ویرگول
ورودثبت نام
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنهادانشجوی کارگردانی مستند
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنها
خواندن ۵ دقیقه·۳ روز پیش

«روحت را بر دستت بگیر و قدم بزن»؛ مواجهۀ فیلم‌ساز دیاسپوریک با عکاس مقاومت

فیلم مستند «روحت را بر دستت بگیر و قدم بزن» ساختۀ سپیده فارسی، حاصل گفت‌وگوی فیلم‌ساز با شهیده فاطمه حسونه، عکاس فلسطینی است. این فیلم به‌مدت یک سال تهیه‌ شده و گفت‌وگو نیز در بستر تماس‌های تصویری صورت گرفته است. فیلم از غزۀ پساطوفان‌الاقصی با محوریت عکاس‌های مستند ثبت‌شده توسط شهیده حسونه شروع می‌شود و تا رساندن خبر راهیابی فیلم به جشنواره کن و برنامه‌ریزی‌ اولیه‌ برای حضور او در این جشنواره به اتمام می‌رسد. در تیتراژ پایانی اشاره می‌شود که فاطمه حسونه پس از ۲۴ ساعت از نمایش این فیلم در کن‌، ‌به همراه تمامی اعضای خانواده‌اش به شهادت می‌رسد. 

بازنمایی مسألۀ فلسطین بر پردۀ سینما توسط غیرفلسطینیان طی دهه‌های مختلف دست‌خوش تغییرات فراوانی بوده، همانند آنچه که در چهار دورۀ سینمای فلسطین هم شاهد آن بوده‌ایم. نخستین بارقه‌های فیلم‌هایی از سراسر جهان در بازنمایی مقاومت فلسطین را می‌توان در دهۀ ۶۰ و ۷۰ میلادی دید. هنگامی که جریانات چپ‌گرای ضداستعمار بر فرهنگ و هنر سلطه داشتند و در این بین فیلم‌سازان نوگرای فرانسوی نیز در کنار همتایان آمریکای لاتینی و جهان سومی، از دوربین به‌مثابۀ اسلحه علیه هژمونی آمریکا و امپریالیسم برآمده از سرمایه‌داری استفاده کردند. در این دوره این دسته از فیلم‌ها ذیل پارادایم سینمای سوم تعریف می‌شدند. جریانی از فیلم‌سازی چپ که در مقابل سینمای سرمایه‌سالار آمریکا و سینمای هنری اروپا قرار می‌گرفت و متمرکز بر مبارزه علیه امپریالیسم بود. خاستگاهش از آمریکای لاتین و مانیفست سولاناس و گتینو شروع شد و به اروپا رسید و توسط ژان‌لوک گدار و گروه موسوم به ژیگاورتوف اروپاییزه شد، در آفریقا و خاورمیانه هم گسترش پیدا کرد. در آن زمان فیلم‌سازانی نظیر مصطفی ابو علی در فلسطین سربرآورد و پایه‌گذار سینمای انقلابی فلسطین شد. یا در ادامه فیلم‌سازان دیگری از جهان عرب ظهور کردند و به خط مقدم مبارزه پیوستند؛ به طور مثال هاینی سرور و ژوسلین صعب، فیلم‌سازان زن لبنانی و ...

با گذر زمان و اتمام جنگ سرد و بسته شدن پیمان‌هایی بین سازمان فتح با آمریکا و اسرائیل، دورۀ سوم فیلم‌سازی فلسطینیان که ماهیتی مستند از مبارزه و ایستادگی بود کم‌رنگ و روایت‌هایی میانه‌گرایانه و بعضاً برخاسته از پست‌مدرنیسم جای خود را به فیلم‌سازی انقلابی داد. بنابراین سردمداران  دورۀ چهارم سینمای فلسطین افرادی چون هانی ابو اسعد و ایلیا سلیمان شدند. در سایر جهان هم روایت مبارزه برای آزادی فلسطین، ‌جای خود را به بازنماییِ صرف جنایات اسرائیل و جنگ به‌عنوان امری ویران‌گر داد. از «پنج دوربین شکسته» گرفته تا «سرزمین دیگری نیست» جملگی نمود دلسردی قشر فیلم‌ساز فلسطینی از مبارزه است. تلاشی برای نشان دادن وضعیتِ غیرطبیعی و رویای رسیدن به یک زندگی نرمال. نوعی از دلسردی و وادادگی جریان روشنفکری سابقاً چپ‌گرا که در تقابل با نیروهای مبارز اسلامی قرار گرفته است. فیلم «روحت را بر دستت بگیر و قدم بزن» نیز در این بستر قرار گرفته و مواجهۀ یک فیلم‌ساز دورمانده از وطنش است که به‌زعم حمید نفیسی، از آن به‌عنوان فیلم‌ساز دیاسپوریک می‌توان یاد کرد که نمودهای آن در لحن فیلم‌هایش مستتر است،‌ با عکاسی که در وطن مانده، به مقاومت ادامه می‌دهد و نمونه‌ای‌ست از انسانِ فلسطینی که در نهایت به مقام شهادت می‌رسد. 

