تا حالا شده یه سؤالی رو گوگل کنی، با هیجان روی لینک اول کلیک کنی و... هیچی؟
یه متن خشک، رباتی و بیروح که انگار فقط نوشته شده تا رتبه بگیره، ولی هیچ جوابی به تو نمیده؟ چه حسی بهت دست میده؟ معمولاً دکمه «بک» رو میزنی و برمیگردی تا یه نتیجه بهتر پیدا کنی، درسته؟
این دقیقاً همون تجربهایه که گوگل چند وقته داره باهاش میجنگه. اسم این مبارزه رو هم گذاشته آپدیت «محتوای مفید» (Helpful Content).
امروز میخوام به زبون خودمونی برات تعریف کنم که این «مفید بودن» از نگاه گوگل دقیقاً یعنی چی و چطور میتونیم محتوایی بنویسیم که هم گوگل عاشقش بشه و هم کاربری که داره میخونه.

بذار خیلی ساده بگم. گوگل دیگه اون ربات ده سال پیش نیست که با تکرار کلمات کلیدی گول بخوره. گوگل امروز، «مفاهیم» رو درک میکنه و تشنهی محتواییه که اول برای آدمها نوشته شده، بعد برای موتور جستجو.
محتوای «موتور-محور» (کاری که نباید بکنیم):
محتواییه که فقط و فقط برای رتبه گرفتن تو نتایج جستجو تولید شده.
نویسندهاش هیچ تخصص واقعی تو اون زمینه نداره، فقط رفته چند تا مقاله دیگه رو خلاصه کرده و ارزش جدیدی اضافه نکرده.
دنبال موضوعات ترند میره، فقط چون ترند شدن، نه به این دلیل که مخاطب واقعی اون سایت بهش نیاز داره.
به صورت انبوه و اتوماتیک تولید میشه، به امید اینکه شاید یکیش رتبه بگیره!
محتوای «انسان-محور» (کاری که باید بکنیم):
این همون چیزیه که ما بهش میگیم «محتوای مفید». اما چطور باید باشه؟
وقتی میخوام یه محتوا بنویسم یا ممیزی کنم، دیگه فقط دنبال کلمه کلیدی نیستم. این سؤالا رو از خودم میپرسم:
این برای من مهمترین اصله. آیا محتوای تو به وضوح نشون میده که تو «تجربه» واقعی در اون مورد داری؟ مثلاً اگه داری یه محصول رو نقد میکنی، واقعاً بهش دست زدی و باهاش کار کردی؟ اگه داری یه سفرنامه مینویسی، واقعاً اونجا بودی؟ یا فقط داری حرفای بقیه رو بازنویسی میکنی؟ محتوایی که «تجربه» داره، بوی صداقت میده و گوگل اینو میفهمه.
آیا متن جوری نوشته شده که معلومه نویسندهاش اینکارهست و موضوع رو عمیقاً میشناسه؟ یا نه، فقط یه سری اطلاعات سطحی و واضح رو کنار هم چیده؟ محتوای تخصصی، تحلیل عمیق ارائه میده، نه فقط اطلاعات بدیهی.
اعتماد همهچیزه. آیا محتوای تو جوریه که کاربر بهش اعتماد کنه؟ مثلاً منابع معتبر رو ذکر کردی؟ اطلاعات شفافی درباره نویسنده یا سایتی که اینو منتشر کرده وجود داره (مثل صفحه درباره ما یا معرفی نویسنده)؟ آیا سایتت به عنوان یه مرجع تو اون حوزه شناخته میشه؟
آیا سایت تو یه هدف و تمرکز اصلی مشخص داره؟ یا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه، فقط به امید گرفتن ورودی از گوگل؟ باید بدونی داری برای کی مینویسی. آیا این محتوا برای مخاطب فعلی یا بالقوه کسبوکار تو مفیده؟
این چکپوینت آخره. آیا کسی که این محتوا رو میخونه، در نهایت حس میکنه جواب سوالش رو کامل گرفته و به هدفش رسیده؟ آیا حس رضایت میکنه؟ یا حس میکنه اطلاعاتش ناقص بوده و مجبوره برگرده گوگل و دوباره جستجو کنه؟
راستش رو بخوای، تمام این چکلیست گوگل یه حرف ساده داره: «برای آدمها بنویس، نه برای رباتها.»
یادمه یه زمانی فکر میکردیم سئو یعنی پیدا کردن «تعداد کلمه» جادویی که گوگل دوست داره. خوشبختانه گوگل واضح گفت که اصلاً همچین چیزی وجود نداره و دنبال طول مشخصی از محتوا نیست.
سئو دیگه تقلب و دور زدن نیست؛ سئو یعنی ساختن بهترین، کاملترین، صادقانهترین و ارزشمندترین تجربه برای اون انسانی که به ما اعتماد کرده و روی لینک ما کلیک کرده.
تو چطور؟ وقتی محتوا مینویسی، چقدر به اون «حس رضایت» نهایی کاربر فکر میکنی؟ برام بنویس.