
1_ زنجیر طمع بر بال جان
شرح حکمت دوم نهج البلاغه:
هرکس جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده، هرکس راز سختی خود را افشا کند ، خود را تحقیر کرده، و هرکس زبانش را بر خویش حاکم کند خود را بی ارزش ساخته است.
امیرالمومنین علی (ع) در این حکمت سه رذلیت اخلاقی و آثار آن را بیان کرده اند. در این بیان اصیل و با معنا ، طمع ورزی عامل پستی انسان عنوان شده است، اما چرا؟ همه ما میدانیم که اگر انسان کوشا بعد ادای تلاش و اراده ی خود به دستاورد خویش راضی نباشد و از نفس خود با آب شور طمع استقبال کند هرگز سیراب نخواهد شد و برای تحقق طمع خویش بنده و برده هر کس و هرچیزی میشود و خود را به عرصه خواری میکشاند.
باید بدانیم که انسان زاده شده است تا برای آرزو ها و اهداف خود تلاش کند اما باید مراقب قلب و جان بود تا پس از حصول نتیجه قلب آرام گیرد و شیرینی تحقق امال دلپذیر و فطرت پسند به جان نشیند و گوارا باشد ، چرا که انسان طمع ورز هرگز کامش را با دستاورد های ریز و درشت شیرین نمیکند و شوری طمع او را حریص و تشنه تر میکند.
اینکه ایشان برملا کردن راز سختی و درد را عامل تحقیر شخص میدانند صحبتی است عمیق و قابل تآمل. بی تردید قابل لمس است که اگر فردی در زندگی خود دچار فشار و سختی شود و این راز دل را با نااهل بازگفت کند چیزی جز حقارت شامل حالش نخواهد شد یعنی اگر من با فردی که دوای دردم نباشد راز سختی بازگو کنم و آن شخص به جای مشورت، مساعدت و حتی همدلی من را محکوم به کم تحملی کند یا آن زخم را به رخم بکشد چه فایده ای دارد. باید بدانیم سخن از درد و سختی باید در محضر کسانی باشند یا با علم شان یا روح بزرگشان یاریگر و مرهم برای ما باشند.
در بخش سوم این کلام نورانی میخوانیم که اگر شخصی زبانش را بر خود حاکم قرار دهد خود را بی ارزش کرده است. خب این یعنی چه؟ یعنی انسان پر حرف یعنی کسی که به جای آنکه عقلش بر او حاکم باشد ، زبانش بر او فرمانروایی میکند. ایشان در یکی دیگر احادیث خود نیز فرمودند: عقل چون کامل شود سخن کم میشود. یعنی یکی از نشانه های انسان عاقل کم گویی و گزیده گویی است
کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندکت جهان شود پر
در عصر نوین و حتی صاحب نظران معاصر و دارای قدمت، شعرا و فلاسفه در باب کم سخنی و قناعت و دوری از طمع ورزی سخنان و نظرات متعددی را بیان کرده اند که در ادامه بع برخی از آنان میپردازیم
در باب ارزش قناعت:
1* اپیکور فیلسوف یونانی(341ق.م): اگر میخواهی ثروتمند باشی ، میل خودت را کم کن ،نه دارایی ات را زیاد
2* ارسطو(384ق.م): فضیلت در میانه روی است، نه افراط و نه تفریط
3* توماس آکویناس(فیلسوف بزرگ1274 م_ایتایل):قناعت نشانه اعتماد به خدا و طمع نشانه ترس است.
4* رالف والدو امرسون( فیلسوف- 1803آمریکا ): قناعت قدرت دیدن آن چیزی است که داری. بالا ترین شکل خرد و آزادی کسی است که دارای قناعت است.
5* فرانسیس بیکن(دانشمند انگلیسی1926م): قناعت شرط تفکر سالن است.
*1 Epicurus, Vatican Sayings (بخش 25) از آثار اپیکور
2* کتاب اخلاق نیکوماخوسی (Nicomachean Ethics، کتاب دوم، فصل 6) آمده است.
3* منبع :Summa Theologica, Secunda Secundae (بخش دوم از قسمت دوم
4* ضمون این جمله در مقالههای امرسون Essays: First Series و The Conduct of Life آمده است
5* Novum Organum و Advancement of Learning از آثار فرانسیس بیکن
در گذر قرنها، اندیشمندان جهان، از شرق و غرب، هر یک به زبانی انسان را به خودشناسی، صبر، صداقت، و آرامش درونی فراخواندهاند.
با اینهمه، کلام امام علی(ع) جایگاهی بیهمتا دارد؛ زیرا نه تنها به اصلاح ظاهر انسان، بلکه به تزکیهٔ باطن او دعوت میکند.
سخنان حکیمانهٔ او، با وجود سادگی در بیان، به ژرفترین لایههای روان و اندیشه نفوذ میکند و همان حقیقتی را آشکار میسازد که فیلسوفان بزرگ نیز قرنها در جستوجوی آن بودهاند:
اینکه انسان در اصلاح خویش، در ایمان به حکمت الهی، و در پرورش فضیلتها به آرامش و معنا میرسد.
از اینرو میتوان گفت، آموزههای امام علی(ع) نه تنها در هماهنگی با اندیشههای خردورزان جهان است، بلکه از نظر عمق و جامعیت، فراتر از آنها میدرخشد.