مقدمه و ... رو بذاریم کنار و بریم برای ادامه داستان بالا و پایین زندگی من:

بعد از عمل جراحی، دیگه به اون حالت نمیرفتم! حالم بهتر شد اما بعد از چند ماه بستری شدن خیلی اضافه وزن پیدا کردم! از 60 کیلو رسیدم به 85 کیلو!!!
آماده شدم برای کنکور سال جدید و متاسفانه اینبار هم نتونستم به چیزی که میخواستم برسم! چون چند ماهی از درس فاصله گرفته بودم، برگشت به اون حالت قبل خیلی خیلی سخت بود... 🫠
خلاصه بعد از کلی فکر و مشاوره با همون رتبه ای که به دست آوردم، 180 درجه چرخیدم و رشته مهندسی کامپیوتر رو انتخاب کردم!😅
این چهار سال رو به طور پیوسته تموم کردم! (هرچند که این 4 سال کلی خاطرات دارم.. مسابقات ورزشی، المپیاد و...)
چند سال، مشغول کارهای خصوصی بودم:
برنامه نویسی، پروژه های پایان ترم دانشجوها، تعمیرات تخصصی سیستم های هوشمند و... .
درنهایت بعد از این چند سال، آزمون دادم برای یک شرکت!
شرکت: [شرکت مورد علاقم]
شغل: مهندس فناوری اطلاعات (IT)
پایان داستان!😉
اگه ناامیدی از زندگیت، حتما این داستان واقعی منو بخون و امیدوارم از ناامیدی خارج بشی و زندگی جدیدت رو شروع کنی! همیشه این جمله رو تکرار کن:
# هیچ چیز "غیرممکن" نیست؛ حتی خود کلمه "غیرممکن" میگه: من ممکنم!👇
Impossible
I'm possible
خیلی ممنونم ازت که این پست/داستانم رو خوندی!🌹🙏