آیا نژادپرستی پیچیدست؟

ویکی پدیا نژادپرستی رو با جمله‌ی زیر توضیح داده.

نوعی پیش‌داوری و تبعیض، که متمرکز بر تفاوت‌های نژادی حاصل از تفاوت‌های ظاهریِ جسمی/فیزیکی و نیز تفاوت‌های فرهنگی حاصل از زبان، آداب و رسوم، دین، تاریخ و امثال آن است.

• من بچه‌ی تهرانم، منو با اون مقایسه میکنی؟
• طرف با یه چشم کور شاغله من نه!
• این خارجیای کافرِ مسیحی چقدر خوشبختن
• خاک به سرش چرا توی مصاحبه با اخبار با لهجه حرف زده؟ آبرو استانمون رو برد!
• عربای ملخ خور. حالم ازشون بهم میخوره!
• با افغانی دوست شدی؟ اونا آدمن مگه؟
• این فیلمای چین چان چونگ چیه میبینی؟
• اصفهانیای خسیس!

نمونه‌های بالا موردهایی از نژادپرستیه. نژادپرستی پیچیده نیست فقط پره از موارد زیاد. و این موضوع کاملا بی شیله پیله‌ و سادست. اگه خودم رو بالاتر از بقیه یا شخصی وابسته به گروهی ببینم این نژادپرستیه. مخلوطی از رفتار خودخواهی، قضاوت بی جا، تبعیض! سه تا رفتار نفرت‌انگیز با هم مخلوط شدن تبدیل شدن به رفتاری فراتر از نفرت‌انگیز.

بارها با من نژادپرستانه رفتار شده. من یه انسان هستم. ایرانی، از یه شهر کوچیک، لهجه‌ی استانم رو ندارم و نمیتونم صحبت کنم، از نظر جسمی و عقلی سالم، سفید پوست. فکر میکنید نمیشه با اینها با من نژادپرستانه رفتار کرد؟ به من گفتن سیاه و خودشون رو برتر دونستن چون من توی کودکی بخاطر بازی کردن توی کوچه با آفتاب تیز شهرمون سبزه‌ شده بودم. وقتی چیزی طبق مد توی کشور مد میشد اگه از اقوامی که توی شهرهای دیگه زندگی میکردن متوجه میشدن تعجب میکردن که اینجا هم از این چیزا میفهمن. و گاهی باید زندگی کردن توی شهر کوچیک رو مخفی میکردی تا مردم باهات رفتار بهتری داشته باشن. بخاطر نداشتن لهجه هم توسط خود مردم شهرم مسخره میشدم که کلاس میزارم. IQ م بالای صده اما بارها خنگ صدا زده شدم(زیر صد نرمال نیست) و نظرات منو نخواستن و نادیده گرفته شدم توی هر گونه نظر دادن. یک بار توسط یه خارجی بخاطر سیاست کشورم مستقیم بهم توهین شده. بارها بخاطر گوش دادن به آهنگ‌ها و فیلم‌های آسیای شرق مسخره شدم. زمانی از دوران کودکیم که مذهبی بودم و وقتی باحجاب جلوی بقیه ظاهر میشدم توسط بقیه مسخره میشدم و داهاتی خونده میشدم.

اگه من یه شخص مورد نفرت خیلی از ایرانی‌‌ها بودم تحمل همه اینها طاقت فرسا میبود چون رفتار بدتری در انتظارم میبود. اگه من تابعیت افغانستان داشتم میتونستم راحت خرید کنم بدون اینکه چیزی رو گرون‌تر بهم بفروشن؟ میتونستم راحت با بقیه دوست شم؟ میتونستم یه معلم خصوصی ساده باشم که به چندتا بچه درس میده؟ میتونستم حقوقی که دریافت میکنم اندازه‌ی بقیه مردم این کشور باشه؟ نه. من بخاطر داشتن تابعیت از یه کشور آسیایی که توش جنگه یا حتی اگه اینجا به دنیا اومده باشم ولی چشمام من و خانواده‌ام رو لو بدن، یه شخص منفور بودم. صد البته که ایرانی‌های زیادی هستن با کسایی که تابعیت افغانستان دارن خوب رفتار میکنن، اما اون چه کاملا دیده میشه رفتار بد مردم کشورمونه. و صد البته فقط افغانستانی‌ها نیستن که این نفرت‌ها رو از مردم کشورمون میگیرن، تقریبا با بیشتر مردم آسیایی این رفتار میشه تا زمانی که از کشوری پولدار نباشن.

حتی کره‌ای‌ها و ژاپنی‌ها مردمشون بخاطر گذشته کشورهاشون با هم مشکل جدیی ندارن و فقط سیاست‌مدارهاشون علاقه دارن اتفاق‌های گذشته رو به زمان حال ارتباط بدن. بهتر نیست تنفر از عرب‌ها و عراقی‌ها رو تموم کنید؟ مشکلات گذشته برای گذشته بوده و حتی پدر من از تنفر اونها دست برداشته چرا ماهایی که هیچ ارتباطی باهاشون نداریم باید این همه نفرت نسبت بهشون داشته باشیم؟ از امضای قطعنامه‌ی صلح خیلی گذشته اما هنوز به فکر صلح نیستید؟

چشم‌های بادومی؟ پوست تیره؟ فیلم‌ها و آهنگ‌های آسیای شرق؟ یهودی‌ها و مسیحی‌هایی که به نظرت کافرن؟ فارسی صحبت کردن با لهجه؟ عرب‌های ملخ خور؟ کوتوله؟ مردای کره‌ای زنن چون آرایش میکنن؟ متولد پایتخت بودن؟ پایتخت نشین بودن؟ مذهبی بودن؟

اگه حتی یکی از این موردها رو در بین موردهای فراوان نژادپرستی دارین شرمسارانه نیست؟ قرن بیست و یکه و هنوز با این همه ارتباطات و اطلاعات میخواین خودتون رو بخاطر هر موضوع بی‌موردی برتر بدونید؟ اگه شما دانشگاه تهران قبول شدید ولی من دانشگاه ناکجاآباد اونوقت توی این مورد حق برتری دارید! اما هرگز نمیتونید این برتری رو توی سر کسی بکوبید، این افتخار خودتونه نه زهری به دل من. برتر بودن خودتون رو توی موردهایی که دستاورد‌ خودتون نیست تموم کنید. حداقل بیا با دستآوردهامون خودمون رو بهم نشون بدیم.