز قوت غالبش نون و رب بوده و حالا سرمست از پولهایی که به حسابش میاد، باید ازش تضمین بگیرید (مثل پرینت حساب)، چون داره دریوری میگه.احتمالاً یه چیزی حدود ۴۰۰۰ دلار هم با توجیهات مزخرف از خانواده و دوستان گرفته و داده به فنا.
توجیهاتش: "سر کارم نیاز به یه لپتاپ پیشرفته دارم"، یا "یه دستگاهی رو میخوام برای کارم بگیرم"، یا "برای کارم باید حتماً ماشین بخرم" و... بدونید که همش چرت و پرته و هیچ لپتاپ یا دستگاهی وجود نداره.(بازم تضمین بگیرید ازش)
۳- پسر فامیل که جدیداً یه کار خوب تو تهران یا یه شهر دیگه پیدا کرده.
یه پولی از پدرمادرش گرفته و داده به فنا، با همون توجیهاتی که گفتم.احتمالاً پدر و مادرش هم خجسته و خوشحالن که "پسرمون یه کار خیلی خوب پیدا کرده و داره حسابی پول درمیاره!"
خیلی وقته خونه نیومده، چون باید دست پر برگرده. یا هروقت زنگ میزنه از درآمد بالاش تعریف میکنه، اما اگه یه کم عمیقتر بشید، میبینید از این و اون با خواری و خفت پول طلب میکنه که شب گرسنه نمونه.هر شبی که میگذره، داغ قیمههای مادرش وجودش رو آتیش میزنه.اما با وعده و وعیدی که بهش داده شده، داره پرقدرت میره جلو—از درِ عقب البته.
باید گفت: خسته نباشی دلاور، خدا قوت پهلون!
و اما در آخر:
امیدوارم نکاتی براتون داشته باشه و هیچوقت تو دام این چیزا نیفتید.
نظراتتونو حتماً برام بنویسید و اگر لازم بود، قسمت دومش رو هم مینویسم.