مهاجرت همیشه یکی از بزرگترین تصمیمهای زندگی است. اما برخلاف تصور خیلیها، پایان کار با گرفتن ویزا نیست؛ تازه از همان روز اول آغاز میشود. من، مژده شکریساز، وقتی پا به ونکوور گذاشتم، فهمیدم که اینجا فقط یک مقصد جدید نیست، بلکه فرصتی است برای آزمودن تواناییها و بازتعریف خویشتن.
یکی از اولین چالشها برای من، بازتعریف نقش خودم در یک جامعه متفاوت بود. در ایران تجربههای حرفهای و تحصیلی زیادی داشتم، اما در کانادا کافی نبود.
بهعنوان یک زن مهاجر و دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، باید ثابت میکردم که میتوانم در بازاری پویا و رقابتی جایگاه خودم را پیدا کنم. این تجربه به من یاد داد که مهاجرت پایان اعتبار گذشته نیست؛ بلکه فرصتی است برای خلق هویتی تازه.
یکی از مهمترین درسهایی که گرفتم این بود که برای موفقیت در کشور جدید، باید همیشه در حال یادگیری باشی. ادامه تحصیل در مقطع دکتری برای من فقط یک هدف دانشگاهی نبود؛ بلکه ابزاری بود برای بهروز ماندن و هماهنگ شدن با نیازهای بازار کار کانادا.
به مهاجران تازهوارد همیشه میگویم:
یادگیری زبان
تقویت مهارتهای حرفهای
شناخت فرهنگ کاری کشور مقصد
سه کلید اصلی برای موفقیت شما هستند.

کارآفرینی برای من تنها به معنای راهاندازی یک کسبوکار نبود. هر پروژهای که شروع کردم، در دلش یک مسئولیت اجتماعی وجود داشت: ایجاد فضایی که مهاجران بتوانند در آن حس امنیت، تعلق و پیشرفت داشته باشند.
این رویکرد باعث شد که همکاریهای من فراتر از جامعه ایرانی شکل بگیرد و با دیگر گروههای مهاجر و حتی جامعه کانادایی پیوند بخورد. به باور من، کارآفرینی موفق زمانی شکل میگیرد که هم سودآور باشد و هم ارزش اجتماعی خلق کند.
یکی از پروژههایی که امروز روی آن کار میکنم، طراحی دورههای آموزشی ویژه زنان مهاجر و کارآفرینان جوان است. زنان اغلب در مسیر مهاجرت با موانع بیشتری مواجه میشوند؛ از زبان گرفته تا شبکهسازی حرفهای.
این دورهها قرار است به زنان کمک کند:
اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنند.
مهارتهای مدیریتی بیاموزند.
شبکههای حمایتی قدرتمند بسازند.
من باور دارم که وقتی یک زن مهاجر توانمند شود، خانواده و جامعهای قویتر شکل میگیرد.
مهاجرت برای من فقط به معنای حفظ گذشته یا پذیرش آینده نبود، بلکه پلسازی میان این دو بود. امروز در ونکوور، بخشی از کار من همکاری با کسبوکارهای محلی، حضور در رویدادهای چندفرهنگی و حمایت از پروژههای اجتماعی است.
این تعاملها کمک میکند مهاجران نهتنها با جامعه میزبان هماهنگ شوند، بلکه بخشی از هویت و فرهنگ خودشان را هم زنده نگه دارند.
وقتی به مسیرم نگاه میکنم، بزرگترین دستاورد من افتتاح یک کافه یا مدیریت یک دفتر مهاجرتی نیست. مهمترین نتیجه این سفر، ایجاد امید و الهام در دل کسانی است که با شجاعت وارد مسیر مهاجرت شدند.
این داستان هنوز ادامه دارد؛ مسیری که قرار است در آن مهاجران نهفقط بهعنوان تازهوارد، بلکه بهعنوان رهبران و سازندگان جامعه دیده شوند.