ویرگول
ورودثبت نام
Mr. Sunborn
Mr. Sunbornدبیر زبان انگلیسی ● علاقه مند به ادبیات فارسی،روانشناسی،فلسفه، و تمامی علوم انسانی ● و از همه مهم تر عاشق نوشتن
Mr. Sunborn
Mr. Sunborn
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

گویی حرام شما را سعادت است

برایشان چه جنگ باشد چه صلح توفیری نیست.

کودکی گرسنه باشد یا پیرمردی فرتوت نرخ همان است که هست.

هموطن برایشان همه اجنبی است.

دردمندی و گرفتاری برای دیگران آنها را آرزوست.

گویی همه دنیا را طلبکارند.

خدایشان زر است و اسکناس و دیگر هیچ.

هر روز را حاجی اند به طواف دنیای مادی خویش.

قلبشان پر است از مکر و حیله و دروغ.

گویی روحشان را از بدو تولد به شیطان فروخته اند.

شادیشان در اندوه و فقر دیگران و غمشان سعادت و توانگری آنهاست.

نه اینکه ندانند که صد البته دانسته بنده ی حرام اند.

حلال را هیچ و پوچ میدانند، حلال خواران را ذلیل و ناتوان و خود را رند و سیّاس.

گر به دنبالشان میگردی آنها همه جایند.

یکیشان بقالی است در محله ی بالا که برای رفاه حال مردم در شرایط احتیاج به طور پنهانی انبارها پر کرده است از مایحتاج به نرخ امروز برای فروشِ فردا به نرخ فردا.

دیگری زرگری است در ولایت که در گرانی فروشنده است و به وقت ارزانی خریدارِ زرِ مردم ولایت.

آن یکی مِلک میخرد مفت از محتاجان و میفروشد همسنگ جان آدمی به دیگر ساده لوحانِ کمی توانگرترِ بلاد.

دیگریشان نیز اخیرا قصد وکالت مردم کرده و خدمت به آنها که امید است با دادن وعده ای پلو به مقام خدمت برسد.

گویی در تاریخ هیچ جایی از شر وجودشان در امان نبوده و در آینده نیز نخواهد بود.

نمیدانم کدام لقمه حرام در چندمین نسل شما را اینگونه حرام خوار کرده اما گویی حرام شما را سعادت است.

صلحپولطلادلار
۲۹
۵
Mr. Sunborn
Mr. Sunborn
دبیر زبان انگلیسی ● علاقه مند به ادبیات فارسی،روانشناسی،فلسفه، و تمامی علوم انسانی ● و از همه مهم تر عاشق نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید