
👇🏻
اگر من جای این گربه بودم، احتمالاً هیچکس نمیتوانست مرا از زیر این میز بیرون بکشد.
راستش را بخواهید، حتی الان هم نمیتواند.
تصورش را بکنید؛ یک فنجان چای داغ، کتابی که مدام میگویید «فقط یک صفحهی دیگر»، صدای آرام باران پشت پنجره و گرمایی که بیسروصدا دور پاهایتان میپیچد. بعضی چیزها بیشتر از آنکه وسیله باشند، شبیه پناهگاهاند.
ژاپنیها اسم این پناهگاه کوچک را «کوتاتسو» گذاشتهاند؛ میزی که زیر یک لحاف ضخیم پنهان میشود و زمستان را از دشمنی سرسخت به جایی تبدیل میکند که هیچ دلیلی برای ترک کردنش به اندازهی کافی قانعکننده نیست.
اما چیزی که مرا کنجکاو کرد، گرمای یک سنت ژاپنی نبود.
این اولین باری نبود که آن را میدیدم؛ فقط اولین باری بود که اسمش را میشنیدم. انگار از لابهلای خاطرات شبهای سرد، بوی چای تازهدم و جمعهای خانوادگی بیرون آمده باشد.
اینجا بود که یک سؤال ساده در ذهنم شکل گرفت. شاید هم دو تا:
چطور ممکن است مردمی در آن سوی آسیا، هزاران کیلومتر دورتر از ایران، به چیزی برسند که اینهمه بوی خانه میدهد؟
چه رشتهی نامرئییی زمستانهای ژاپن را به زمستانهای ایران وصل میکند؟
بعضی حقیقتها جهانیاند.
بیرون آوردن پا از زیر لحاف اشتباه است.
کوتاتسو؟
شکل ژاپنیِ نرم کردن زمستان.
👆🏻
Kotatsu or Korsy? Is This Heating Method Japanese or Iranian?
👇🏻
https://globalvoices.org/2015/10/28/kotatsu-or-korsy-is-this-heating-method-japanese-or-iranian/
👆🏻