
تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید مقداری بیتکوین جابجا کنید و از دیدن هزینه تراکنش آن شگفتزده شوید؟ برخلاف سیستمهای بانکی سنتی، در دنیای غیرمتمرکز بیتکوین هیچ نهاد مرکزی وجود ندارد. در عوض، شبکهای جهانی از ماینرها تراکنشها را تأیید و در بلاکچین ثبت میکنند.
کارمزد تراکنش، انگیزه اقتصادی و پاداش این ماینرهاست. تصور کنید هر بلاک بیتکوین یک "قطار باری" است که هر ۱۰ دقیقه یک بار حرکت میکند و ظرفیت محدودی دارد. تراکنش شما یک "بسته" است که میخواهد سوار این قطار شود. کارمزدی که شما پرداخت میکنید، مشخص میکند که بسته شما چقدر سریع در قطار جا میگیرد، مخصوصاً در ساعات شلوغی!
در این مقاله به شما یاد میدهم چطور بدون پرداخت هزینه اضافی، همیشه بلیت مناسبی برای قطار بیتکوین پیدا کنید. در واقع استراتژیهای عملی برای کاهش چشمگیر هزینهها و کنترل کامل بر دارایی دیجیتالتان را به شما آموزش خواهم داد.
قبل از اینکه به استراتژیهای کاهش کارمزد بپردازم، ابتدا باید به اساسیترین سوال در دنیای بیتکوین پاسخ دهیم: دارایی شما واقعاً در کنترل چه کسی است؟ انتخاب نوع کیف پول، مهمترین تصمیمی است که یک کاربر بیتکوین میگیرد، زیرا مستقیماً به این سوال پاسخ میدهد و مشخص میکند که آیا شما «راننده» دارایی خود هستید یا صرفاً یک «مسافر»!
در دنیای بیتکوین، مالکیت واقعی با در اختیار داشتن کلیدهای خصوصی (Private Keys) تعریف میشود. این کلیدها رشتههای رمزنگاریشدهای هستند که به شما اجازه خرج کردن بیتکوینهای مرتبط با یک آدرس را میدهند.
بیایید به مثال «بسته و قطار باری» که در مقدمه به آن اشاره کردیم برگردیم. تراکنش شما بستهای است که میخواهید با قطار بلاکچین ارسال شود. انتخاب نوع کیف پول مشخص میکند که شما با این بسته چطور رفتار میکنید:
۱. کیف پول غیرحضانتی (Non-Custodial): شما شخصاً بسته را به ایستگاه قطار میبرید. خودتان جدول حرکت قطارها را میبینید، شلوغی مسیر را بررسی میکنید و تصمیم میگیرید چقدر برای ارسال فوری آن (کارمزد) بپردازید. شما روی تمام مراحل کنترل کامل دارید.
۲. کیف پول حضانتی (Custodial): شما بسته را به یک شرکت پستی یا پیک (مانند یک صرافی یا اپلیکیشن های حضانتی مثل Wallet of Satoshi) تحویل میدهید. این شرکت بسته شما را میگیرد و قول میدهد که آن را به مقصد برساند. اما این شرکت است که تصمیم میگیرد بسته شما را چه زمانی، با کدام قطار و با چه هزینهای ارسال کند. آنها ممکن است برای این کار یک هزینه ثابت از شما بگیرند که هیچ ارتباطی با هزینه واقعی ارسال در آن لحظه ندارد. در واقع، شما کنترل را واگذار کردهاید.
در این نوع کیف پول، کلیدهای خصوصی مستقیماً در اختیار خود شما قرار میگیرد. معمولاً این کلیدها در قالب یک عبارت بازیابی ۱۲ یا ۲۴ کلمهای (Seed Phrase) به شما نمایش داده میشود که باید آن را در یک جای امن و آفلاین یادداشت کنید. این عبارت، کلید اصلی تمام دارایی شماست.

سختافزاری (Hardware Wallets): امنترین گزینه برای نگهداری مقادیر زیاد. کلیدهای خصوصی هرگز دستگاه را ترک نمیکنند (مثال: Trezor, Ledger, Coldcard).
دسکتاپ (Desktop Wallets): نرمافزارهایی که روی کامپیوتر شما نصب میشوند و کنترل کاملی بر ویژگیهای پیشرفته تراکنش به شما میدهند (مثال: Sparrow, Electrum).
موبایل (Mobile Wallets): برای استفاده روزمره و دسترسی آسان بسیار مناسب هستند (مثال: BlueWallet, Muun, Samourai Wallet).
در این مدل، یک شخص ثالث (معمولاً یک صرافی ارز دیجیتال) کلیدهای خصوصی شما را نگهداری میکند. شما با یک نام کاربری و رمز عبور وارد حساب خود میشوید، درست مانند یک بانک آنلاین. در واقع، شما مالک مستقیم بیتکوین نیستید؛ بلکه مالک یک "ادعا" یا IOU نسبت به بیتکوینهای موجود در آن پلتفرم هستید.

صرافیهای ارز دیجیتال (Cryptocurrency Exchanges): حساب شما در پلتفرمهایی مانند بایننس (Binance)، کوینبیس (Coinbase)، کوکوین (KuCoin) و تمامی صرافیهای داخلی، نمونهای از کیف پول حضانتی است.
سرویسهای آنلاین و برخی کیف پولهای موبایل: پلتفرم هایی مثل Wallet of Satoshi که برای ورود به آن از ایمیل و رمز عبور استفاده میکنید و عبارت بازیابی (Seed Phrase) را در اختیار شما قرار نمیدهد، یک سرویس حضانتی هستند.

در فصل قبل فهمیدیم که بسته به نوع کیف پول، شما یا «راننده» دارایی خود هستید یا «مسافر». اکنون وقت آن است که با قوانین جاده، یعنی شبکه بیتکوین، آشنا شوید. چرا برای ارسال پول باید «کرایه» پرداخت کنیم و این کرایه چطور محاسبه میشود؟ در این فصل، با هم موتور اصلی اقتصاد بیتکوین را کالبدشکافی میکنیم.
بیایید دوباره به مثال قطار بازگردیم. هر تراکنشی که در شبکه بیتکوین انجام میشود، مانند یک بسته است که از مبدأ به مقصدی فرستاده میشود. بلاکچین، دفتر ثبت بزرگ و عمومی راهآهن است. هر «بلاک» یک صفحه جدید در این دفتر است که جزئیات تمام بستههایی که در یک قطار خاص (که هر ۱۰ دقیقه یکبار حرکت میکند) قرار داشتهاند را ثبت میکند. این صفحات (بلاکها) با مُهر و موم رمزنگاری به یکدیگر زنجیر شدهاند. به همین دلیل، دستکاری یا تغییر اطلاعات یک صفحه قدیمی تقریباً غیرممکن است؛ درست مانند این که نمیتوان یک واگن را بیسروصدا از وسط یک قطار در حال حرکت حذف کرد.
قبل از اینکه بسته شما سوار قطار (بلاک) شود، باید به ایستگاه برود. ممپول (Mempool) دقیقاً همین ایستگاه است؛ یک فضای انتظار مجازی و غیرمتمرکز که تمام تراکنشهای تأییدنشده در آن منتظرند.
اما این یک صف ساده و خطی نیست. ممپول را به عنوان یک تالار حراج بزرگ و شلوغ در ایستگاه قطار تصور کنید. هر کسی که بستهای برای ارسال دارد، مبلغی را به عنوان کارمزد پیشنهاد میدهد (فریاد میزند!). مسئول حرکت قطار (ماینر) که انگیزهاش کسب بیشترین سود است، به بستهها نگاه نمیکند تا ببیند کدامیک بزرگتر یا قدیمیتر است.
او فقط به یک چیز اهمیت میدهد: کدام بسته به ازای فضایی که اشغال میکند، بیشترین کرایه را پیشنهاد داده است.
این معیار کلیدی، نرخ کارمزد (Feerate) نام دارد و با واحد «ساتوشی بر بایت مجازی» (sats/vByte) اندازهگیری میشود. در واقع، ماینرها بستههایی را انتخاب میکنند که «متراکمترین ارزش» را دارند. این رقابت، یک حراج دائمی و لحظهای برای تصاحب فضای محدود در قطار بعدی ایجاد میکند.
نکته مهم این است که یک ایستگاه مرکزی وجود ندارد. هر کامپیوتری (نود) در شبکه، نسخه محلی خود را از این «تالار حراج» دارد و تراکنشها از طریق یک شبکه شایعهپراکنی (Gossip Protocol) در کل شبکه پخش میشوند. به همین دلیل، ابزارهایی مانند وبسایت mempool.space ، مانند یک دوربین زنده هستند که فقط یکی از شلوغترین ایستگاهها را به شما نشان میدهند؛ اگرچه تصویر دقیقی از وضعیت کلی شبکه ارائه میدهند، اما نمایانگر تمام ایستگاهها بهصورت همزمان نیستند.
علاوه بر این، شبکه با مکانیزمی به نام minrelaytxfee از خود در برابر حملات اسپم محافظت میکند. این یک حداقل نرخ کارمزد است که نودها برای پذیرش و بازپخش یک تراکنش در شبکه اعمال میکنند و از انباشت تراکنشهای با ارزش بسیار پایین یا صفر جلوگیری میکند.

شاید بپرسید این کارمزدها دقیقاً به جیب چه کسی میرود و چرا اهمیت دارد. درآمد ماینرها (اپراتورهای راهآهن) از دو بخش تشکیل شده است:
پاداش بلاک (Block Subsidy): بیتکوینهای کاملاً جدیدی که به ازای ساخت هر بلاک (حرکت دادن هر قطار) ایجاد میشوند. این مانند یک یارانه دولتی برای تشویق به ساخت و توسعه راهآهن است.
کارمزد تراکنشها (Transaction Fees): مجموع کرایههایی که مسافران (شما) برای ارسال بستههایشان پرداخت کردهاند.
رویدادی به نام هاوینگ (Halving) تقریباً هر چهار سال یکبار، این یارانه دولتی (پاداش بلاک) را نصف میکند. در دهههای آینده، این یارانه به تدریج به صفر خواهد رسید. در آن زمان، تنها منبع درآمد برای تأمین امنیت و نگهداری از کل شبکه راهآهن، همان کرایههایی خواهد بود که مسافران پرداخت میکنند.
بنابراین، کارمزدی که شما پرداخت میکنید، فقط هزینه ارسال بسته شما نیست؛ بلکه سرمایهگذاری مستقیمی در امنیت بلندمدت کل شبکه بیتکوین است. افزایش شدید کارمزدها در زمانهای شلوغی، هرچند برای کاربر ناخوشایند است، اما از دیدگاه سلامت شبکه، یک نشانه مثبت است. این یعنی تقاضا برای استفاده از این «قطار» آنقدر زیاد است که آینده اقتصادی آن تضمین شده است.
هر ۱۰ دقیقه یک بار، یک ماینر موفق میشود بلاک جدیدی را به زنجیره اضافه کند. اما فضای هر بلاک محدود است. اینجاست که یک حراجی شکل میگیرد. ماینرها برای کسب بیشترین سود، تراکنشهایی را از ممپول انتخاب میکنند که بالاترین کارمزد را پیشنهاد دادهاند. کارمزد شما در واقع پیشنهاد شما در این حراجی برای رزرو فضا در بلاک بعدی است.
هزینه ارسال بسته شما در شبکه بیتکوین، به ارزش محتویات آن (مقدار بیتکوین) بستگی ندارد، بلکه به اندازه و وزن فیزیکی آن (حجم داده تراکنش) وابسته است. این حجم، با تعداد ورودیها (Inputs) و خروجیها (Outputs) تعیین میشود.
برای درک بهتر، فرض کنید بیتکوینهای شما تکههای طلا در اندازههای مختلف هستند (که به آنها UTXO میگوییم). اگر بخواهید ۱۰۰ گرم طلا بفرستید:
تراکنش کمهزینه: یک تکه طلای ۱۰۰ گرمی را در یک جعبه کوچک میگذارید و میفرستید (۱ ورودی).
تراکنش پرهزینه: ۱۰۰ تکه طلای ۱ گرمی (مثلاً درآمدهای خرد از استخر استخراج) را در یک جعبه بزرگ کنار هم میچینید و میفرستید (۱۰۰ ورودی).
هر دو جعبه ارزش یکسانی دارند، اما دومی به دلیل بستهبندی پیچیدهتر، حجم و وزن بیشتری دارد و هزینه ارسال آن به مراتب بالاتر خواهد بود.
در گذشته، تمام اطلاعات بسته (جزئیات ارسال و امضاهای تأیید) در یک بخش قرار میگرفت. سگویت (SegWit) مانند یک روش بستهبندی هوشمندانه و انقلابی عمل کرد. این تکنولوژی، «امضاها و اطلاعات تأیید» (که به آنها دادههای شاهد (Witness Data) میگویند) را از بدنه اصلی تراکنش جدا کرد و در یک بخش جداگانه با ۷۵٪ تخفیف در محاسبه حجم قرار داد!
اینجاست که مفهوم بایت مجازی (vByte) متولد شد. vByte واحد جدید اندازهگیری «حجم محاسباتی» تراکنش شماست.
یک تصور غلط رایج: سگویت تراکنشها را از نظر فیزیکی کوچکتر نمیکند. یک بسته ۳۰۰ گرمی همچنان ۳۰۰ گرم وزن دارد. سگویت فقط نحوه «محاسبه هزینه ارسال» را تغییر میدهد و برای بخش «کاغذبازی و امضاها» تخفیف بزرگی قائل میشود.
این شاهکار مهندسی در اقتصاد بیتکوین بود. شبکه با این کار به کاربران یک انگیزه مالی قدرتمند داد: «از روش بستهبندی جدید (سگویت) استفاده کنید تا هزینه ارسال شما به شدت کاهش یابد.» این نوآوری، راه را برای تمام بهبودهای آینده مانند تپروت و شبکه لایتنینگ هموار کرد.
سگویت یک بازار دو لایه و سازگار با عقب (backward-compatible) برای ذخیرهسازی داده ایجاد کرد. "فضای شاهد" ارزان و "فضای لگاسی" گران شد. این تغییر بنیادین نه تنها کارمزدها را برای پذیرندگان کاهش داد، بلکه زیربنای معماری تمام بهبودهای کارایی آینده (مانند تپروت و لایههای دوم (به عنوان مثال لایتنینگ) را فراهم آورد که همگی برای قرار دادن هرچه بیشتر داده در بخش تخفیفخوردهی شاهد طراحی شدهاند.
نرخ پیشنهادی شما: sat/vB حالا این واحد را کاملاً درک میکنید:
ساتوشی: کوچکترین واحد بیتکوین.
بایت مجازی (vByte): واحد اندازهگیری حجم «قابل محاسبه» تراکنش شما.
وقتی شما نرخ کارمزد را بر حسب sat/vB تنظیم میکنید، در واقع در تالار حراج ایستگاه اعلام میکنید که به ازای هر واحد از فضای بستهبندیشده هوشمندانه، حاضر به پرداخت چه هزینه ای هستید.
انقلاب سگویت (SegWit) مفهوم وزن (Weight) و بایت مجازی (vByte) را معرفی کرد که برای محاسبه کارمزد مدرن حیاتی است. قبل از سگویت، حجم بلاک به ۱,۰۰۰,۰۰۰ بایت محدود بود. سگویت (BIP 141) معیار جدیدی به نام وزن بلاک (Block Weight) با محدودیت ۴,۰۰۰,۰۰۰ واحد وزن (Weight Units یا WU) را معرفی کرد.
فرمول محاسبه وزن به شرح زیر است:
BlockWeight=(BaseSize×3) + (TotalSize)
به طور معادل، وزن یک تراکنش به این صورت محاسبه میشود:
(non−witness_bytes×4) + (witness_bytes×1)
در این فرمول، دادههای شاهد (witness data) که عمدتاً شامل امضاها هستند، تخفیف ۷۵٪ دریافت میکنند. برای سادهسازی این مفهوم برای کاربران، بایت مجازی (vByte) به عنوان یک واحد انتزاعی معرفی شد که در آن 1vByte=4WU است. این بدان معناست که محدودیت بلاک را میتوان معادل ۱,۰۰۰,۰۰۰ vByte در نظر گرفت. برای یک تراکنش قدیمی (Legacy) که داده شاهد ندارد، تعداد بایتها با تعداد بایتهای مجازی برابر است. اما برای یک تراکنش سگویت، حجم مجازی (vSize) به دلیل تخفیف دادههای شاهد، به طور قابل توجهی کمتر از حجم واقعی (size) آن بر حسب بایت است.
در فصل قبل، با ایستگاه شلوغ ممپول و اقتصاد حاکم بر آن آشنا شدیم. اما این راهآهن یک سیستم ثابت و بدون تغییر نیست. مهندسان و جامعه بیتکوین (Bitcoin Community) دائماً در حال بهبود آن هستند تا قطارها سریعتر، ارزانتر و امنتر شوند. این بهبودها از طریق فرآیندی رسمی به نام «پیشنهاد بهبود بیتکوین» (BIP) انجام میشود.
BIPها در واقع نقشههای مهندسی و دفترچههای راهنمای جدید برای ارتقای کل سیستم راهآهن هستند. هر ارتقای بزرگ، مانند تغییر در نوع ریلها یا سیستم سیگنالدهی، نیازمند بحثهای فراوان و توافق گسترده (اجماع) در کل جامعه است تا اطمینان حاصل شود که قطارهای قدیمی همچنان میتوانند روی ریلهای جدید حرکت کنند. در این فصل، دو مورد از مهمترین و تأثیرگذارترین ارتقاها را بررسی میکنیم.
چارچوب پیشنهاد بهبود بیتکوین (BIP):
پیشنهاد بهبود بیتکوین (Bitcoin Improvement Proposal یا BIP) مکانیزم رسمی بلاکچین بیتکوین برای پیشنهاد، بحث و پیادهسازی تغییرات است. این فرآیند که توسط امیر تاکی با BIP 1 معرفی شد، تضمین میکند که تغییرات به صورت شفاف، مبتنی بر اجماع و با مستندات کامل انجام شوند. BIP ها به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
استاندارد (Standards Track)
اطلاعاتی (Informational)
فرآیندی (Process)
تمرکز این مقاله بر روی BIP های استاندارد است که مستقیماً بر قوانین پروتکل و هزینههای تراکنش تأثیر میگذارند. فعالسازی یک BIP بزرگ نیازمند بررسیهای دقیق، اجماع گسترده جامعه و اغلب حمایت اکثریت قاطع ماینرها (مثلاً اجماع ۹۵٪ ای برای سگویت) است، که توضیح میدهد چرا هر ارتقاع بزرگ بیتکوین سالها به طول میانجامند.
ارتقای سگویت (SegWit) که در سال ۲۰۱۷ فعال شد، مانند یک انقلاب در «واحد بستهبندی و لجستیک» راهآهن بیتکوین بود. همانطور که در فصل قبل دیدیم، سگویت با جدا کردن «کاغذبازی و امضاها» (دادههای شاهد) از محتویات اصلی بسته و اعمال تخفیف ۷۵٪ ای برای آن، هزینه ارسال را به شدت کاهش داد. اما این ارتقا یک دستاورد مهم دیگر نیز داشت: حل مشکل انعطافپذیری تراکنش.
تصور کنید قبل از سگویت، کد رهگیری (TXID) بسته شما، پس از ارسال و قبل از سوار شدن به قطار، ممکن بود توسط افراد دیگر اندکی تغییر کند. این کار محتویات بسته را عوض نمیکرد، اما باعث میشد نتوان به کد رهگیری اولیه اعتماد کرد. این مشکل، ساخت سیستمهای پیشرفتهتر (مانند شبکه لایتنینگ) را که به کدهای رهگیری ثابت و قابل اعتماد نیاز داشتند، غیرممکن کرده بود.
سگویت با جدا کردن امضاها، کد رهگیری را ثابت و غیرقابل تغییر ساخت. این کار مانند مُهر و موم کردن نهایی بسته در مبدأ بود که ثبات و امنیت لازم برای ساخت فناوریهای لایه دوم را فراهم کرد.
۳-۳. پیشنهاد بهبود ۱۴۱ (Segregated Witness - BIP 141):
ارتقای سگویت که در سال ۲۰۱۷ فعال شد، نقطه عطفی در تاریخ بیتکوین بود. این ارتقاء که در قالب BIP های 141، 143 و 144 ارائه شد، با تفکیک دادههای امضا (شاهد یا witness) از بدنه اصلی تراکنش، دو مشکل اساسی را حل کرد. دادههای شاهد در یک ساختار مرکل تری (Merkle tree) جداگانه سازماندهی شده و ریشه آن در تراکنش کوینبیس (coinbase transaction) هر بلاک ثبت میشود تا سازگاری با نسخههای قدیمی شبکه حفظ گردد.
اولین دستاورد بزرگ سگویت، حل مشکل انعطافپذیری تراکنش (Transaction Malleability) بود. پیش از سگویت، امکان تغییر جزئی در دادههای امضای یک تراکنش تأییدنشده وجود داشت که منجر به تغییر شناسه تراکنش (txid) میشد، بدون آنکه تراکنش را نامعتبر کند. با جدا کردن امضا از دادههایی که برای محاسبه txid استفاده میشوند، سگویت شناسههای تراکنش را قبل از تأیید، ثابت و غیرقابل تغییر ساخت.
این ثبات، پیشنیاز حیاتی برای راهاندازی امن پروتکلهای لایه دوم مانند شبکه لایتنینگ (Lightning Network) بود که عملکرد آنها به شناسههای تراکنش قابل پیشبینی برای تراکنشهای تعهدی (commitment transactions) وابسته است. دومین دستاورد، افزایش ظرفیت موثر بلاک از طریق معرفی مفهوم وزن و بایت مجازی بود که در بخش قبل به تفصیل شرح داده شد. سگویت همچنین انواع اسکریپت جدیدی را معرفی کرد:
پرداخت به هش کلید عمومی شاهد (Pay-to-Witness-Public-Key-Hash یا P2WPKH)
پرداخت به هش اسکریپت شاهد (Pay-to-Witness-Script-Hash یا P2WSH)
اگر سگویت یک روش بستهبندی بهینه بود، تپروت (Taproot) که در سال ۲۰۲۱ فعال شد، یک صندوق امانات هوشمند و فوق پیشرفته است. این ارتقا به خصوص برای تراکنشهای پیچیده (مثلاً کیف پولهای چندامضایی) کارایی و حریم خصوصی را به سطح جدیدی رساند. جادوی تپروت در ترکیب سه نوآوری کلیدی است:
BIP 341 - تپروت: این BIP نوع خروجی جدیدی به نام پرداخت به تپروت (Pay-to-Taproot یا P2TR) را معرفی میکند. تپروت مفاهیم پرداخت به کلید عمومی و پرداخت به اسکریپت را با هم ادغام میکند. یک خروجی P2TR میتواند از طریق یک مسیر کلید (key path) که تنها به یک امضای ساده نیاز دارد، یا از طریق چندین مسیر اسکریپت (script paths) خرج شود.
BIP 342 - تپاسکریپت (Tapscript): این BIP زبان اسکریپتنویسی بیتکوین را برای تأیید تراکنشهای تپروت و امضاهای اشنور ارتقا میدهد، برخی محدودیتهای قدیمی را حذف کرده و آپکدهای (opcodes) جدیدی اضافه میکند.
۱. امضاهای اشنور (Schnorr Signatures): این مانند یک «جوهر امضای جادویی» است. ویژگی اصلی آن این است که اگر ۱۰ نفر بخواهند یک سند را امضا کنند، میتوانند امضاهای خود را با هم ترکیب کرده و یک امضای واحد تولید کنند که دقیقاً شبیه امضای یک نفر به نظر میرسد!
این امضاها جایگزین الگوریتم ECDSA برای تراکنشهای تپروت شدند. ویژگی اصلی آنها خطی بودن است که امکان تجمیع کلید و امضا (key and signature aggregation) را فراهم میکند. این بدان معناست که چندین کلید عمومی میتوانند با هم ترکیب شده و یک کلید عمومی واحد بسازند و امضاهای مربوط به آنها نیز میتوانند در یک امضای واحد تجمیع شوند. این امضای تجمیعشده از یک امضای معمولی قابل تشخیص نیست.
۲. دو مسیر برای باز کردن صندوق (Key Path vs. Script Path): یک صندوق تپروت دو راه برای باز شدن دارد:
مسیر کلید (راه ساده و مشارکتی)[Key Path]: همه صاحبان کلید با هم توافق میکنند و با استفاده از جوهر جادویی اشنور، صندوق را با یک امضای واحد باز میکنند. این تراکنش روی بلاکچین دقیقاً مانند یک بسته ساده تکنفره به نظر میرسد. این روش ارزان، سریع و کاملاً خصوصی است و پیچیدگیهای داخلی (مثلاً اینکه ۱۰ نفر در آن شریک بودهاند) را پنهان میکند.
مسیر اسکریپت (راه پشتیبان و غیرمشارکتی)[Script Path]: اگر صاحبان کلید به توافق نرسند، مجبورند از مجموعهای از قوانین پیچیدهتر که از قبل تعیین شده، استفاده کنند. این روش گرانتر است و بخشی از قوانین داخلی صندوق را برای همه آشکار میکند.
این طراحی هوشمندانه، همه را تشویق به همکاری میکند. چون مسیر ساده (Key Path) هم ارزانتر است و هم حریم خصوصی بیشتری دارد، همه انگیزه دارند که با هم توافق کنند.
تپروت با استفاده از ساختاری به نام درختان مرکل جایگزین اسکریپت (Merklized Alternative Script Trees یا MAST)، به جای افشای کامل یک اسکریپت پیچیده بر روی زنجیره، به کاربر اجازه میدهد تنها آن شاخه از شرایط خرج کردن (یک برگ در درخت مرکل) را که برآورده شده است، فاش و اجرا کند. این کار حجم دادهها را برای قراردادهای پیچیده به شدت کاهش میدهد.
مزیت اصلی تپروت در زمینه حریم خصوصی و کارایی، از تفاوت بین خرج کردن از مسیر کلید در مقابل خرج کردن از مسیر اسکریپت ناشی میشود. "مسیر کلید" حالت پیشفرض و مشارکتی است که در آن تمام طرفین با هم توافق کرده و با استفاده از تجمیع امضای اشنور، یک امضای واحد تولید میکنند. این تراکنش بر روی بلاکچین دقیقاً مانند یک پرداخت ساده و تکنفره به نظر میرسد و پیچیدگی زیربنایی خود (مثلاً یک کیف پول چندامضایی ۱۰ از ۱۰) را پنهان میکند. "مسیر اسکریپت" حالت پشتیبان و غیرمشارکتی است که در آن یک شرط خاص از MAST فاش میشود.
این طراحی، یک عنصر هوشمندانه از نظریه بازیها را در پروتکل تعبیه کرده است. پیش از تپروت، یک تراکنش چندامضایی پیچیده، پرهزینه و کاملاً قابل شناسایی بر روی زنجیره بود. تپروت با ارائه دو مسیر، یک مسیر کلید ساده، ارزان و خصوصی و یک مسیر اسکریپت پیچیدهتر، گرانتر و عمومیتر، به شرکتکنندگان یک انتخاب میدهد. آنها میتوانند همکاری کنند و از مزایای مسیر کلید بهرهمند شوند، یا در صورت عدم توافق، به مسیر اسکریپت متوسل شوند. این ساختار، منافع شخصی افراد (کارمزد کمتر، حریم خصوصی بیشتر) را با نتیجه مشارکتی همسو میکند و انگیزهای قدرتمند برای توافق ایجاد مینماید.
با این ارتقاها، انواع مختلفی از «برچسبهای پستی» یا فرمتهای آدرس در شبکه بیتکوین به وجود آمدند. انتخاب برچسب درست، تأثیر مستقیمی بر هزینه و کارایی ارسال بسته شما دارد:
لگاسی (Legacy - شروع با 1): 📦 جعبه مقوایی قدیمی. این اولین نوع آدرس بود. سنگین، ناکارآمد و گرانترین روش ارسال است. استفاده از آن دیگر توصیه نمیشود.
1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa
سگویت تودرتو (Nested SegWit - شروع با 3): 🏷️ جعبه قدیمی با برچسب بهینه. این آدرس برای سازگاری با سیستمهای قدیمی طراحی شد. از لگاسی ارزانتر است اما مقداری هزینه اضافی دارد. یک سکوی پرتاب خوب برای مهاجرت به سگویت بود.
3J98t1WpEZ73CNmQviecrnyiWrnqRhWNLy
سگویت بومی (Native SegWit - شروع با bc1q): ✉️ پاکت حبابدار مدرن. این استاندارد طلایی برای تراکنشهای روزمره و ساده است. تمام دادههای امضا از تخفیف کامل بهرهمند میشوند و کارایی بسیار بالایی دارد.
bc1qar0srrr7xfkvy5l643lydnw9re59gtzzwf5mdq
تپروت (Taproot - شروع با bc1p): 💼 کیف رمزدار هوشمند. پیشرفتهترین و کارآمدترین نوع آدرس، به خصوص برای کاربردهای پیچیده. از بیرون شبیه یک بسته ساده است اما میتواند قراردادهای بسیار پیچیدهای را در خود جای دهد. این خصوصیترین و ارزانترین گزینه برای تراکنشهای چندامضایی و قراردادهای هوشمند است.
bc1p5d7rjq7g6rdk2yiextu7j73pcw3gcn2gqq2ks2


توجه: در جدول فوق حجم ورودی نمونه بر اساس یک ورودی و دو خروجی استاندارد است و ممکن است کمی متغیر باشد. این ارقام برای نشان دادن مقیاس نسبی کارایی ارائه شدهاند.
همانطور که در فصل قبل گفتیم، هزینه نهایی به اندازه و وزن بسته شما (تعداد ورودیها یا UTXOها) بستگی دارد.
تراکنش استاندارد (بسته کوچک): ارسال یک شمش طلای ۱۰۰ گرمی (۱ ورودی) در یک جعبه کوچک. (حدود ۱۴۰vB)
معمولاً ۱ ورودی و ۲ خروجی (یکی برای گیرنده، یکی برای باقیمانده پول) دارد و حجم آن حدود ۱۴۰vB است.
تراکنش غیر استاندارد (بسته بزرگ): جمع کردن ۱۰۰ تکه طلای ۱ گرمی (۱۰۰ ورودی) در یک جعبه بزرگ.
اگر بیتکوین شما حاصل جمع شدن تعداد زیادی پرداخت کوچک (مثلاً از استخر استخراج یا دریافت انعام) باشد، تراکنش شما ورودیهای زیادی خواهد داشت و حجم آن به مراتب بزرگتر از ۱۴۰vB خواهد بود. در نتیجه، حتی با نرخ sat/vB یکسان، هزینه نهایی آن بیشتر میشود.
حتی اگر نرخ کارمزد (sat/vB) یکسانی پیشنهاد دهید، هزینه نهایی برای بسته بزرگ بسیار بیشتر خواهد بود. همیشه قبل از ارسال، در کیف پول خود به بخش جزئیات تراکنش رفته و اندازه (Size) آن را بررسی کنید تا از هزینه نهایی شگفتزده نشوید!
از کجا بفهمیم تراکنش ما استاندارد است؟ کیف پولهای معتبر در صفحه تأیید نهایی، جزئیاتی مانند Size (حجم) تراکنش را به شما نشان میدهند.
تا اینجا با مهندسی راهآهن بیتکوین (پروتکل) و انواع بستهبندی (آدرسها) آشنا شدیم. اکنون زمان آن رسیده که در عمل از یک مسافر عادی به یک مسافر حرفهای تبدیل شوید؛ کسی که نقشه راهآهن را میخواند، از شلوغیها دوری میکند و همیشه بهترین بلیط را با مناسبترین قیمت پیدا میکند. در این فصل، ابزارها و ترفندهای لازم برای تسلط کامل بر بازار کارمزد را در اختیار شما قرار میدهیم.
پیشبینی قیمت بلیت قطار بر اساس قیمتهای هفته گذشته، کار عاقلانهای نیست. بازار کارمزد بیتکوین نیز همینطور پویا و متغیر است. به همین دلیل، تخمینگرهای مدرن مبتنی بر ممپول مانند وبسایت ممپول، ابزار حیاتی شما هستند. این وبسایتها مانند یک تابلوی اعلانات زنده و هوشمند در ایستگاه مرکزی عمل میکنند. آنها:
۱. رصد لحظهای ایستگاهها: به طور مداوم تمام ایستگاههای انتظار (ممپولها) را اسکن میکنند تا ببینند چه تعداد بسته منتظر است و مسافران چه قیمتهایی را پیشنهاد دادهاند.

۲. شبیهسازی حرکت قطارها: مانند یک مسئول اعزام قطار هوشمند، شبیهسازی میکنند که با توجه به پیشنهادهای فعلی، کدام بستهها در قطار بعدی، قطار دوم و... جای خواهند گرفت.
۳. ارائه توصیه هوشمند: در نهایت به شما یک توصیه عملی میدهند: «اگر X ساتوشی برای هر واحد از حجم بستهتان (sat/vB) بپردازید، به احتمال ۹۰٪ در قطار بعدی خواهید بود. اگر کمتر بپردازید، ممکن است مجبور شوید چند قطار صبر کنید».

فرض کنیم قیمت هر بیتکوین ۶۰,۰۰۰ دلار باشد. نرخهای sat/vB در تابلوی اعلانات چگونه به دلار ترجمه میشوند؟
- ارزش ۱ ساتوشی:
60,000 / 100,000,000 = 0.0006$
- هزینه یک بسته استاندارد (حدود ۱۴۰vB) با نرخ متوسط 10 sat/vB:
140 vB * 10 sat/vB = 1400 satoshis
1400 satoshis * $0.0006/satoshi = $0.84 ¢
این محاسبه ساده به شما کمک میکند تا همیشه درک درستی از هزینهای که پرداخت میکنید، داشته باشید.
تصور کنید بستهای را با قیمت بلیت پایین به ایستگاه فرستادهاید، اما ناگهان ایستگاه شلوغ شده و شما عجله دارید. بسته شما در میان انبوه بستهها نادیده گرفته شده است.RBF ترفندی است که به شما اجازه میدهد پیشنهاد خود را در حین حراج بالا ببرید!
این قابلیت مانند این است که با مسئول ایستگاه تماس بگیرید و بگویید: «هی! برای آن بستهای که فرستادم، حاضرم قیمت بالاتری بپردازم!». شما عملاً پیشنهاد قدیمی و پایین خود را با یک پیشنهاد جدید و جذابتر جایگزین میکنید و بسته خود را به ابتدای صف منتقل میکنید.
برای استفاده از این ترفند، باید هنگام ارسال بسته، یک برچسب «قیمت قابلتغییر» روی آن بچسبانید (که به آن Opt-in RBF میگویند که در BIP 125 تعریف شده است). خوشبختانه، اکثر کیف پولهای مدرن این کار را به صورت پیشفرض برای شما انجام میدهند.
برای اینکه یک تراکنش قابل جایگزینی باشد، باید با تنظیم فیلد nSequence حداقل یکی از ورودیهای خود به مقداری کمتر از (0xffffffff - 1)، این قابلیت را "اعلام" کند. یک تراکنش جایگزین برای پذیرفته شدن توسط نودها باید از قوانین سختگیرانهای پیروی کند:
باید حداقل یکی از ورودیهای مشابه تراکنش اصلی را شامل شود.
باید کارمزد مطلق بالاتری بپردازد.
باید نرخ کارمزد بالاتری داشته باشد.
یک BPI مناقشه بر انگیز: بحثی پیرامون RBF کامل (Full RBF) در مقابل RBF انتخابی در جریان است. "Full RBF" یک سیاست نود است که به هر تراکنشی، صرف نظر از اعلام قبلی، اجازه جایگزینی میدهد. حامیان آن معتقدند که این سیاست یک بازار کارمزد کارآمدتر ایجاد میکند، در حالی که مخالفان نگران تضعیف قابلیت اطمینان تراکنشهای تأییدنشده (0-conf) برای کسبوکارها هستند.
حالا یک سناریوی دیگر را تصور کنید: شما گیرنده یک بسته مهم هستید، اما فرستنده کرایه کمی پرداخت کرده و بسته در ایستگاه گیر کرده است (تراکنش بخاطر پرداخت کارمزد پایین در ممپول"گیرکرده"! و هیچ ماینری حاضر به ارسال آن نیست). شما عجله دارید و نمیتوانید منتظر بمانید. ترفند CPFP (فرزند برای والد میپردازد یا Child-Pays-for-Parent) راهحل شماست.
در این روش هوشمندانه، شما به محض دریافت آن بسته گیرکرده (والد)، بلافاصله آن را در یک بسته جدید (فرزند) خرج میکنید و برای این بسته جدید، یک کرایه بسیار بالا پیشنهاد میدهید. سپس به مسئول قطار (ماینر) میگویید: «این بسته جدید من با کرایه عالی را فقط در صورتی میتوانی برداری که آن بسته قدیمی و گیرکرده (والد) را هم با آن سوار قطار کنی!».
در این مکانیزم، گیرنده یک خروجی را که از تراکنش "والد" گیرکرده دریافت کرده است، بلافاصله در یک تراکنش جدید "فرزند" خرج میکند. این تراکنش فرزند شامل کارمزد بسیار بالایی است که برای پوشش هزینه هر دو تراکنش (والد و فرزند) کافی باشد.
از آنجایی که ماینر به شدت خواهان آن کارمزد بالا است، مجبور میشود برای به دست آوردن آن، بسته کمارزش والد را نیز همراهش بپذیرد. این تکنیک برای کسبوکارها و افرادی که پرداختهای حساس به زمان دریافت میکنند، فوقالعاده ارزشمند است.
این تکنیک به دلیل یک قانون بنیادین در اجماع بیتکوین امکانپذیر است:
یک تراکنش نمیتواند قبل از تراکنشهایی که ورودیهای آن را ایجاد کردهاند، در یک بلاک گنجانده شود. بنابراین، ماینری که میخواهد کارمزد سودآور تراکنش فرزند را به دست آورد، مجبور است تراکنش والد با کارمزد پایین را نیز در همان بلاک بگنجاند. این فرآیند به استخراج بر اساس نرخ کارمزد اجدادی (ancestor feerate mining) نیز معروف است. این ابزار برای سرویسها یا افرادی که پرداختهای حساس به زمان دریافت میکنند و فرستنده کارمزد ناکافی تعیین کرده، بسیار ارزشمند است.
راهآهن اصلی بیتکوین (لایه اول بلاکچین)، مانند یک شبکه حمل بار قدرتمند و امن است که برای محمولههای بزرگ و مهم عالی عمل میکند. اما برای جابجاییهای کوچک و روزمره (مثل خرید یک قهوه) کمی کند و گران است.
شبکه لایتنینگ (Lightning Network) راهحل این مشکل است: یک شبکه پهپادی که روی همان راهآهن اصلی ساخته شده است.
به جای فرستادن هر بسته کوچک با قطار باری، شما میتوانید با دوستان یا فروشگاههای مورد علاقه خود یک کانال پرداخت خصوصی باز کنید. سپس میتوانید بینهایت تراکنش کوچک و فوری را با کارمزد تقریباً صفر در این کانال انجام دهید. این کار نه تنها پرداختهای شما را سریع میکند، بلکه با خلوت کردن خط راهآهن (لایه اول بیتکوین)، به کاهش ترافیک و هزینهها برای همه کمک میکند. لایتنینگ، پاسخ بیتکوین به دنیای ریزمبادلات یاMicro transactions است.
تا به حال با قوانین مهندسی و ترفندهای اولیه راهآهن بیتکوین آشنا شدیم. اما این راهآهن در دنیای واقعی با رویدادهای پیشبینینشدهای روبرو میشود که کل بازار را تحت تأثیر قرار میدهد. در این فصل، ابتدا یک مطالعه موردی از بزرگترین ترافیک تاریخ شبکه را بررسی میکنیم و سپس جعبهابزار نهایی یک مسافر هوشمند را برای انجام یک تراکنش بهینه، گام به گام تشریح میکنیم.
تا سال ۲۰۲۳، قطارهای بیتکوین عمدتاً حامل «بستههای مالی» بودند. اما با ظهور پروتکل اوردینالز (Ordinals)، ناگهان نوع جدیدی از محموله وارد ایستگاهها شد: هنر، متن، و دادههای کلکسیونی. این پروتکل با استفاده هوشمندانه از فضای تخفیفدار سگویت و تپروت، به کاربران اجازه داد تا دادههای دلخواه را مستقیماً روی کوچکترین ذره بیتکوین (ساتوشی) «حکاکی» کنند. این نوآوری باعث شد سیل عظیمی از تقاضای غیرمالی برای فضای قطارها ایجاد شود. هنرمندان و کلکسیونرها حالا برای رزرو فضا با کاربران مالی رقابت میکردند.
نتیجه یک ترافیک سنگین و بیسابقه در ایستگاهها (ممپول) و جهش تاریخی قیمت بلیتها (کارمزدها).
در آپریل ۲۰۲۴، همزمان با رویداد هاوینگ و ظهور پروتکل جدیدی به نام Runes، میانگین هزینه ارسال یک بسته به رکورد ۱۲۸ دلار رسید.
برای اولین بار از سال ۲۰۱۷، درآمد فروش بلیط (کارمزدها) ماینرها از یارانه دولتی (پاداش بلاک) پیشی گرفت.
این پدیده یک بحث داغ به راه انداخت. برخی معتقد بودند این محمولههای جدید، «هرزنامه» یا «اسپم» هستند که یک سیستم مالی را اشغال کردهاند. دیگران استدلال میکردند که راهآهن یک بازار آزاد است و هرکس حاضر به پرداخت هزینه باشد، حق استفاده از آن را دارد.
مهمتر از همه، این رویداد یک آزمون عملی برای امنیت بلندمدت بیتکوین بود. با نصف شدن تدریجی پاداش بلاک، این نگرانی همیشه وجود داشت که آیا درآمد حاصل از فروش بلیت برای تأمین امنیت کل شبکه کافی خواهد بود یا خیر. اوردینالز ثابت کرد که تقاضا برای فضای بلاک میتواند بسیار فراتر از تراکنشهای مالی باشد و این خود، چشمانداز اقتصادی آینده بیتکوین را روشنتر کرد. همچنین، این امر ارزش راهحلهای لایه دوم مانند لایتنینگ را برای کاربرانی که از بازار کارمزد لایه اول قیمتگذاری ناراضی هستند را به شدت تقویت کرد.
نمودار میانگین تاریخی کارمزد تراکنش بیتکوین به دلار: نمودار خطی زیر میانگین کارمزد تراکنش به دلار آمریکا از سال ۲۰۱۷ تا آگوست ۲۰۲۵ را نشان میدهد، الگوی واضحی از نوسانات را به تصویر میکشد. جهشهای کلیدی در این نمودار به وضوح قابل مشاهده و قابل انتساب به رویدادهای خاص شبکه هستند.

تحلیل اجزای نمودار: این نمودار دارای دو محور عمودی (Y) و یک محور افقی (X) است:
خط مشکی (Market Price - قیمت بازار): این خط قیمت بیتکوین را به دلار آمریکا نشان میدهد. مقیاس آن در محور عمودی سمت راست قرار دارد که با واحد هزار دلار (K USD) مشخص شده است.
خط آبی (Fees Per Transaction - کارمزد به ازای هر تراکنش): این خط میانگین کارمزد هر تراکنش در شبکه بیتکوین را به دلار آمریکا نشان میدهد. مقیاس آن در محور عمودی سمت چپ است.
محور افقی (X): این محور زمان را از حدود سال ۲۰۱۰ تا اواسط ۲۰۲۵ نمایش میدهد.
دسامبر ۲۰۱۷: اوج بازار صعودی، کارمزدها به نزدیکی ۶۰ دلار رسیدند.
می ۲۰۲۱: اوج بعدی بازار صعودی، کارمزدها دوباره افزایش چشمگیری یافتند.
می ۲۰۲۳: ظهور و محبوبیت گسترده توکنهای BRC-20 باعث ایجاد ازدحام شدید و افزایش ناگهانی کارمزدها شد.
آپریل ۲۰۲۴: همزمانی چهارمین هاوینگ بیتکوین با راهاندازی پروتکل Runes (جانشین BRC-20)، رقابت برای فضای بلاک را به اوج خود رساند و منجر به ثبت رکوردهای جدیدی در میانگین کارمزد شد. این نمودار زمینه تاریخی ضروری را فراهم میکند و نشان میدهد که بازار کارمزد به شدت به نوآوریهای پروتکل و فعالیتهای کاربران واکنش نشان میدهد.
این نمودار به وضوح نشان میدهد که کارمزد تراکنش در شبکه بیتکوین یک شاخص عالی برای سنجش میزان تقاضا و هیجان در بازار است. در دورههای آرام و نزولی، کارمزدها بسیار پایین و ناچیز هستند. اما در اوج بازارهای صعودی، به دلیل محدودیت ظرفیت شبکه، کارمزدها میتوانند به شکل چشمگیری افزایش یابند و استفاده از شبکه را برای تراکنشهای کوچک بسیار پرهزینه کنند. این موضوع یکی از چالشهای اصلی مقیاسپذیری بیتکوین است که راهحلهایی مانند شبکه لایتنینگ (Lightning Network) برای رفع آن توسعه داده شدهاند.
کیف پول شما فقط گاوصندوق داراییتان نیست؛ بلکه پایانه باربری شخصی شما برای تعامل با راهآهن بیتکوین است. یک پایانه خوب، تمام ابزارهای یک مدیر لجستیک حرفهای را در اختیار شما قرار میدهد:
پشتیبانی از برچسبهای مدرن: قابلیت استفاده از آدرسهای بهینه سگویت [bc1q] و تپروت [bc1p] را داشته باشد.
کنترل دستی قیمتگذاری: به شما اجازه دهد قیمت پیشنهادی خود را بر حسب sat/vB به صورت دستی و دقیق تنظیم کنید.
دکمههای اضطراری: از قابلیت های «افزایش پیشنهاد» (RBF) و «تسریع توسط گیرنده» (CPFP) که در بالا اشاره شد پشتیبانی کند.
مدیریت انبار (Coin Control): به شما اجازه دهد دقیقاً انتخاب کنید کدام سایز از شمشهای طلا (UTXOها) را برای ساختن بهینهترین بسته ممکن استفاده کنید.
دسترسی به خطوط هوایی فراهم باشد: با شبکه لایتنینگ یکپارچه باشد.

در چکلیست زیر به شما پیشنهاداتی ارائه می دهم تا مانند یک حرفه ای تراکنش هایی با کمترین هزینه و بیشترین کنترل داشته باشید:
گام صفر: زمانبندی هوشمندانه (از ساعات شلوغی فرار کنید): راهآهن همیشه شلوغ نیست. آخر هفتهها و ساعات پایانی شب به وقت آمریکا ( معمولاً خلوتترین زمانها هستند. ارسال بسته در این زمانها یعنی بلیط ارزانتر!

گام اول: بازرسی قبل از حرکت (کیف پول و انبار): مطمئن شوید پایانه شما (کیف پول) مدرن است. به انبار خود (مجموعه UTXOها) نگاهی بیندازید. اگر ترافیک کم و قیمتها ارزان است، بهترین فرصت برای «خانهتکانی» است: چند بسته کوچک را در یک بسته بزرگتر تجمیع (Consolidate) کنید تا در آینده هزینه کمتری بپردازید.

گام دوم: بررسی نقشه ترافیک: قبل از حرکت، تابلوی اعلانات زنده ایستگاه (mempool.space) را چک کنید تا از وضعیت ترافیک و قیمتهای لحظهای مطلع شوید.

گام سوم: آمادهسازی بسته: آدرس گیرنده (ترجیحاً یک برچسب مدرن تپروت یا سگویت) و مبلغ را وارد کنید.
گام چهارم: پیشنهاد قیمت بلیت: از گزینه «کارمزد سفارشی» (Custom Fee) استفاده کنید. بر اساس عجلهای که دارید، یک نرخ sat/vByte از روی نقشه ترافیک انتخاب کنید. اگر عجله ندارید، کمترین قیمت را انتخاب کنید. حتماً برچسب «قیمت قابلتغییر» (RBF) را فعال کنید تا در صورت نیاز، حق تغییر پیشنهاد را داشته باشید.

گام پنجم: ارسال و رهگیری: بسته را ارسال کنید. کد رهگیری (TXID) را کپی کرده و مسیر حرکت آن را در یک سایت رهگیری عمومی (Block Explorer) دنبال کنید.
توضیح: Block Explorer در بیتکوین (و دیگر بلاکچینها) ابزاری آنلاین است که به شما امکان جستجو و مشاهدهی شفاف اطلاعات دقیق و عمومی مربوط به بلاکچین را مشاهده کنید. به زبان ساده تر مثل یک «مرورگر اینترنت» است، اما به جای وبسایتها، شما میتوانید بلاکها، تراکنشها و آدرسهای موجود در شبکه بیتکوین را ببینید. کارهایی که با Block Explorer میتوان انجام داد:
مشاهده تراکنشها
بررسی وضعیت تراکنش (تأیید شده یا در انتظار تأیید).
دیدن جزئیات تراکنش مثل مبلغ، کارمزد و زمان.
بررسی آدرسها
دیدن موجودی فعلی یک آدرس بیتکوین.
مشاهده تاریخچهی تراکنشهای ورودی و خروجی آن.
دیدن بلاکها
مشاهده بلاکهای استخراج شده اخیر.
اطلاعاتی مثل شماره بلاک، هش بلاک، زمان استخراج، و ماینری که آن را ساخته است.
بررسی شبکه
سختی استخراج (difficulty).
نرخ هش شبکه (hash rate).
کارمزدهای میانگین شبکه.
نمونههایی از Block Explorerهای بیتکوین
گام ششم: اصلاح مسیر (در صورت لزوم): اگر بسته شما در ترافیک گیر کرد، خونسرد باشید. به پایانه خود برگردید و با استفاده از قابلیت RBF، پیشنهاد قیمت خود را کمی افزایش دهید.

در این راهنما، سفری به دنیای کارمزدهای بیت کوین داشتیم و آموختیم که هزینه تراکنشها نه یک هزینه اضافی، بلکه مکانیزم حیاتی برای پویایی و امنیت بلندمدت شبکه است. از طریق مثال قطار و ایستگاه شلوغ ممپول، دریافتیم که کارمزدها پیشنهادی در یک حراج دائمی برای کسب فضای محدود در بلاک بعدی هستند و توسط ماینرها بر اساس نرخ "ساتوشی بر بایت مجازی" (sats/vByte) اولویتبندی میشوند.
مهمترین درسی که گرفتیم این است که کاربر در این سیستم یک انتخاب اساسی دارد: تبدیل شدن به «راننده» یا باقی ماندن به عنوان «مسافر». با انتخاب کیف پولهای غیرحضانتی (Non-Custodial)، کنترل کامل کلیدهای خصوصی و در نتیجه، مدیریت کامل بر تراکنشها از جمله تنظیم دقیق کارمزد، در اختیار ما قرار میگیرد. در مقابل، کیف پولهای حضانتی (Custodial) اگرچه راحتی را به ارمغان میآورند، اما کنترل و شفافیت را از ما سلب کرده و ما را به سیاستهای یک نهاد ثالث وابسته میکنند.
همچنین، با تحولات فنی پروتکل بیت کوین آشنا شدیم. ارتقای انقلابی سگویت (SegWit) با معرفی مفهوم بایت مجازی (vByte) و جدا کردن دادههای شاهد، روش «بستهبندی» تراکنشها را هوشمندتر کرد و هزینه ارسال را به شکل چشمگیری کاهش داد. این نوآوری نه تنها مشکل انعطافپذیری تراکنش را حل کرد، بلکه راه را برای فناوریهای آینده مانند شبکه لایتنینگ هموار ساخت.
در نهایت،شما با درک صحیح از آناتومی تراکنش ها، انتخاب کیف پول مناسب و بهرهگیری از ارتقاهای مستمر در پروتکل بیتکوین دریافتید چگونه هزینههای خود را بهینه کرده و با اطمینان کامل، دارایی دیجیتال خود را مدیریت کند.

«در جامعهای مبتنی بر سرمایهداری، این آزادی در انتخاب به عنوان یک اصل پذیرفته شده و به هر فرد از همان ابتدا آموخته میشود که بهتر است سکاندار سرنوشت خود باشد تا به بازیگری آگاه در اجتماع و اقتصاد بدل گردد. بیتکوین، مخلوق ساتوشی ناکاموتوی، با ماهیت غیرمتمرکز خود، نمودی درخشان از همین اصل است.»
با تشکر
مرتضی پاسه ور
مرداد ۱۴۰۴