ویرگول
ورودثبت نام
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنهادانشجوی کارگردانی مستند
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنها
خواندن ۵ دقیقه·۴ روز پیش

«افسانۀ انگ: آخرین بادافزار»؛ جنگ و صلح بر سر احیای تمدن باد

از نخستین‌باری که با ماجراجویی‌های انگ مواجه شدم ده سال می‌گذرد. برای من و هم‌نسل‌هایم کودکی‌مان گره‌خورده بود با سی‌دی و امثالهم. سریال «آواتار: آخرین بادافزار» ابتدا دو فصل و نیم‌اش را به تصویر دنیای هنر بر روی دی‌وی‌دی‌ها منتشر کرد و عشاق فراوانی را از کودک و بزرگ به خود جذب کرد. ظاهراً به‌عنوان محبوب‌ترین سریال پویانمایی آی‌ام‌دی‌بی هم از آن یاد می‌شود و متأسفانه خیلی‌ها تا مدت‌ها همان روایت نصف و نیمه را از ماجراجویی‌های انگ به یاد دارند. بعدها ادامه‌اش را به‌واسطۀ سایت‌های دانلود دیدیم و یکی از آرزوهای کودکی‌مان محقق شد. از آن پس حساب تماشاهای چندباره‌اش از دستم در رفته است و دو متن هم پیش‌تر برایش نوشته‌ام و یکی از کلیشه‌های گفت‌وگوهایم با هر فرد جدید که آشنا می‌شوم، این پرسش است که «آواتار آخرین بادافزار رو دیدی؟»

حال پس از آن مجموعۀ کلاسیک ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸، یک فیلم سینمایی لایواکشن از شیامالان، سریال پویانمایی «افسانۀ کورا» ـ آواتار پس از انگ ـ و پخش اولین فصل از سریال لایواکشن نتفلیکس، حال پویانمایی سینمایی دنبالۀ سریال آمده که به اوان جوانی انگ می‌پردازد. از سال‌ها قبل در انتظار تماشای این پویانمایی بودیم ـ چهار سال ـ و به طرز اعجاب‌انگیزی ۶ ماه قبل از اکرانش، نسخۀ اصلی آن لو رفت و در کمتر از یک روز با زیرنویس فارسی در سایت‌های ایرانی هم قرار داده شد. همان شب اول دانلودش کردم و حتی در نظر داشتیم که بلافاصله تماشایش کنیم. تا اکنون که یک ماهی می‌گذرد، دو مرتبه با دو صوت دوبلۀ مختلف علاوه‌بر بار نخست، این فیلم را تماشا کرده‌ام و هربار لذت برده‌ام و تحسینش کرده‌ام. نوشتن دربارۀ این فیلم سخت است، و تصمیم گرفتم بیش از آنکه یک متن متدولوژیک و با ادبیات تخصصی نقد بنویسم، متنی شخصی بنویسم و از پس آن فیلم و جهان آواتار را مورد بررسی قرار دهم.

پیام جهان آواتار، دعوت به صلح است؛ صلحی که با توازن بین عناصر و ملت‌ها صورت می‌گیرد. جهان‌بینی‌ای که در شرق ریشه دارد و این مهم منجر بدان شد که اثر از منظر ساختاری نیز رنگ‌وبوی شرقی بگیرد و با انیمه‌های ژاپنی نیز به اشتباه گرفته شود. به نوعی تمامی آثاری که دربارۀ جهان آواتار ساخته شده‌اند دربارۀ این هستند که یکی از کنترل‌کنندگان عناصر تعادل را برهم زده است و دست به کشورگشایی و کشتار زده است. آواتار نیز به‌عنوان واسط بین دنیای مادی و دنیای ارواح، مسئولیت بازگرداندن توازنِ ازدست‌رفته را بر دوش می‌کشد. او علیه مستبدان و مستکبران زمانۀ خویش دست به قیام می‌زند. آن‌چه که چرخۀ آواتارها را تشکیل می‌دهد روحی‌ست به‌نام «راوا» که قدرت کنترل چهار عنصر و رسالت توازن بین دو جهان مادی و روحانی به فرد منتخب می‌دهد.

در سریال، این پادشاهیِ آتش بود که در دورۀ سوزین توازنی که به‌واسطۀ آواتار روکو ایجاد شده بود را برهم زد و با تسلط بر انقلاب صنعتی، بدل به یک نیروی امپریالیستی شد و برای نابودی آواتار کودک‌سال جدید، قوم صلح‌طلب و کوچ‌نشین باد را نسل‌کشی کرد. آواتار به‌عنوان آخرین بازماندۀ قوم باد، صد سال در غیاب بود و بدل به منجی‌ای شد که امید را در قلب مظلومان تحت ظلم امپراتوری آتش زنده نگه می‌داشت. آواتار بازگشت و با کمک دوستانش که متشکل از غیرکنترل‌گران و سه کنترل‌گر آب، آتش و خاک می‌شد، علیه امپراتوری آتش قیام کردند و در پایان نیز، آواتار چرخۀ کشتار را قطع کرد و تنها غیرفعال‌کردن کنترل عنصر پادشاه آتش، او و امپراتوری‌اش را شکست داد و توازن را بار دیگر بر جهان حاکم کرد. پس از آن شهر «جمهوری» را تأسیس کرد و عصر جدیدی را آغاز کرد که بنایش بر صلح، برابری و عدالت بین تمامی اقوام بود.

در فیلم پویانمایی «افسانۀ انگ: آخرین بادافزار» (۲۰۲۶) انگ در تلاش برای بازگرداندن تمدن باد است و وقتش را برای جمع‌آوری اشیای باستانی قوم باد اختصاص می‌دهد. کاتارا به‌عنوان همسرش ریاست شورای جمهوری جدید را بر عهده دارد، زوکو نیز فرمانروای پادشاهی آتش است و در تلاش برای گذار ملتش از آن روح و ایدئولوژی نژادپرستانۀ دورۀ امپراتوری. تاف به‌عنوان نخستین فلزافزار در حال تعلیم نخستین نسل از نیروهای انتظامی فلزافزار است که بعدها ریاستش را دخترش عهده‌دار می‌شود و ساکا نیز به‌عنوان تنها غیرکنترل‌کنندۀ تیم، در قطب جنوب مشغول کار بر اختراعاتش است.

در این قسمت تمرکز اصلی داستان بر انگ است. او که هم‌چنان با رنج ازدست‌دادن هم‌نوعانش و حس گناه ترک‌کردن آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، با شنیدن افسانه‌ای دربارۀ یکی از آواتارهای باستانی بادافزار ـ «سونوم» ـ بارقۀ امید احیای تمدن باد بر سرش می‌افتد و در این راه با آنتاگونیست داستان، «تاگا» آشنا می‌شود. تاگا از نسل نخستین بادافزارانی است که به‌وسیلۀ چوب‌دستی آواتار سونوم عنصرافزار شد. جهان‌بینی راهب‌های بادافزار بر حفظ صلح و جلوگیری از جنگ‌ها بوده و در هزاران سال قبل، آواتار سونوم برای جلوگیری از وقوع جنگی که از سوی قوم خاک در حال شروع بود، دست به گسترش قوم باد زد. در نهایت این قوم خاک بود که با کشورگشایی، امپراتوری خویش را پایه گذاشت و بخشی از قوم باد را در پیش چشم تاگا قتل‌عام کرد. گویی انگ و تاگا تجربه‌ای یکسان را پشت سر گذاشته‌اند. حتی در هدف هم با یکدیگر یکی هستند: «احیای قوم باد». اما در روش، خیر، تاگا برخلاف انگ، سعی داشت به‌وسیلۀ چوب‌دستی سونوم لشکری از بادافزاران را بسازد و با استفاده از قدرتی که آن چوب‌دستی از دنیای ارواح به دارنده‌اش عطا می‌کند، دست به قتل‌عام بزند و امپراتوری قوم باد را ایجاد کند. این همان تقابل دو جهان‌بینی جنگ‌طلبی و صلح‌طلبی است. اولی بر مبنای نوعی شووینیسم است که غایتش را در چیرگی قوم خویش بر سایر اقوام می‌بیند و دیگری اما، بر مبنای برابری و عدالت است که غایتش صلحی پایدار بین بشریت است.

نیمۀ دوم فیلم بدل به عرصۀ کشمکش بین دو جهان‌بینی می‌شود و در پایان نیز انگ پی می‌برد که تمدن باد نه برپایۀ صرف کنترل‌گری عنصر باد، بلکه برپایۀ آیین و رسوم این قوم است. بنابراین می‌بایست این مشی و مسلک عشایر کوچ‌رو را احیا کرد. انگ نهضتی را آغاز می‌کند که در آینده «تنزین» فرزندش آن را ادامه می‌دهد و در نهایت آرزوی انگ توسط آواتار پس از او ـ کورا ـ تحقق می‌یابد و نسل جدید کنترل‌کنندگان عنصر باد در کنار نوادگان انگ، قوم باد را احیا می‌کنند.

امتیاز: ۴ از ۵

نقد انیمیشن
۰
۰
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنها
دانشجوی کارگردانی مستند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید