ویرگول
ورودثبت نام
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheriامن و ملایم و بغل کردنی اندرون، شوخ و شر و شیطون از بیرون، این خونواده منه.
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheri
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ ساعت پیش

فرهنگ لغتی که کفش ورزشی پوشیده بود.

از آن روز،

فعل‌ها دیگر سرِ جایشان بند نمی‌شدند.

هر کلمه، قبل از این‌که تلفظ شود، نفس عمیقی می‌کشید چون قرار بود به جای معنی، مسافت‌ها را طی کند.

صفت‌ها کششی می‌رفتند.

قیدها گرم می‌کردند.

حتی حروف اضافه هم دیگر اضافه نبودند.

فرهنگ لغت، کفش میخی پوشیده بود.

هر بار ورقش می‌زدی، بوی باران بعد از زنگ ورزش می‌آمد.

و دفترچه‌ها بوی چمن خیس می‌دادند.

وقتی بازشان می‌کردی، صدای سوت آغاز مسابقه از بین صفحه‌ها بلند می‌شد.

غلط‌های املایی، زانوهای زخمی داشتند.

بعضی‌ از کلمه‌ها، قبل از رسیدن به آخر خط، چند بار زمین خورده بودند.

بعضی‌‌ هم هنوز روی "ی" و "ن" زخم‌های تازه داشتند.

ویرگول‌ها فقط برای آب خوردن می‌ایستادند.

نقطه‌ی پایان...

بعد از دوی صد متر، روی خط افتاده بود.

و فعلِ «دویدن»...

برای اولین بار،

احساس کرد کسی واقعاً معنی‌اش را فهمیده است.

بازیانیمیشنویرگولکاریکلماتورخلاق
۷
۰
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheri
امن و ملایم و بغل کردنی اندرون، شوخ و شر و شیطون از بیرون، این خونواده منه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید