ویرگول
ورودثبت نام
*نیالا*
*نیالا*دنیای روایت‌ها و لحظه‌های ساده از دید من
*نیالا*
*نیالا*
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

داستانک روزانه، روز یازدهم:اراده آهنین

شمارو نمیدونم اما من تا همین چند وقت پیش اصلا فکر نمیکردم اراده داشته باشم و هیچ جوره هم نمیشه درستش کرد.

حالا شما چطور چقدر به اراده نیاز دارید؟ یا اصلا چه جوری تو زندگی ارادتونو قوی می‌کنین؟

خیلی چیزها درمورد اراده خوندم و یکی از جالب‌ترین چیزها این بود که وقتی اراده تو زندگی مون و رفتارهامون کم میشه دلیلش این نیست که از بین رفته یا اصلا اراده نداریم دلیلش اینکه اون اراده خاموش شده چون دیده ما ازش استفاده نمی‌کنیم.

حالا قسمت جالب ماجرا کجاست؟ اینجا که میشه دوباره فعالش کرد اما فقط با کارهای سخت و چالشی دوباره میتونیم کاری کنیم که اراده عزیزمون بهمون برگرده چون واقعا تو زندگی اگر اراده نداشته باشیم کاری نمیتونیم بکنیم.

مثلا خود من تا همین چند وقت پیش اصلا ارادشو نداشتم دست رد به شیرینی و دسر بزنم و تو فکرم این بود که اصلا نمیتونم اما علتش چی بود؟

چون برای خودم باز نکرده بودم که عزیزمن اگر شیرینی نخوری چیزی ازت کم نمیشه زودتر به وزن دلخواهت میرسی و لباسا قشنگتر میشن و خلاصه ادامه...

بعدش متوجه شدم فقط بخوای یه کار چالشی انجام بدی و فکر کنی الانه اراده روشن بشه سخت در اشتباهی چون اول از همه باید مغز خوشگلتو آماده کنی. حالا متوجه شدی همه چی زیر سر این مغز ناقلاست؟

خلاصه ما تو زندگی به یک اراده استوار نیاز داریم البته قبل از اون به یک دلیل و چرایی محکم تا بتونیم پیش بریم.درواقع این اراده است که میتونه مارو از خیلی خطرها نجات بده و مهم‌تر از اون دلیل و چرایی.

ارادهداستانکروزانه
۳
۰
*نیالا*
*نیالا*
دنیای روایت‌ها و لحظه‌های ساده از دید من
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید