
سلام بچهها! نگینم.
میخوام باهاتون رو راست باشم. یادمه تا همین چند سال پیش، هر وقت میخواستم یه مقاله بنویسم، انگار یه «ناظر» بالای سرم بود. یه ناظر که اسمش «گوگل» بود.
تمام فکر و ذکر من این بود که:
گوگل چی دوست داره؟
چگالی کلمه کلیدی چقدر باشه؟
چند بار کلمه کلیدی رو تو H2ها تکرار کنم؟
مقالهم حتماً باید ۲۰۰۰ کلمه بشه؟
انگار داشتم برای یه ربات مینوشتم. راستش رو بخواید، یه کم خستهکننده شده بود. متنها خشک میشدن، بیروح... و بدتر از همه، میدونستم اون آدمی که داره اینا رو میخونه، احتمالاً حس خوبی نداره.
خوشحالم که بگم، چند وقته یه حس خیلی خوبی دارم. چون بازی عوض شده.
اون ناظر رفته، و به جاش یه «مخاطب» نشسته روبروم.
الان دیگه سؤال اصلی من این نیست که "گوگل چی میخواد؟"؛
سؤال اصلی اینه: "اون آدمی که داره این کلمه رو سرچ میکنه، ته دلش واقعاً دنبال چیه؟"
و این، دقیقاً شروع داستان «محتوای مردم-محور» یا People-First Content هست.
بذار ساده بگم: محتوای مردم-محور، محتواییه که تو در درجه اول اون رو برای «راضی کردن یه انسان» نوشتی، نه برای «گول زدن یه الگوریتم».
یعنی محتوایی که:
وقتی کاربر میخونتش، تهش نمیگه "خب که چی؟"
برعکس، حس رضایت میکنه، حس میکنه یه چیزی یاد گرفته و یه تجربه خوب داشته.
محتوایی که اینقدر خوبه که دلت میخواد بوکمارکش کنی یا بفرستیش واسه دوستت.
محتوایی که واقعاً یه «ارزش افزوده» داره، نه اینکه فقط یه کپی یا بازنویسی از چهار تا سایت دیگه باشه.
شاید بگی: «خب نگین، اینا که همون حرفای همیشگیه! من ترافیک میخوام!»
و من بهت میگم: قشنگی ماجرا اینجاست که تنها راه گرفتن ترافیک پایدار و بلندمدت، دقیقاً همینه.
این پارادوکس ماجراست.
گوگل با تمام آپدیتهاش (مخصوصاً آپدیت محتوای مفید یا Helpful Content Update)، داره روز به روز باهوشتر میشه تا «احساس رضایت انسان» رو تشخیص بده.
گوگل فهمیده که اگه بتونه محتوایی رو به کاربر نشون بده که «تجربه» پشتش باشه، «تخصص» توش موج بزنه و «صادقانه» نوشته شده باشه، اون کاربر باز هم برای سرچ بعدیش برمیگرده به گوگل.
پس، معادله این شد:
رضایت کاربر = رضایت گوگل
وقتی تو برای «آدمها» مینویسی، گوگل هم به عنوان پاداش، عاشقت میشه و بهت رتبه میده. دیگه دوره بازنویسی کردن محتوای بقیه و پُر کردن متن با کلمه کلیدی تموم شده.

خب، حالا چطور این حس «مفید بودن» و «تجربه» رو به متن تزریق کنیم؟ این چکلیست ذهنی منه که قبل از انتشار هر مطلبی از خودم میپرسم:
مهمترین بخش E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد) که خیلیها فراموشش میکنن، همون «تجربه» (Experience) است.
به جای اینکه بگی: "این محصول خوب است."
بگو: "من این محصول رو تست کردم. روز اول باتریش عالی بود، ولی از هفته دوم حس کردم..."
این یعنی «تجربه». یعنی عکس و ویدئوی اورجینال. یعنی نشون بدی تو واقعاً «اینکارهای» و فقط یه سری تئوری رو کپی نکردی.
از خودت بپرس: اگه این مقاله من نبود، کاربر چه چیزی رو از دست میداد؟ آیا من فقط حرفهای ۵ تا سایت اول گوگل رو به زبان دیگه نوشتم؟ (که این فاجعه است!)
ارزش افزوده یعنی:
یه تحلیل جدید
یه دیدگاه متفاوت
یه گزارش یونیک
یه مثال داستانی که مفهوم رو سادهتر میکنه
دوره «کلیکبیت» و عنوانهای شوکهکننده تموم شده. عنوان تو یه «قول» به کاربره.
عنوان بد: "رازی که غولهای سئو از شما پنهان میکنند!"
عنوان خوب: "چطور با محتوای مردم-محور، رتبههای بهتری بگیریم؟ (راهنمای تجربی)"
اگه عنوانت قولی بده که تو محتوا بهش عمل نکنی، کاربر رو از دست دادی و گوگل این «فرار» کاربر رو میفهمه.
این مهمترین سؤاله. آیا کاربر بعد از خوندن متن تو، حس میکنه به جواب کامل رسیده؟ یا حس میکنه گیجتر شده و باید برگرده گوگل و یه سرچ دیگه بکنه؟
اگه دومی اتفاق بیفته، یعنی تو شکست خوردی. محتوای تو باید «ایستگاه آخر» کاربر باشه.
و اما پاداش ویژه!
وقتی تو اینقدر خوب و «مردم-مدار» مینویسی، نه تنها تو نتایج جستجوی عادی رتبه میگیری، بلکه یه درِ مخفی هم برات باز میشه: گوگل دیسکاور.
دیسکاور، خوراک محتوای گوگل تو موبایله که محتوا رو بر اساس «علاقه» کاربر بهش نشون میده، نه «سرچ» کاربر. و دیسکاور عاشق محتواهای E-E-A-T، با تجربههای دست اول، عنوانهای صادقانه و داستانهای جذابه.
ورود به دیسکاور یعنی گرفتن یه ترافیک فوقالعاده، اونم از مخاطبانی که دقیقاً عاشق حوزه کاری تو هستن.
نوشتن برای الگوریتمها ساده بود؛ یه سری قانون خشک و بیروح داشت.
ولی نوشتن برای «آدمها» سخته. نیاز به همدلی، تجربه، خلاقیت و صداقت داره.
اما بذار بهت بگم، این کار، لذتبخشترین بخش سئو و تولید محتواست.
اینکه بدونی یه جایی، یه آدمی، مقالهی تو رو خونده، یه مشکلش حل شده و ته دلش گفته "دمش گرم"، این حس رو با هیچ رتبه یکی تو گوگل عوض نمیکنم. (که البته، این حس، همون رتبه یک رو هم برات میاره!)
حالا تو به من بگو:
تو نوشتههات، سختترین بخش «مردم-محور» بودن برات چیه؟ به اشتراک گذاشتن تجربههای شخصی؟ یا سادهنویسی؟ بیا تو کامنتها با هم گپ بزنیم.