ویرگول
ورودثبت نام
Nazanin
Nazanin
Nazanin
Nazanin
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

سال 1403

اتفاقاتی که توی دوران دبیرستان برام افتاد باعث شده بود تا نتونم حس خوبی به زندگی داشته باشم. درگیری های خانوادگی،وابستگی به مجازی،تغییرات اون سن و ارتباط نداشتن با ادمای هم سن و سال خودم.

اما زندگی الان جوری برام چرخیده که نمیدونم چجوری هضمش کنم و این حجم از جبران کردن زندگی رو درک کنم. من به عنوان یه دختر نوزده ساله حقوق دارم،هشتا دوست خوب پیدا کردم،وارد رشته ای شدم که بهش علاقه مندم،تونستم زندگی خوابگاهی که رویام بود رو تجربه کنم، رابطم با خانوادم و خواهرم خیلی خوب شد،اعتیادم به مجازی از بین رفت و ارتباطم با ادمای ناسالم حذف شد.

میتونم سرکلاسی باشم که عاشقشم،نمیخواد بیش از حد زور بزنم،کتابای مورد علاقمو میتونم بخونم و میتونم
از این فرصت برای یادگیری مهارت هایی که بهشون علاقه دارم استفاده کنم...این زندگی برام تبدیل به بهشت شده.

برنامه ریزیایی توی ذهنم دارم. چند مدت فرانسوی خوندم و مقدار XP رو به 4000 تا رسوندم هدفم 4900 بود ولی الان خیلی بهش نزدیکم،هر ماه یک کتاب خوندم و تونستم امسال نه کتاب رو تموم کنم. خوشحالم!

اگر توی گذشته گیر کردی و ناراحت شدی یا به اینده فکر کردی و مضطرب،بدون شرایط الانت مثل بهشت میمونه. پس لذت ببر نازنین!


یادگیری مهارت
۵
۱
Nazanin
Nazanin
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید