ویرگول
ورودثبت نام
نازنین
نازنیننویسنده و شاعر
نازنین
نازنین
خواندن ۵ دقیقه·۳ سال پیش

از این محرم تا اون محرم

سلام به دوستان ویرگولی من
با عرض تسلیت و آرزوی قبولی عزاداری های شما عزیزان

این متن را من روز 15 محرم نوشتم اما متاسفانه فرصت نشد منتشر کنم و این متن برای آن روز است:

امروز شنبه 15 محرم 1444 هجری قمری است...

یک روزی، نوشته ای خواندم که خیلی به فکر فرو رفتم! من هر نوشته خوبی را سعی میکنم با تمام دقت بخوانم و تلاش میکنم تا جایی که میتوانم به آن عمل کنم.
اما این نوشته کمی فرق میکرد! اگر آن را با تفکر میخواندی به گریه می افتادی و میترسیدی! نوشته این بود:

آنهایی که نفهمیدند امام حسین علیه السلام چرا شهید شد، نفهمیدند که چرا این عَلَمی که در دست امام حسین علیه السلام بود، (برای چه) برافراشته شد و تکلیف پیروان امام حسین علیه السلام در قبال این رسالت چیست، باید برای خودشان گریه کنند.
و آنهایی که از محرم سال قبل، تا محرم امسال هیچ فرقی در رفتار و اعمال خود نداشته اند و سعی نکردند که حتی یک کار بد گذشته را اصلاح کنند، به جای گریه برای امام حسین علیه السلام، باید برای خود گریه کنند.

هر چند که گریه برای امام حسین علیه السلام دارای ثواب و ارزش است. که حتی روز قیامت میتواند قطره اشکی برای ما معجزه و راه گشا باشد.

اما فقط همین دو سه قطره اشک ریختن و از فردا همان آدم سابق بودن شد عزاداری؟!
این شد ایمان و امام دوستی؟!

اول از همه بگویم این متن را که خواندم خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که من اولین کسی هستم که باید برای خودم گریه کنم! چون هیچ تغییری از سال قبل تا به حال نداشته ام!
به این فکر کردم که آیا امام حسین علیه السلام از ما فقط همین را میخواهد؟!
یا میخواهد فکر کنیم به اینکه ایشان چه راهی رفته و ما نیز پیرو همان راه باشیم!

آیا امام حسین علیه السلام فقط میخواهد که نذری بدهیم، سینه بزنیم، اشک بریزیم، به صحبت های سخنرانان گوش دهیم، اما فردا حتی سخن آنهایی که پای منبرشان گوش دادیم دیگر برایمان مهم نباشد و حتی ذره ای به آن سخنان عمل نکنیم؟!
خیر! این دوست داشتن نیست! این کار ها به معنی این نیست که ما امامِ مان را دوست داریم!

همه امامان، با ایمان کامل تمام کارهایی را که خدا دوست داشت و واجب کرد را با دل و جان به اتمام رساندند حتی به قیمت از دست دادن جانشان! یعنی برای خدا هیچ شرطی نمی گذاشتند و دین را به صورت کامل قبول داشتند، نه فقط آن قسمتی که به نفع شان باشد!

و اما ما چطور؟!
اکثریت ما (به غیر از انسان های پاک خدا) هر کجای دین که به نفع مان هست را در شیپور میکنیم و در فضای مجازی جار میزنیم. و اما هر کجای دین که به نفع مان نیست را رد میکنیم.

به عنوان مثال:
بد بودن خوردن مال حرام، دزدی، رشوه، گرفتن مال یتیم، احتکار، اختلاس را مدام جار میزنیم که دین گفته غلط است، و مدام به همه مسئولین خورده میگیریم. اما مسئله حجاب که حرف خداست را خیلی راحت و بدون هیچ تعارفی انکار میکنیم و به روز بودن را جار میزنیم!

من هم قبول دارم که اصلا نباید مسئولین در مسئولیتی که برای مردم انجام میدهند و جزو وظیفه آن هاست، کمترین کوتاهی و کم کاری داشته باشند، چه برسد به دزدی، اختلاس و رشوه!!
و آن که برد و خورد، مطمئن باشد که عاقبت به خیر نمیشود، حتی اگر در این دنیا این حرف ها را جدی نگیرد، مسخره کند و به خوشگذرانی مشغول باشد.

و باز هم قبول دارم کسانی هم هستند که حجاب را کامل رعایت میکنند اما از هیچ کار نادرستی، ابایی ندارند و اتفاقا همین موضوع خیلی از انسان ها را از حجاب و حتی دین دور میکند. یعنی ظاهری درست اما باطنی غلط و در جایی دیگر کسانی هم هستند با باطنی درست اما ظاهری غلط!

و همینطور نمیتوانیم کار های بد خودمان را با کار های بد دیگران توجیح کنیم! مثلا به کسی که دزدی میکند بگویند چرا اینکار را میکنی؟ در جواب بگوید چطور فلانی گرا فروشی میکند چیزی نیست؟! من هم دزدی میکنم!
یا به کسی که حجاب را رعایت نمیکند، بگویند چرا اینکار را میکنی؟ در جواب بگوید چرا دزدی و اختلاس زیاد است؟! این ها بهانه خوبی نیست. اگر هر کس اشتباهش را به گردن شخص دیگری بیاندازد، سنگ روی سنگ بند نمیشود!

یک مثال دیگر سازش و قناعت در زندگی زناشویی را عمل نمیکنیم، اما مهریه را حق خود میدانیم. در صورتی که خدا هر دو را در قرآن بیان نموده، نه فقط مهریه را!!

یا به نماز که میرسیم خیلی سبک می‌شماریمش! یا نمیخوانیم یا هر وقت که خدایی میشویم سوی نماز میرویم 2 روز بخوان و 10 روز نخوان! و یا آخر وقت، سر سری و بدون اخلاص میخوانیم.

امام حسین علیه السلام در آن ساعت های جنگ و خون نماز را برپا داشتند، نه فقط به خاطر اینکه واجب شرعی است بلکه همیشه می‌فرمودند: «من نماز را دوست دارم»
کسی که نماز را دوست دارد قطعا با دل و جان میخواند! اگر ما در آن شرایط که زن، فرزند و اصحاب مان را شهید کردند و به اسارت می بردند، بودیم واقعاً به نماز اهمیت میدادیم؟!

چو پیغمبر، چو سلمان و ابوذر / نمازش پاک و خالص قیمتش زر

درست است که آن ها امام بودند و ما انسان های معمولی، اما ای کاش یه گوشه و یک ذره کار های خوب آن ها را نیز ما با دل و جان انجام میدادیم. مثل شهید عباس بابایی، خلبان ایرانی که در اتاق ژنرال آمریکایی، بدون ذره ای ترس نماز خواند!

احکام دین در قرآن بیشتر از این مواردی بود که گفتم و اگر در مورد همه صحبت کنیم متن طولانی میشود!
اما اگر من خدا را قبول دارم باید به همه گفته هایش عمل کنم و اگر عمل هم نمیکنم حداقل آنهایی که به نفع خودم نیست را رد نکنم!

تمام کارهایی که خدا گفته مثل: روزه، نماز، ازدواج، طلاق، نظافت، طهارت، پاک دامنی، اخلاق نیکو، رزق حلال، انسانیت، مهربانی، احترام به والدین، آداب غذا خوردن، زکات، خمس، انفاق، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، حج، شهادت، کم فروشی نکردن، و خیلی چیز های دیگه...

که عمل به همه این ها از ما مسلمان میسازد، نه که سلیقه ای هر کدام را دوست داشتیم قبول کنیم چون مثلا نفع مان در آن است و در آن یکی نیست!
ممنون که خواندید امیدوارم شما هم مثل من به فکر فرو رفته باشید!

و انشاالله که تا محرم سال بعد اگر بدی در خود می‌بینیم دنبال تغییر باشیم و حرف خدایی را گوش دهیم که مهربان است و توبه پذیر!


محرمحجاباختلاسکربلااربعین
۱۰
۲
نازنین
نازنین
نویسنده و شاعر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید