بعضی پروندهها واقعاً باید بایگانی بشن. 📂
یه زمانی به یه خواستگار، با هزار و یک مدل هاراکیری، محترمانه، غیرمحترمانه، مستقیم، غیرمستقیم، با دود، با کبوتر نامهبر... خلاصه به هر زبونی که بلدم گفتم: «نه.» که اگر هنوز متوجه نشده، دیگه مشکل از کیفیت «نه»های من نیست. 😐
سالها گذشته...
یهو پیام:
«من دوستت داشتم... فقط خواستم بگم خوشبخت بشی.» 🥹
آخه برادرِ من... (دخترا وقتی میخوان دَکِت کنن 😐)
داداش... من وقتی میگم «نه»، منظورم این نیست که یه چند سال برو توی صف انتظار، بعد با آپدیت جدید برگرد. 😂
این «نه» بود، تریلرِ فصل دوم که نبود. 😂
ببین، آدمها ظرفیتهای متفاوتی دارن. بعضیا میتونن سالها یه ارتباط دورادور و مبهم رو نگه دارن.
من؟ نه. 🙋🏻♀️
وقتی یه پرونده بسته شد، بسته شده. نه از روی بیمهری؛ از روی احترام به مرزها. چون بعضی ارتباطها فقط وقتی قشنگن که همونجا، با یه «نه»ی محترمانه، تموم بشن. 🌱
من کلاً اعتقادی به ارتباطهای دورادور و احساساتِ بایگانینشده ندارم. یه «نه»ی سالم، از هزار تا «هنوز دوستت دارم ولی...» مفیدتره. 💪🏻🌱
به نظرم بعضی درها اگه بسته بمونن، هم برای من سالمتره، هم برای طرف مقابل. 😅🌸
