
انقلاب اسلامی بهمثابهٔ سوژه برای بازنمایی رسانهای، پدیدهای چندصدایی است. در بحبوحهٔ این انقلاب بود که دوربینهای عکاسی و فیلمبرداریِ سوپر۸ بزرگترین کاربرد خود را یافتند؛ امری که در وهلهٔ نخست دارای ماهیتی مبتنی بر سندسازی و مستندکردنِ سالهای منتهی به انقلاب، وقوع آن و نیز وقایع پس از آن بود و در وهلهٔ دوم، دوربین را به ابزاری انقلابی و پیشبرندهٔ این نهضت بدل کرد که فریاد ملت کبیر ایران را به جهانیان رساند.
در نگاه نخست به فیلمهای نسل اول مربوط به انقلاب، میتوان رگههایی از سینمای انقلابی را دریافت که در آثار سینماگرانِ سینمای سوم و کشورهای جهان سوم دیده میشد؛ مؤلفههایی با ماهیتی چپگرایانه که به موضوعاتی همچون مقابله با امپریالیسم، فاصلهٔ طبقاتی، قیام تودهها، مبارزهٔ مسلحانه و… اشاره دارند و بهواسطهٔ مونتاژی دیالکتیکی و گفتارمتنی خطابی آنها را بازنمایی میکنند.
برای مثال، این مهم را میتوان در بخش آغازین فیلم مستند «بهسوی آزادی» (۱۳۵۷ـ۱۳۵۸) ساختهٔ مسعود جعفری جوزانی و مجید جعفری دید. فیلمسازان از خودآگاهیِ ایدئولوژیک نسبت به مستندسازی برخوردار بودهاند و صراحتاً اشاره دارند که در مقابل فیلمهای پروپاگاندای حکومتی که بخشی گزینشی و همسو با گفتمان رژیم پهلوی را روایت میکنند و شعار میدهند، دست به تولید آثاری میزنند که شعارشان و آنچه تبلیغ میکنند، انقلاب باشد. این شعار و فریادِ جهانبینی فیلمسازان با عبارت «مرگ بر سینمای هالیوودی و سینمای مریض فارسی» بر عنوانبندیِ «یک فیلم از سینماگران جهان سوم» آغاز میشود و سپس فیلمی مستند از پروپاگاندای رژیم پهلوی پخش میشود. گوینده میگوید: «ما این فیلم را محکوم نمیکنیم برای چیزهایی که نشان داده است، بلکه محکوم است برای چیزهایی که نشان نداده است.» در توضیح این نگاه، فیلم از تدوین موازی و دیالکتیکی برای نمایش فقر، استثمار و تباهی در تقابل با زندگی اشرافی و نگاه آمرانه و فرادستانهٔ شاه استفاده کرده است.
اثر چند بخش مهم دارد: شب ۲۲ بهمن که تانکها به خیابانهای تهران آمدهاند و مبارزان انقلابی با کوکتلمولوتف با آنها میجنگند و از پای درمیآورندشان؛ همچنین بخش پایانی فیلم که مربوط به سخنرانی یاسر عرفات، رئیس وقت سازمان آزادیبخش فلسطین (الفتح) است و دال بر گسترش انقلاب اسلامی برای آزادسازی ملتهای اسلامی در سراسر جهان محسوب میشود؛ بهنوعی به تصویر کشیدن همان «انقلاب مداوم» تروتسکی که در آثار سانتیاگو آلوارز کوبایی نیز دیده میشد.
حال به سراغ مهمترین فیلم سینمای ایران در باب انقلاب میرویم؛ فیلمی که به زعم مارک کازینز، مورخ و منتقد سینما، در فهرست ۱۰ فیلم مستندی که دنیا را تکان داد قرار گرفته است و جایگاهش در نسبت با بازنمایی انقلاب ملی کشور خویش، همپای آثار آیزنشتاین برای انقلاب اکتبر، سانتیاگو آلوارز برای انقلاب کوبا، پونتهکوروو برای انقلاب الجزایر و حتی مصطفی ابو علی و هانی جوهری برای مبارزهٔ انقلابی خلق فلسطین است. فیلم مورد بحث، «برای آزادی» اثر حسین ترابی است.
فیلم با جملهای در تیتراژ آغاز میشود: «انقلاب ما همهجا بود، همه بودند… و ما اگر هزار دوربین هم داشتیم نمیتوانستیم تصویر کاملی بدهیم از قیام ملتی که به پیشواز مرگ رفته بود… برای آزادی.» فیلم از قبرستان و مویه برای ازدسترفتگان آغاز میشود و با قبرستان به پایان میرسد. عصارهٔ فیلم را میتوان در همان تیتراژ آغازین دید؛ جهانبینی فیلمساز نسبت به امر واقع را دریافت و تعجب نکرد که این فیلم در داخل کشور اجازهٔ نمایش پیدا نکرد.
«برای آزادی» اثری گاهشناسانه است که لحظات مهمی از حوادث روزهای انقلاب را در هر دو جناح پوزیسیون (شاه و درباریان) و اپوزیسیون (انقلابیون) ثبت کرده است. از جمله نقش نیروهای سیاسی در راهپیماییها و تودههای مردم و رهبران دینی را در جوار تغییرات سیاسی میبینیم، مراسم رسمی دربار برای معرفی کابینههای مختلف غیرنظامی و نظامی را مشاهده میکنیم و شاهدیم که چگونه انقلاب به اوج خود میرسد. یکی از لحظات تأثیرگذار فیلم، صحنهای است که با تکنیک ریورس تدوین شده است: پس از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، شاه را در مراسم تاجگذاری میبینیم، اما اینبار شاه با دست خود تاج را از سر برمیدارد و شنل شاهیاش را از تن بیرون میکند.
یکی از نکات مهم فیلم «برای آزادی» از منظر جامعهشناختی آن است که گروهها و جماعتهای حاضر در فرایند انقلاب و نحوهٔ پاسخگویی آنها به محرکهای بیرونی را تصویر کرده است. فیلم با عزاداری برای شهدای سینمارکس در آبادان آغاز میشود و با حضور در بهشتزهرا و یاد شهدای انقلاب پایان میگیرد.
دومین گام مهم در زمینهٔ ثبت انقلاب از دل تلویزیون ملی صورت گرفت. این گامها بهواسطهٔ منوچهر مشیری، محمود بهادری و اصغر فردوست، سه فیلمبردار تلویزیون، برداشته شد. آنان با شجاعتی کمنظیر، دوربینهای سازمان تلویزیون ملی ایران را از آنجا خارج کردند و با تهیهٔ نگاتیو از بازار آزاد، ساعتها از وقایع انقلاب فیلم گرفتند که نتیجهٔ کارشان در فیلمی ۱۴۶ دقیقهای به کارگردانی اصغر فردوست و داود کنعانی با نام «تپش تاریخ» ارائه شد.
این دست خوانشهای گاه چپگرایانه از انقلاب اسلامی، برخاسته از روح زمانهٔ خویش در میان فیلمسازان جهان سوم بوده است؛ نسلی که علیه نیروهای استعماری و مستبدان زمانهٔ خویش بسیج شده بود. نسلی که آرمان عدالتخواهی را نه در نسخههای الحادی کمونیستی، بلکه در دل قرآن و نهجالبلاغه و حکومت عدل علی (ع) و حماسهٔ خونین حسین (ع) جستوجو کرد. در جهان اسلام نیز به سبب جایگاه والای دین و رهبران دینی در میان تودههای مردم، دین در آن عصر از کالبد سنتگرایانه و محافظهکارانهٔ پیشینِ خود بیرون آمد و بدل به ایدئولوژیای انقلابی، رهاییبخش و عدالتخواهانه شد.