سپیده فارسی و فرم سینمایی‌اش بی‌شباهت به ناسینمای جعفر پناهی و نسل تازۀ فیلم‌سازان اپوزیسیونی نیست؛ فیلم «روحت را بر دستت بگیر و قدم بزن» نیز متشکل از تصاویر فیلم‌برداری شده از صفحۀ گوشی فیلم‌ساز است که با شهیده حسونه تماس تصویری گرفته یا با همان دوربین گوشی نماهایی از تلویزیون و فضای محل زندگی‌اش را ثبت کرده است. در کنار این‌ها هم برخی از عکس‌های شهیده از نوار غزه و به همراه راش‌های کوتاهی از خیابان‌های غزه، در اثر گنجانده شده. می‌توان این‌چنین نتیجه‌ گرفت که این فیلم بیش از آنکه مبتنی بر وجه سینمایی و هنری باشد، اثرگذاری‌اش از قِبل سوژۀ مرکزی و فرامتن سیاسی آن به دست می‌آید. شهادت فاطمه حسونه نیز منجر به توجه هر چه بیشتر جشنواره‌های غربی و اهالی سینما به این اثر شد.  ‌ 

دو سوژۀ مرکزی فیلم باوجود لحن صمیمی و دوستانۀ طرفین، اما شکل‌دهندۀ نوعی از دیالکتیک هستند؛ در ساده‌ترین شکل می‌توان آن را مواجهۀ یک فعال رسانه‌ایِ اپوزیسیونِ خارج‌نشینِ‌ ایرانی با یک فعال رسانه‌ایِ مبارزِ فلسطینی قلمداد کرد. دو نوع جهان‌بینی مختلف؛ اولی با نوعی از لحن احساسات‌گرایانه‌ از بیرون به موقعیت بحرانی می‌نگرد و مدام احساس تأسف می‌خورد یا سعی بر درک وضعیت سوژۀ مقابل دارد. به طور مثال تمرکزش در گفت‌وگو بیشتر بر مباحثی‌ست که به خوردوخوراک، جای خواب، اتاق و... که تلاشی‌ست برای کانالیزه‌کردن مصاحبه در جهت آن تصویری که جریانات دموکرات و رسانه‌هایشان می‌خواهند از غزه بازنمایی کنند؛ یعنی این ملت خواهان یک زندگیِ طبیعی هستند. آن‌ها می‌خواهند به سفر اروپایی بیایند، خرید کنند و از محصولات مختلف بهره ببرند، پس باید هرچه زودتر به صلح برسید و نیروهای شبه‌نظامی نیز اسلحه‌هایشان را تحویل بدهند و به روزهای پیشاطوفان‌الاقصی برگردید. غایت این نوع نگاه به مسألۀ فلسطین همین است. نگاهی که فرسنگ‌ها با انتفاضۀ ملت فلسطین فاصله دارد. 

مهم‌ترین نقطۀ قوت اثر در سیمای شهیده فاطمه حسونه است. او یک زن، دختر و خواهر است. یک عکاس مستند و خبری است که علیه روایت صهیونیستی و آفریدن روایتِ فلسطینیْ مبارزه می‌کند. او در اغلب لحظه‌های فیلم لبخند بر لب دارد و حتی زمانی که خبر شهادت یکی از دوستانش را می‌دهد، با وجود قطره‌ای اشک بر چشمان، هم‌چنان آن لبخند محو نمی‌شود. زمانی که از ویران‌شدن خانه‌ها و نبود آب آشامیدنی و غذا صحبت می‌کند، هم‌چنان لبخند وجود دارد. او سرشار از امید است و باور دارد به پیروزی. این سیمای یک انسان مبارز (انسان فلسطینی) است؛ انسان‌هایی که به مقاومت و ایستادگی شهره هستند. 

امتیاز: ۱/۵ از ۵

فیلم مستندفلسطین
۱
۰
محمد مهدی صفری تنها
محمد مهدی صفری تنها
دانشجوی کارگردانی مستند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید