بعداز کلی مداخله فامیل از پدر بزرگ گرفته تا عمه و دایی وخاله و شوهرعمه و عموپدرم با ازدواجم موافقت کردالبته بگم ک درجریان همین اتفاقا دیگه بامن صحبت نمیکردمادرمم ک قدرتی توی خانواده نداشت نمیتونست دخالتی بکنه از طریق عمه سومم ک زن داییم هم بود از سه شرط پدرم مطلع شوم شرط اول اینکه ازدواج کنم دیگه هیچ وقت حق برگشتن ب خونه پدری رو ندارم تحت هیچ شرایطی حق هیچ گونه ارتباط با خانواده ام رو نداشته باشم،شرط دوم هیچی بهم نمیدادن یعنی از جهیزیه خبری نبود،شرط سوم بعد رفتنم ب همه اعلام میکنه ک من دیگه دخترش نیستم،نیت پدرم از این شرط ها پشیمون کردن من بود عمه ام با گریه شرط ها رو بهم منتقل کردمنم به عمه گفتم ک شرط اول و دوم قبوله اما سومی ن ب پدرم بگو شرط سوم اصلاحقم نیست در روستای ماوقتی دختری آبرو و شرف خانواده رو ب خطر مینداخت تردش میکردن من کوچکترین حرکتی ک آبرومونو ب خطر بندازه انجام نداده بودم حتی حضوری پسره رو ندیده بودم اولین دیدارما روز خواستگاریم بودباکلی دخالت و خواهش پدرم با حذف شرط سوم اجازه داد نامزد کنیم و دوماه ب خانواده پسر فرصت داد شرایط ازدواج رو فراهم کنن گفت اگه بشه دوماه و یک روز دیگه هیچ قراری باشمانداشتم و ندارم برای جلو گیری از هر رفت و آمدی منو ب خونه برادرم ک متاهل بود و پاکدشت زندگی میکرد تبعید کردیک هفته از دوماه باقی مونده بودک نامزدم عازم کرج شدو ب واسطه ی آشنا داخل ی شرکت کار پیدا کرد چندروزی دنبال خونه گشت و ی خونه ۵۰متری طبقه چهارم ی آپارتمان اجاره کردو برگشت شهرستان تاکارهای عقدوازدواج رو ردیف کنه،برادرم منو با یکی از دوستاش ک ب شهرستان میرفت فرستادو من برگشتم روز چهارشنبه با نامزدم و مادرم و عمه ام و مادر نامزدم رفتیم شهرلباس وکفش و طلا و خورد ریزای لازم رو خریدیم وقت محضر گرفتیم برای روز بعدش روز پنج شنبه ۲۹خرداد ۱۳۹۹اوج کرونا ی مراسم کوچیک گرفتیم ب عنوان عقدو عروسی بعد مراسم منو بردن خونه مادرشوهرم اولین بار بود اونجا میرفتم بین این همه غریبه ای ک اگراز من خوششون نمیومددیگه راه برگشتی نداشتم،شب ۳۰خراد ساعت۹شب بلیط اتوبوس داشتیم هردو با حالی نامعلوم با چمدان و ساکی در دست ک تنها دارایی هامون بودن راهی کرج شدیم خودمونو ب تقدیر سپردیم( البته پدرم ۷۰۰سکه مهریه تعیین کرده بود با ۶۰میلیون طلا ک ماچون توان نامزدم نمیرسید۶۰میلیون طلا بخره ۳۰میلیون خریدیم ولی فاکتور ۶۰میلیون تهیه کردیم وروز محضر نشون دادیم)