شایدم ما دشمن خودمان هستیم که اینقدر خسته ایم!
هیجانات کودکی از بین رفتو تمام هورمونها به دنبال هورمون رشد، ته کشیدن
کلِ آن اندک احساسِ لذتمان در همان سنِ کم، ترکمان کردو هنوز هم نمیدانم که من دشمنش بودم یا او دشمن من؟
به معنای لذت که فکر میکنم هیچ چیزی به ذهنم نمی آید جز همین سه حرفه بی معنا شده
افکارم خسته ام کردند
کاش افکارمنیز دشمنم شوند
کاش این زندگی مرا ترک کند
چه جملهی مسخره ای
زندگی مرا سالهاست ترک کرده
برعکسِ همهی شماها بگمانم احساس لذت، در مرگم در تنهایی برای اخرین بار مرا
خواهد یافت
خوشحال خواهم مرد
+کی خستست؟
-من!
-اره دشمنه همتون
دشمنه خودم.
من قاتلی ام که درونم خیلی چیز هارا کشتم.
بعضی ها همانند مسیح جنازه های درونم را زنده میکنند
ولی من هنوز میتوانم و هربار بهتر از قبل دوباره اجازه نمیدهم نفسی بکشند
تو هنوز به دنبال خودتی؟
میخواهی خودت را بشناسی؟
در این دریا سال هاست غرقم
خودی وجود ندارد که پیدا کنیو بشناسیَش
حقیقت اینی است که وجود دارد
ما موجود ناشناخته ای برای خود هستیم
قبول کنید.
شببخیر