ویرگول
ورودثبت نام
نیک‌آفرین مرادی
نیک‌آفرین مرادیکنجکاوی قطب‌نمای منه!
نیک‌آفرین مرادی
نیک‌آفرین مرادی
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا سفرهای یک روزه بهینه نیستند؟!

اگر شما هم از اون دسته آدمایی هستید که صبح زود از خونه‌اشون می‌زنن بیرون تا برن سفر و شب برگردن به خونه این مقاله دقیقاً همون چیزیه که باید بخونید.
سفر یک‌روزه بیشتر «اعلام حضوره» تا «گردشگری» شبیه به اینه که به مقصدت بگی: «سلام، دیدمت، خدافظ.»
به‌عنوان یک متخصص گردشگری، در ادامه توضیح می‌دم که چرا این نوع سفر از نظر اقتصادی، روانی، جسمی، تجربی، برنامه‌ریزی، و حتی محیط‌زیستی معمولاً انتخاب بهینه‌ای نیست.

One day trip
One day trip

۱- زمان مفید در سفر یک روزه واقعا کمه.

نمیشه انکار کرد که در سفر یک روزه بخش زیادی از روز رو در مسیر هستید تا به مقصدتون برسید.
مقدار قابل توجهی از زمان باقی مونده‌ هم صرف گشتن دنبال جای پارک یا پیدا کردن دستشویی و کارهای این شکلی می‌شه.
و در آخر در بهترین حالت فقط چند ساعت برای تجربه‌ی مفید مقصد باقی می‌مونه، تازه اون هم در صورتی که همه چیز کاملا مطابق برنامه‌ی قبلیتون «خوب پیش بره»
با این‌حال همه‌ی ما می‌دونیم که «همه‌چیز خوب پیش بره» فقط در دنیای ایده‌آل رخ می‌ده و متاسفانه دنیای واقعی این شکلی نیست.
نتیجه‌ این همه اتلاف وقت هم این می‌شه که بازدهی سفر یک‌روزه معمولاً خیلی پایینه. یعنی ۸۰٪ روز صرف کارهای جانبی می‌شه نه گردشگری.


۲- هزینه‌ها ثابتن با این حال تجربه نصفه‌نیمه‌ست.

برخلاف تصور خیلی از ما بخش زیادی از هزینه‌های سفر ربطی به مدت زمان اقامتمون ندارن.
به این هزینه‌ها می‌گیم هزینه‌های ثابت سفر.
اما هزینه ثابت سفر دقیقا چیه؟ این‌ها هزینه‌هایی هستن که شما الزاما باید بپردازید فارغ از اینکه چند روز در سفر هستید.
بیاید چند تا مثال بزنیم تا این مفهوم رو بهتر درک کنید.
الف) هزینه‌های که شما برای آماده‌سازی سفر می‌دید اغلب ثابت هستن.(زمانی که صرف کردید تا دنبال مقصد مناسب بگردید/چیدن برنامه‌ی بازدید/بستن چمدون/خرید وسایل لازم برای سفر و...)
ب) هزینه‌ رفت و آمد یک هزینه‌ی ثابت هست و در بیشتر مواقع ربطی به مدت زمان موندن شما نداره.
ج) بار روانی و خستگی ناشی از جا‌به‌جایی
در واقع با یک حساب سر انگشتی می‌شه متوجه شد وقتی فقط یه‌روز در سفر هستیم، این هزینه‌های ثابت روی زمان خیلی کمی تقسیم می‌شن و «بازدهی سفر» پایین می‌آد.
در این نوع از سفر عجیب نیست اگر آماده شدن برای سفر بیشتر از خود «تجربه‌ی مقصد» طول بکشه!


۳- بدن فرصت سازگاری نداره!

حتی یک سفر نزدیک هم نیاز به سازگار شدن داره چون ریتمی که بدن بهش عادت داره رو بهم می‌ریزه.
مفهومی به اسم «Warm-up Period» وجود داره که میگه مدتی پس از رسیدن به مقصد بدن انرژی خودش رو صرف سازگاری ذهنی، جسمی و محیطی می‌کنه، نه لذت یا بازدید اصلی.
حتی اگر این مفهوم رو هم کنار بذاریم باز هم شما به یک زمان معقول برای در رفتن خستگی ناشی از ماشین سواری نیاز دارین!
همه‌ی اینا در حالیه که شما باید عجله کنید تا به همه‌ی برنامه‌هاتون برسید و همین باعث می‌شه تا خستگی زیادی توی جونتون بمونه.
همین خستگی و اعصاب خوردی و کلافگی هم باعث اختلاف و دعوا و هزارتا داستان دیگه می‌شه...
تازه وقتی به خونه برسید هم همچنان خسته هستید و دچار افت عملکرد توی روزهای بعدی می‌شید.


۴- عجله، دشمن تجربه است.

