درود
دیماهتون به مهر
روزگاران بیاینترنت و سردتون به خیر
این روزها، که هیچ چیز سر جایش نیست و دلمان لک زده برای دیدن دو تیک آبی کنار هم، ویرگول شده مأمنی گرم و دوست داشتنی که میتوان نوشت و خواند و چیزهایی را یادآوری و چیزهایی را فراموش کرد. دیدار مجازی دوستانی قدیمی، عشق را در وجودمان زنده میکند؛ حالا که از خیلیها بیخبریم.
ویرگول همیشه بود. روزهای سرد و گرم، زمستان و تابستان. بودیم و نبودیم، بودند و مینوشتند. چالشها بود و مسابقات، با تمام جنب و جوش و حواشیشان برگزار میشدند و این سرزندگی «ویژگی بارز» ویرگول بود.
دو، سه روز پیش بود که اکانت ویرگول پستی گذاشت و خبر از درست شدن سرویس پیامک داد. چقدر تشکر قطار شد که ویرگول عزیز، ممنون که در این شرایط، تو درها را به روی ما نبستی و به تماشای پستهای قدیمی که تاریخشان از امروز، دور و دورتر میشود ننشستی.
حالا خودمانیم ویرگولجان؛ ما که جمع شدهایم و مینویسیم. مگر بد است؟ مگر نه این که وجود کاربران به تو شکوه و رونق میدهد و دلهای ما را هم گرمتر نگه میدارد؟ مگر نه این که نوشتی با بستن و محدود کردن مخالفی؟ پس چرا حالا این شد و یک کامنت ساده نمیتوانیم بگذاریم؟ چطور میشود با فیلتر مخالف بود و بعد دست و پای مخاطبان را بست مبادا که کامنتی بگذارند؟
اختلال از جانب شما هست یا نیست، ما امیدمان به شماست. نگذارید این قلمهای روان از نوشتن بایستند و از شما دلسرد شوند. نگذارید حالا که هیچ کجای این جهان مجازی راه نداریم، راه خانه شما را هم بنبست ببینیم. «لطفاً» به روال قبلی برگردید و ویرگول همیشگی بینِتان باشید.
پ.ن۱: این که نوشتههای زیبایتان را میخوانم و نمیتوانم مثل قبل راحت کامنت بگذارم یا پاسخ کامنتهایتان را بدهم حس بدی دارد. بعدا دوباره به همهشان سر خواهم زد.
پ.ن۲: میدانم که با انتشار در انتشارات اوضاع بهتر میشود ولی به چه کار میآید؟ باقی باگها را چه کنیم؟
پ.ن۳: به امید روزهای بهتر.
پ.ن۴: پست بسیار موقت.
پ.ن۵: در چالش هفته منتشر کردم. بابت بیربط بودن متاسفم. :)
افزوده شده بعد از انتشار: گویا برخی کامنتها در ظاهر ارسال و بعد ناپدید میشن. چند تا از کامنتهام رو چک کردم و سر جاشون نبودن. ای بابا...
