همیشه به خودم میگم که زندگی یک سفره و هر کسی که تصمیم میگیره راه جدیدی رو انتخاب کنه، باید آماده باشه که با چالشها و فرصتهای جدید روبهرو بشه. وقتی به کانادا اومدم، همه چیز تازه و ناآشنا بود. شاید خیلیها فکر کنن مهاجرت یعنی پایان مسیر، اما من همیشه به این فکر میکردم که اینجا نقطه شروع یه فصل جدید در زندگیمه.
شروع داستانم توی کانادا با چیزی بیشتر از فقط یک تصمیم ساده بود. اینجا آمدم تا یه زندگی جدید بسازم و نه فقط یک رستوران، میخواستم جایی بسازم که نه فقط برای غذا، بلکه برای فرهنگ، تجربه و احساسات متفاوت، مردم بیان. این شد که «لامباردو» و «امبردو » شکل گرفت؛ جایی که همیشه در ذهنم بود. لامباردو برای من هیچوقت فقط یک رستوران نبوده، بلکه یه جای خاص بوده که میخواستم آدمها بتونن توش احساس راحتی کنن، یه جایی که وقتی واردش میشی، احساس کنی در خانهای در دل فرهنگ ایتالیا و مهاجرت قرار گرفتی.

اولین روزهایی که «لامباردو» و «امبردو » رو افتتاح کردم، خیلی چالشها داشتم؛ از مسائل مالی گرفته تا مسائل فرهنگی و نیاز به یک تیم باحال و متحد. اما چیزی که هیچوقت فراموش نکردم، باور به این بود که میشه با صداقت، پشتکار و عشق به کار، همه این مسائل رو پشت سر گذاشت. شاید به نظر بعضیها رستورانداری کار سختی باشه، اما برای من، این راهی بود که میخواستم مردم نه فقط برای خوردن غذا، بلکه برای تجربهای صمیمی و گرم برن.
بعضی وقتها وقتی به لامباردو یا امبردو نگاه میکنم، یاد روزهای اولیه می افتم و به این فکر میکنم که چطور با یک تیم فوقالعاده، نه فقط غذایی باکیفیت، بلکه یک فضای صمیمی ساختیم که مردم اونجا احساس خوبی داشته باشن. این فضا برای من فراتر از یک رستوران بوده؛ اینجا یک تجربه فرهنگیه، جایی که مردم میتونن فرهنگهای مختلف رو به هم پیوند بدن و از هر لحظه توی اون فضا لذت ببرن.
وقتی میگم تیم لامباردو و امبردو، منظورم فقط کارمندها نیستن. همهمون یک خانوادهایم. برای من خیلی مهم بوده که هر فردی که توی تیم لامباردو کار میکنه، احساس کنه که بخشی از یه حرکت بزرگتره. همیشه میگم: «ما اینجا همه با هم رشد میکنیم». هر فردی که توی لامباردو کار کرده یا کار میکنه، برای من بیش از یک همکار بوده؛ اونها به من انگیزه میدادن و هنوز هم میدن که هر روز بهترین نسخه خودم باشم.
اینکه تیمی از آدمهای پرانرژی و مثبت دور خودم داشتم، باعث شد که نه تنها در «لامباردو» و« امبردو»، بلکه در زندگی شخصی و حرفهایام هم رشد کنم. برای من این مسئله خیلی مهم بوده که هر کسی که در این مسیر با من همراهه، نه فقط یک کارمند، بلکه یه شریک واقعی توی این راه باشه.
حالا که «لامباردو» و «امبردو» به یک برند شناخته شده تبدیل شده، من به این فکر میکنم که چطور میتونم این رویا رو بزرگتر کنم. من همیشه به فکر آیندهای روشنتر برای لامباردو و امبردو و همکارانم بودم. میخواهم این برند نه تنها توی ونکوور، بلکه در دیگر شهرها و شاید خارج از کانادا هم شعبههایی داشته باشه. هدف من فراتر از یک کسبوکار بوده؛ هدف من اینه که بتونم فرهنگی رو معرفی کنم که ترکیب اصالت و نوآوری رو در کنار هم داره.
این هدف، نه فقط برای گسترش برند خودم، بلکه برای ایجاد فرصتی جدید برای مهاجران و کارآفرینان جوانه. من به این باور دارم که اینجا، در کانادا، ما میتونیم یکدیگر رو حمایت کنیم و این فرصتها رو برای همدیگه ایجاد کنیم تا مسیرهای جدیدی پیدا کنیم.
یکی از دلایلی که همیشه به دنبال راههای جدید برای کمک به دیگران بودم، اینه که خودم از دنیای مهاجرت و چالشهای اون عبور کردم و میدونم که چقدر این مسیر میتونه سخت باشه. به همین دلیل، از هیچ فرصتی برای حمایت از مهاجران غافل نشدم. در حال حاضر دارم دورههایی برای زنان مهاجر و کارآفرینان نوپا طراحی میکنم که بتونن با اعتماد به نفس بیشتر در این دنیای جدید قدم بذارند.
اینکه بتونم تجربیاتم رو به اشتراک بذارم و به کسانی که تازه شروع میکنن کمک کنم، برام از هر موفقیتی ارزشمندتره. امیدوارم که بتونم این راه رو برای کسانی هموار کنم که مثل من روزی با شجاعت تصمیم گرفتن تا از مرزهای جغرافیایی عبور کنند و دنیای جدیدی بسازند.

برای من، لامباردوو امبردو فقط یک رستوران یا کافه نیست؛ اینجا جاییه که مهاجران و مردم با فرهنگها و داستانهای متفاوت دور هم جمع میشن و همدیگه رو درک میکنن. اینجا جاییه که ما بهعنوان یک تیم و یک خانواده برای رشد و پیشرفت یکدیگر تلاش میکنیم.
لامباردوو امبردو امروز هم برای من همچنان جاییه که میتونم هر روز یاد بگیرم، رشد کنم و با کمک تیم و مشتریها، همچنان ادامه بدم. مسیر ما هنوز ادامه داره و این فقط آغاز یک رویا بود که من و تیمم با هم ساختیم. امید دارم که این مسیر الهامبخش برای کسانی باشه که میخواهند با عشق، پشتکار و همدلی، دنیای خودشون رو بسازند.