سفر یه‌روزه یعنی:
«سریغ غذاتو بخور، وقت نیست!»
«عکس نگیر، دیر شد!»
«موزه رو سریع ببین باید بریم!»
و همه این‌ها در حالیه که گردشگری هنر «مکث» کردنه و باید بشینی، تماشا کنی، صداها رو بشنوی، بوها رو بفهمی، با آدم‌ها معاشرت کنی و...
اما در سفر یک‌ روزه همه چیز «اسنپ‌شاتی» پیش‌ می‌ره شبیه به یه عکس سریع، بدون عمق و بدون احساس.
درواقع شما مقصد رو «مصرف» می‌کنین، نه «تجربه».
در کنار همه‌ی اینا همین عجله کردن خودش می‌تونه برنامه رو خراب کنه کافیه یچیزی رو جا بگذارید یا خدایی نکرده بخاطر عجله تصادف کنید.
علاوه بر این‌ها فرصت تعامل اجتماعی هم از دست می‌ره.
نمی‌تونی با مردم محلی گپ بزنی.
فرصت پیدا کردن دوستان جدید کمتر می‌شه.
وقت نداری تا یک کافه یا جایی که توی جاذبه‌های عمومی نیومده رو کشف کنی‌.این‌ها اغلب از بهترین بخش‌های سفر هستن و نیاز به زمان دارن! چیزی که توی سفر یه‌روزه نداریمش.


۵- کوچک‌ترین خطا = نابودی کل سفر

توی این نوع از سفر چون وقت خیلی محدوده کوچک‌ترین اشتباه می‌تونه کل تجربه شما رو خراب کنه.
اینجا اشتباه کوچیک یعنی: ده دقیقه تأخیر یا یک ربع بیشتر دنبال جای مناسب ناهار گشتن، کمی ترافیک، بسته بودن یک جاذبه و حتی تغییرات آب‌وهوایی.
همه‌ی این‌ها می‌تونن کل برنامه‌ و هزینه‌هاتون رو از بین ببرن.


۶- خاطره‌سازی سطحی و بی‌عمق

مغز ما برای ساختن خاطره به زمان، تکرار، آرامش، احساس کنترل و لذت نیاز داره اما در سفر یک‌ روزه، مغز فقط می‌گه: «بعدی کجاست؟ بدو!»
و وقتی برمی‌گردید، تنها چیزی که توی ذهنتون می‌مونه اینه که: «من خسته‌ام.»
نه حس مقصد، نه داستان و نه ورود به فرهنگ… هیچ خبری از این‌ها نیست.
تنها خروجی این سفر: «چند تا عکس اینستاگرامیه.»


۷- در گردشگری، «عمق تجربه» مهم‌تر از «تعداد مکان‌ها»ست

از دید تخصصی، سفر باید تجربه‌ی مقصد رو عمیق‌تر کنه و داستان و خاطره به همراه داشته باشه.
احساس قوی‌ای توی شما ایجاد کنه و باعث یادگیری چیزای جدید بشه و شناخت شما رو از فرهنگ‌های مختلف بیشتر کنه.

قلعه ✔️

پارک ✔️

کباب ✔️

سلفی ✔️

این بیشتر شبیه مسابقه دو نیست تا گردشگری؟؟؟


۸- ردپای زیست‌محیطی زیاد و بازدهی کم.

سفرهای کوتاه بیشتر به محیط زیست آسیب می‌زنن به‌خاطر اینکه حمل‌ونقل بیشترین سهم رو در آلودگی داره و زمان کم اجازه نمی‌ده تا این هزینه روی تجربه بیشتری تقسیم شه.
همچنین مقصد بهره‌ی اقتصادی کمی می‌بره اما اثرات زیست‌ محیطی به هرحال روش اثر خودشون رو می‌گذارن.
این یعنی سفر یک‌روزه «باخت–باخت» است هم برای شما، هم برای محیط‌زیست و مردم محلی.


۹- اثر روانی سفر ناقص ایجاد می‌شه.

حس اینکه «این همه راه اومدم، ولی هیچی ندیدم» براتون آشنا نیست؟ بعد از برگشتن از همچین سفرهایی احساس پشیمانی و نارضایتی شایع‌تره.
خیلی از افراد حس می‌کنند سفرشان «هدر رفته» و گاهی این حس به‌وجود می‌آد که اگر خونه مونده بودم حداقل خسته نمی‌شدم.

۱۰- فرصت تجربه‌ی شب و روزِ مقصد در کنار هم رو از دست می‌دین.

برای درک درست از یه شهر/منطقه، دیدنش توی روز و شب لازمه.
روز = جاذبه‌ها، موزه‌ها، طبیعت
شب = رستوران‌ها، زندگی شبانه، خیابان‌ها و ...
در سفر یک روزه معمولاً فقط یکی رو تجربه می‌کنید تازه اون هم ناقص و نصف‌نیمه‌ست.


نتیجه‌گیری اخلاقی؟

سفرهای یک روزه از لحاط منطقی و اقتصادی بهینه نیستن و بیشتر مواقع هزینه‌ی بیشتری از اون‌چه ما فکر می‌کنیم برامون دارن.
با این حال چون بیشتر این هزینه‌ها جنبه مالی ندارن و بهشون آگاه نیستیم به بهونه اینکه زمان و پول کمتری برای سفر یک روزه لازمه راهی همچین سفرهایی می‌شیم.


سفرهزینه‌های سفرگردشگریاقتصاد رفتاریبهینه سازی
۰
۰
نیک‌آفرین مرادی
نیک‌آفرین مرادی
کنجکاوی قطب‌نمای منه!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید