خامنهای؛ مردی با وسعت یک سرزمین
او را با یک صفت نمیتوان شناخت. خامنهای، ترکیبی از عشق به وطن و ایمانی ریشهدار است. مردی که فلسفهٔ غرب را عمیق مطالعه کرد تا از ترفندهای استعمار آگاه شود.
اقتدار او از جنس منطق و اتکا به نفس بود؛ با همین اقتدار، دغدغهٔ پیشرفت کشور و تولید داخل را به یک نهضت تبدیل کرد. او خواست که اقتصاد ایران، بند ناف وابستگی را ببُرَد و با دستان فرزندانش بچرخد.
در کنار این صلابت، شعر فارسی را چون جان خویش دوست داشت. پروین اعتصامی برای او تنها یک شاعر نبود؛ او نماد زنی بود با دیانت، خرد و شهامت. از دل همین نگاه، جایگاه واقعی زن را ترسیم کرد: زن نه کالای مصرف غرب، نه موجودی محصور در سنت خشک، بلکه «معلّم صبر، مربی تمدن و پرچمدار اخلاق». زنِ ایرانی، مظهرِ عِفّت و اقتدار.
خلاصه آنکه: خامنهای، عاشق ایران بود به وسعتِ تمام غزلهای این سرزمین؛ از فردوسی تا پروین. و همین عشق، او را به دغدغهٔ استقلالِ همهجانبه و سربلندیِ زنِ مسلمان ایرانی رساند.